جمجمه شناسی روانی بر این فرض استوار است که توانایی ها و تمایلاتی که در فرد ظاهر میشوند, تابع عملکرد مناطق خاصی از مغز است. این عقیده در آن زمان یک نظریه انقلابی محسوب میشد؛ چون براساس آن ذهن انسان مستقل از بدن در نظر گرفته میشود, یعنی تواناییها و تمایلات, حاصل عملکرد مغز است و مغز نیز اندام یا عضوی است که ما آن را ذهن می نامیم.
گال پس از بنا نهادن فرض مذکور، فهرستی که مشتمل بر عواطف، نگرشها، احساس ها، قوه ی عقلانی، ادراکی و انعکاسی بود، تهیه کرد. حال او میبایست محل دقیق استقرار این ویژگی های فردی را در مغز پیدا کند. در این مرحله او با این محدودیت مواجه شد که برای فهم چگونگی عملکردهای مغز موجود زنده، راهی وجود ندارد. گال بر این عقیده بود که ممکن است نوع شکل مغز بتواند اطلاعاتی را در این زمینه که در درون فرد چه میگذرد، آشکار سازد. اما از آنجا که ابزار خاصی برای مشاهده ی شکل مغز یک فرد زنده در دست نداشت، تصور کرد که شکل جمجمه انسان راهی برای پی بردن به این معما است.
Channel ID: PsychoAnalyser
Post #1160
497
