روانشناسی فروید، به نوعی، روانشناسی ادیپی است.
روانشناسی ملانی کلاین به نوعی، روانشناسی پیشادیپی است. یعنی از روز های اول رابطه مادر و نوزاد شروع به تحلیل میشود. برای همین میتواند دریافت کند که در سطوح پایین ذهن چه اتفاقی میافتد.
ولی علاوه بر این اختلاف، خانم کلاین یک تئوری بسیار مهمتر دارد: ایشان سائق را تغییر داده و تبدیل به عواطف میکند. بنابراین از روانکاوی، نوعی روانشناسی میسازد!مِنبعد آن اختلاف و پیچیدگی که روانکاوی در بیولوژی دارد را در تئوری خانم کلاین نمیبینیم.
به صورت بسیار ساده تر میتوان گفت: از دید فروید مشکل انسان ماهیت حیوانیش است. یا به عبارت دیگر: میتونیم خیلی عامیانه بگیم تضاد بین عقل و دل (جنبه انسان عقل و جنبه حیوانی.)
اما از دید کلاین این دوتا هیچ تضادی ندارن تضاد بین دل و دله بین عشق و نفرت.
PsychoAnalyser
