تامس آگدن در ادامهی بسط نظریهی کلاین، علاوه بر دو موضع کلاسیک «پارانویید–اسکیزوید» و «افسردهوار»، مفهومی تازه به نام موضع اوتیستیک–مجاور معرفی میکند.
این موضع به سطحی از تجربه روانی اشاره دارد که ابتداییتر از دو موضع کلاینی است، اما از نظر اهمیت همسنگ آنها محسوب میشود.
✓ ویژگیهای اصلی:
تجربهها در این سطح پیشنمادین و صرفاً حسیاند؛ یعنی هنوز در زبان و نماد شکل نگرفتهاند.
تمرکز اصلی بر سطوح تماس است: سختی–نرمی، دما، فشار، ریتم، تماس پوست با محیط.
تجربه نه کاملاً «درونی» و نه «بیرونی» است؛ بلکه در یک وضعیت مرزی و محیطی میان این دو رخ میدهد.
در این موضع هنوز «خود» و «دیگری» بهصورت روانی مجزا نشدهاند؛ بنابراین حالت بینشخصی وجود ندارد.
این سطح میتواند هم پایهی رشد سالم روانی باشد و هم در شرایط اضطراب شدید به شکل دفاعی و محدودکننده بازفعال شود.
✓ اهمیت بالینی:
شناخت موضع اوتیستیک–مجاور به رواندرمانگر امکان میدهد به لایههای حسی و پیشنمادین تجربهی بیمار توجه کند؛ جایی که کلمات کارایی ندارند و ارتباط از طریق لحن، سکوت، ریتم یا حتی کیفیت تماس روانی–جسمانی برقرار میشود.
به بیان دیگر، آگدن نشان میدهد که روان انسان بر بستری از سطوح حسی و تجربههای ابتدایی تماس با جهان بنا میشود؛ بستری که بدون درک آن، فهم عمیقتر مواضع کلاینی ممکن نیست.
✓ این مفهوم، پنجرهای نو به سوی درک «زمینهی حسی–وجودی» روان است؛ جایی که تجربهی زیسته هنوز در کلمات نگنجیده و مرز درون و بیرون در حال شکلگیری است.
Reference:
• Ogden, T.H. (1989). On the concept of an autistic-contiguous position. International Journal of Psychoanalysis, 70(1), 127–140.
• Ogden, T.H. (1988). On the dialectical structure of experience: Some clinical and theoretical implications. Contemporary Psychoanalysis, 24(1), 17–45.
Address:
Telegram | Instagram | Castbox | YouTube