Jack of all trades, master of none
یعنی از هر کاری یه ذره بلدی، اما تو هیچکدوم واقعاً متخصص نیستی.
این موضوع فقط برای برنامهنویسهای تازهکار نیست؛ حتی آدمهای حرفهای هم ممکنه گرفتار همین قضیه بشن.
همیشه چیزهای جدیدی برای یاد گرفتن وجود داره. هر روز یک ابزار، تکنولوژی یا مهارت جدید میبینیم و وسوسه میشیم که سریع بریم سراغ یاد گرفتنش.
اما مشکل از جایی شروع میشه که مدام از این شاخه به اون شاخه بپریم و هیچوقت برای عمیق شدن روی یک موضوع وقت نذاریم.
برای کسی که تازه شروع کرده، امتحان کردن مسیرهای مختلف طبیعیه. باید چیزهای مختلف رو ببینی تا بفهمی به چه حوزهای علاقه داری و دوست داری در چه مسیری ادامه بدی.
اما بعد از اینکه مسیرت رو پیدا کردی، باید کمکم تمرکزت رو بیشتر کنی و عمیقتر یاد بگیری.
برای افراد حرفهای هم قضیه فرقی نداره. لازم نیست هر چیزی که جدید شد یا همه دربارهاش حرف زدند، فوراً یاد بگیری.
قبل از اینکه سراغ یاد گرفتن چیزی جدید بری، از خودت بپرس:
آیا واقعاً بهش نیاز دارم؟
آیا به مسیر من مرتبطه؟
آیا قراره دانشی که الان دارم رو کاملتر کنه؟
همهچیز رو نمی شه یاد گرفت و اصلاً قرار هم نیست همهچیز رو بلد باشیم.
اینکه از موضوعات مختلف اطلاعات داشته باشی خوبه، اما بهتره حداقل یک حوزه وجود داشته باشه که وقتی اسمش میاد، واقعاً حرفی برای گفتن داشته باشی چون بازار به همچین آدامایی که همه چی بلدن ولی توی هیچ چیز حرفه ای نیستن نیاز نداره.
تعداد چیزهایی که بلدی مهم نیست؛ مهم اینه که چقدر تو چیزهایی که یاد گرفتی عمیق شدی و حرفه ای هستی.
گاهی کمتر یاد گرفتن، اما عمیقتر یاد گرفتن، از یاد گرفتن دهها چیز بهصورت سطحی ارزشمندتره.
✦ @programming_codiing