🔻در جستوجویِ خویشتن🔻
آدمیزاد وقتی از تونلِ کودکی عبور میکند، پا میگذارد بر صحنه جادهای وسیعتر، جایی که دیگر خودش بدون دستانی حمایتگر، باید راه برود و بدود. اولین گامها مثل کودکی که تاتی میکند، انتخابهای کوچک را در دست میگیرد. تصمیم میگیرد کجا برود، چه بخرد و چه بخورَد؟
اندک اندک دوندهای ماهر میشود. حالا سر مهمترین چندراهی هایِ زندگیش قرار میگیرد. باید انتخاب کند کدام مسیر برایِ اوست؟ کدام کار او را سعادتمند میکند و کدام آدم همسفرِ سالیانش است؟!
بلوغ، همانند شکوفه شدنِ یک غنچه میماند. نقطهای حساس و مهم که بودن را در مسیرِ شدن میاندازد. تا آنچه که واقعا هستیم، میوه دهد.
استقلال طلبی در سنِ رسش و بلوغ، جایی که اسمش را نوجواٰنی میگذاریم. همچون یک غده رشد کننده، تمامِ بدنِ نوجوان را میگیرد. پس با تمام وجود میخواهد که لجامِ افسار گسیخته زندگیش در دستانِ خودش باشد.
حال همین الگو و شابلون را میتوان روی جوامع گذاشت. جامعه مبتدی و نرسیده، وابستهاست. همچون طفلی صغیر که برای تغذیه شدن ، تر و خشک شدن، نیاز به والد و مربی دارد. خودش نمیتواند برای خودش تصمیم بگیرد، نمیتواند بداند که چه هست و چه باید باشد؛ نمیتواند در مسیرِ شکوفایی گام بردارد. نمیتواند حتی خودش شکمِ آدمهایش را سیر نگهدارد. نمیتواند سیستمی بسازد تا مانعِ فساد، که صراطِ تباهیاست، شود.
همچین جامعهای مانند انگلی که در بدنِ میزبان تغذیه میکند. وابسته به دیگری میماند. برای احقاقِ تمام نیازهای مادیش باید دست گدایی دراز کند و نیازهای عالیترش هیچگاه پاسخ داده نمیشود.
امام خمینی(ره)جامعه ما را به بلوغ رساند. از بین تمام خصایص و ویژگیهایِ تطبیقی ماقبلِ انقلاب ۵۷ و پساز آن، مهمترین خصلتی که در جانِ این جامعه کاشته شد و امروز ثمره آن را با چشم میبینیم، استقلال طلبی و استقلال خواهی بود.
بلوغ اتفاق افتاد. جامعه پوست انداخت. آگاهی، چون گردههایی بهاری پراکنده شد و همه جارا فرا گرفت. برای از زیرِ یوغ دیگری بیرون آمدن، برای روی پای خود ایستادن، برای خودسازی و عزت نفسی که در جانمان نشست.
همانطور که آدمی اگر به استقلال نرسد، قطعا مرضی در او نهفته، در جامعه هم صدق میکند.
مستقل زیستن به مراتب از وابسته بودن جانفرساٰ تر است. مسیری تاریک ، پر از چالههایِ گِل که هر آن ممکن است در آنها فرو بروی. اما جامعه را در مسیرِ شدن به چیزی که حقیقتا هست، میرساند.
در پسِ این مسیر پر مشقت، نوری دلنواز و احساسی والا، نهفته. چیزی که برای آن به این دنیا آمدیم. برای آنکه هر آدمکی و هر جامعهای، باید نسخه منحصر به فردِ خود را زندگی کند.
نه مسیرِ پا خوردهیِ دیگریرا…!
✍🏻ریحانه اوسطی
#میراث_امام
📍بسیج دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی
🆔@psy_bsj_atu
Post #738
48
- ❤ 3