🟥 مقالهٔ «اندیشیدن در میان ویرانهها: ابنرشد، کودکان و امکان فلسفیِ جنگ» (Thinking Amid Ruins: Ibn Rushd, Children, and the Philosophical Possibility of War) نوشتهٔ امیرعلی مالکی، سردبیر نشریهٔ پراکسیس و پژوهشگر فلسفه، در سال ۲۰۲۶ برای ارائه در کنفرانس DIPS در دانشگاه هامبورگ پذیرفته شد؛ ارائهای که قرار بود در آگوست همان سال انجام شود، اما شرایط جنگی امکان حضور او در هامبورگ را از میان برد. این مقاله از دلِ تجربهٔ جنگ و از مواجهه با پرسشی شکل گرفت که نسبتِ فلسفه با وضعیتِ بحران را به مسئله تبدیل میکند: وقتی جنگ نظمِ روزمره، امکانِ گفتوگو و بسیاری از بدیهیاتِ زندگی را دچار گسست میکند، چه بر سر امکانِ اندیشیدن میآید؟ مقاله در پیِ آن است که نشان دهد جنگ، بیآنکه رنج و ویرانیِ آن را رمانتیک کند، میتواند به موقعیتی برای بیداری فلسفی بدل شود؛ موقعیتی که در آن، فروپاشیِ قطعیتهای معمول، نیاز به پرسش، تفسیر و بازسازیِ معنا را آشکارتر میکند. این مسئله، بهویژه در نسبت با کودکان، اهمیت پیدا میکند؛ کودکانی که نه فقط از آسیبپذیرترین قربانیان جنگ، بلکه از حساسترین شاهدانِ دگرگونیِ جهانِ پیرامون خود هستند.
در این مسیر، ابنرشد نقطهٔ عزیمتِ نظری مقاله قرار میگیرد. اهمیت ابنرشد برای این پژوهش صرفاً در عقلگرایی یا بازخوانیِ تاریخیِ آرای او نیست، بلکه در تأکید او بر عقل بهمثابه امکانی انسانی است؛ امکانی که به فیلسوفان حرفهای یا گروهی خاص تعلق ندارد. اگر عقل امکانی همگانی برای انسان است، کودک نیز صرفاً موجودی نیست که باید در آینده برای تفکر آماده شود؛ او از همین اکنون صاحبِ امکانِ پرسش، حیرت، استدلال و داوری است. از همینجا مفهوم «ابنرشدبودگی» شکل میگیرد: نه ابنرشدشناسی، نه تکرارِ آرای او و نه وفاداری به یک دستگاه فلسفیِ تاریخی؛ بلکه شیوهای غیرتقلیدی از سکونت در یک سنت فکری. سنت در این تلقی، چیزی سخت و تغییرناپذیر نیست، بلکه ماهیتی خمیری دارد: میتوان آن را به ارث برد، صورت داد، از هم گشود، دگرگون کرد و دوباره ساخت. بنابراین، «بازی با ابنرشد» به معنای بازیکردن با یک متفکر نیست؛ بلکه به معنای ورودِ خلاقانه به میراث او و آزمودنِ امکانهای تازهای است که میتوان از دلِ آن استخراج کرد.
برایناساس، فلسفهورزی با کودکان نیز صرفاً به معنای آموزشِ چند مفهوم فلسفی یا انتقالِ بخشی از میراث فلسفهٔ اسلامی به آنان نیست. مسئله این است که کودک بهعنوان سوژهای صاحبِ عقل و امکانِ اندیشیدن به رسمیت شناخته شود و سنت فلسفی نیز نه بهعنوان مجموعهای از پاسخهای نهایی، بلکه بهمثابه فضایی برای پرسش، بازاندیشی، دگرگونکردن و دوباره اندیشیدن در اختیار او قرار گیرد. از این منظر، مقاله در نهایت پیشنهاد میکند که نسبتِ سنت فلسفهٔ اسلامی با فلسفهورزیِ کودکان باید از نو صورتبندی شود: سنتی که قرار نیست صرفاً به کودک منتقل شود، بلکه میتواند در مواجهه با پرسشهای کودک دوباره گشوده و بازساخته شود. فلسفه، در دلِ بحران، نه امتیازِ گروهی خاص، بلکه امکانِ انسانیِ اندیشیدن است؛ و شاید آموزشِ فلسفی از همینجا آغاز میشود: از بهرسمیتشناختنِ این امکان در کودک.
🔴 ویدئوی ارائهٔ این مقاله در کنفرانس DIPS - 2026 در دانشگاه هامبورگ:
https://youtu.be/YtlKvFQPrPA?is=S3Z_wjdFnlch4-GU
🔴 وبسایتِ کنفرانس:
https://dipspace.org
Post #921
263