Chronic Fatigue Syndrome (CFS) که در ادبیات بالینی جدیدتر با عنوان Myalgic Encephalomyelitis (ME/CFS) شناخته میشود، یکی از مبهمترین و در عین حال ناتوانکنندهترین اختلالات روانتنی است. این سندروم با خستگی شدید و پایدار حداقل بهمدت شش ماه مشخص میشود؛ خستگیای که با استراحت بهبود نمییابد و با فعالیت فیزیکی یا ذهنی تشدید میشود (Fukuda et al., 1994).
پژوهشهای اخیر نشان میدهند که ME/CFS نه صرفاً یک اختلال روانی یا متابولیک، بلکه یک وضعیت پیچیدهٔ نورواندامی–ایمونولوژیک است که شامل تغییر در محور HPA (hypothalamic–pituitary–adrenal)، اختلال در تنظیم autonomic nervous system، و الگوهای غیرطبیعی التهاب عصبی (neuroinflammation) میشود (Nakatomi et al., 2014; Komaroff, 2019).از منظر شناختی–رفتاری، بیماران دچار کاهش ظرفیت پردازش اطلاعات، افت توجه پایدار و افزایش حساسیت به استرس هستند. از منظر فیزیولوژیک، مطالعات PET و fMRI نشان دادهاند که نواحیای چون anterior cingulate cortex و insula در وضعیتهای پایدار خستگی دچار بیشفعالیت یا التهاب موضعیاند (Miller et al., 2015).
درمانها عمدتاً چندوجهیاند و شامل CBT تعدیلشده برای خستگی، بازتوانی تدریجی فعالیت (graded exercise therapy)، مداخلات خواب، و گاه تنظیم دارویی محور ایمنی یا عصبی. با این حال، درمان قطعی هنوز وجود ندارد و مسیر پژوهش به سمت درک شبکهای از تعامل میان مغز، ایمنی و متابولیسم پیش میرود.
“CFS is not a disease of laziness or mind; it is a disorder of systemic dysregulation.”
— Komaroff, A. L. (2019)
References:
• Fukuda, K., et al. (1994). The chronic fatigue syndrome: A comprehensive approach to its definition and study. Annals of Internal Medicine, 121(12), 953–959.
• Nakatomi, Y., et al. (2014). Neuroinflammation in patients with chronic fatigue syndrome: A PET study. Journal of Nuclear Medicine, 55(6), 945–950.
• Miller, A. H., Haroon, E., Raison, C. L., & Felger, J. C. (2015). Cytokine targets in the brain: Impact on neurocircuitry and behavior. Neuropsychopharmacology, 40(1), 242–253.
• Komaroff, A. L. (2019). Advances in understanding the pathophysiology of chronic fatigue syndrome. JAMA, 322(6), 499–500.
Address:
Telegram | Instagram | Castbox | YouTube