TGViewer
Channel Public Channel
🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻

🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻

@pouyaketab

شروع به کار از تاریخ: 2018.08.18

کانال پویا کتاب هیچ هدف خاصی را دنبال نمی‌کند. فقط کتاب می‌خوانیم. همین. سروکار داشتن با کتاب در سرشت ماست.

برای پیدا کردن هر کتابی، اسم کتاب را بدون هشتگ در قسمت جست‌وجو بنویسید.

@POUYAPANA
Subscribers
671
Photos
1.3K
Videos
14
Links
726
Recent Posts 20 shown
Post #33066 16
در برابر روشن‌بینی ونگوگ که عمل می‌کند، روان‌پزشکی چیزی جز لانه‌ای از گوریل‌های گرفتارِ وسواس و آزار نیست، آن‌هایی که برای درمان هولناک‌ترین حالت‌های اضطراب و خفگی انسانی، چیزی جز یک ترمینولوژیِ مضحک ندارند، محصولی در خور مغزهای فاسدشان. در اصل، هیچ روان‌پزشکی نیست که خود یک اروتومان سرشناس نباشد. اروتمانیا یا خود معشوق پنداری یک اختلال روان‌پزشکی است که در آن فرد دچار یک باور توهمی و ثابت است که شخص دیگری (معمولاً از جایگاه بالاتر، مشهورتر، ثروتمندتر) عاشق اوست؛ حتی اگر شواهدی وجود نداشته باشد.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۶

@PouyaKetab
Post #33065 15
نقاشی‌های ون‌گوگ تنها به عرف خاصی از آداب‌ورسوم حمله نمی‌کند؛ بلکه به خود نهادها حمله می‌برد؛ حتی طبیعت بیرونی، با اقلیم‌ها، جزرومدها و توفان‌های اعتدالی‌اش، پس از گذار ونگوگ از زمین، دیگر نمی‌تواند همان نیروی جاذبه را حفظ کند.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۶

@PouyaKetab
Post #33064 14
نقاشی‌های ون‌گوگ همچون آتش‌های یونانی بودند، همچون بمب‌های اتمی، که زاویه‌ی دیدشان، می‌توانست محافظه‌کاری کرم‌وارِ بورژوازی دوران دومِ امپراتوری و نوکران تییر، گامبتا، فلیکس فور و همچون ناپلئون سوم را کاملاً برهم زند.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۶

@PouyaKetab
Post #33063 11
آرتو روان‌پزشکی را ابزاری در دست جامعه‌ای می‌داند که دیگراندیشان را سرکوب می‌کند.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۵

@PouyaKetab
Post #33061 13
زندگی کنونی در همان فضای کهنه‌ی خود پایدار می‌ماند: فضایی آکنده از فساد، هرج‌ومرج، بی‌نظمی، هذیان، بی‌بندوباری، جنون مزمن، رخوت بورژوایی، نابه‌هنجاری روانی (چون این انسان نیست که غیرعادی شده، بلکه جهان است که به وضع غیرعادی درآمده)، دغل‌کاری تعمدی و ریاکاری آشکار، تحقیر رذیلانه‌ی هرچه اصیل و نجیب است، دعوت به نظمی که تماماً بر محقق ساختن یک بی‌عدالتی بدوی استوار است. و در نهایت، جنایت، سازمان‌یافته. اوضاع بد است؛ زیرا وجدان بیمار، در این برهه، شدیداً علاقه‌مند است که بیمار بماند. این‌گونه جامعه‌ی فاسد، روان‌پزشکی را ابداع کرد تا از خود مقابل کاوش راستین بینش‌های برتر دفاع کند، بینش‌هایی که توان پیشگویی‌شان او را می‌آزرد. ژرار دونروال دیوانه نبود؛ اما او را به دیوانگی متهم کردند تا افشاگری‌های راستینی را که در آستانه‌ی انجامش بود، بی‌اعتبار کنند.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۵

@PouyaKetab
Post #33060 12
آیا مرز میان «دیوانگی» و «نبوغ» را جامعه تعیین می‌کند؟ یا حقیقتی فراتر از وجدان جمعی وجود دارد؟

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۳ - مترجم

@PouyaKetab
Post #33059 11
هر صدای ناهنجار و اصیلی که «وجدان جمعی» در آستانه‌ی نابود کردنش است.

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۳ - مترجم

@PouyaKetab
Post #33057 11
آرتو از جامعه‌ی بورژوایی و نظام روان‌پزشکی به شدت انتقاد می‌کند. جامعه‌ای که تاب تحمل دیگراندیشان و نوابغ را ندارد و آنان را به ورطه‌ی جنون و مرگ می‌کشاند؛ در حالی که او این جنون را واکنشی طبیعی و حتی منطقی در برابر پوچی و خشونت یک جهان به واقع دیوانه می‌داند. آرتور با شور و خشم استدلال می‌کند که ونگوک دیوانه نبود؛ انسانی فوق‌العاده حساس بود، نابغه‌ای که جامعه تحملش نکرد. جامعه با طرد و تحقیر و نهایتاً راندن او به تیمارستان، او را به خودکشی واداشت. ونگوگ نه یک بیمار روانی، بلکه قربانی یک نظام اجتماعی بیمار بود که هر آنچه متفاوت و اصیل است را نابود می‌کند... سخن آرتو گواه زنده‌ای است از آنچه بر هنرمند ناهمساز با نظم بورژوایی می‌آید. (مترجم)

📚 ونگوگ هنرمندی که جامعه او را به خودکشی واداشت
✍ آنتونن آرتو
📄 صفحه ۳ - مترجم

@PouyaKetab
Post #33056 10
📖 #کتاب ۱۲۱۷
📚 #ونگوگ_هنرمندی_که_جامعه_او_را_به_خودکشی_واداشت
✍ #آنتونن_آرتو
🔄 #فائزه_میررضایی
📇 #نشر_یکشنبه
🔛 تاریخ شروع: ۲۰۲۶/۰۹/۱۶
🔚 تاریخ پایان: ۲۰۲۶/۰۹/۲۵

@PouyaKetab

İnstagram.com/PouyaKetab
Post #33055 12
------- 2026.01.01 ------- (126)

۱۰۹۱- #مادام_دولا_شانتری
۱۰۹۲- #لحظه_زوال
۱۰۹۳- #کتاب_فلسفه
۱۰۹۴- #ساعت_جز_و_مد
۱۰۹۵- #خودنمایی_با_اخلاق
۱۰۹۶- #دفترهای_زندان ۱ و ۲
۱۰۹۷- #افسانه‌های_ایتالیا
۱۰۹۸- #لئونس_و_لنا
۱۰۹۹- #مناظر_انسانی_سرزمین_من
۱۱۰۰- #زن_بی‌گناه

۱۱۰۱- #فلاسفه_ناکام_در_عشق
۱۱۰۲- #سرزمین_خاکسترها_و_الماس‌ها
۱۱۰۳- #دوشنبه_اگزیستانسیال
۱۱۰۴- #درباره_نگریستن
۱۱۰۵- #پژوهشی_در_رئالیسم_اروپایی
۱۱۰۶- #عادت_عشق
۱۱۰۷- #تاریخ_جهان
۱۱۰۸- #شب_ایگوانا
۱۱۰۹- #بهادر
۱۱۱۰- #نیشکر_تلخ_است

۱۱۱۱- #فاجعه_در_کرانه‌ی_دریا
۱۱۱۲- #عشق_کیمیاگر
۱۱۱۳- #مقدمه_کیمبریج_بر_هرمان_ملویل
۱۱۱۴- #مرگ_تأثیرگذار
۱۱۱۵- #دزد_و_نگهبان
۱۱۱۶- #نظرم_عوض_شد
۱۱۱۷- #گمگشتگان
۱۱۱۸- #نقش_عقل
۱۱۱۹- #سارازین_و_فاچینوکانه
۱۱۲۰- #سرندیپیتی‌ها

۱۱۲۱- #صندلی‌ها
۱۱۲۲- #ونسان‌_ون‌گوگ_از_دیدگاه_خودش
۱۱۲۳- #علیه_تو_اعلان_عشق_می‌دهم
۱۱۲۴- #عاشق_آزادی
۱۱۲۵- #عشق_از_سویدای_دل
۱۱۲۶- #فانفارلو
۱۱۲۷- #سفر_به_قلب_زنان_آمریکای_لاتین
۱۱۲۸- #زنبق_دره
۱۱۲۹- #شادترین_انسان_روی_زمین
۱۱۳۰- #نشانه‌های_شر

۱۱۳۱- #پرستوک_سفید
۱۱۳۲- #یک‌_زن
۱۱۳۳- #از_اروپا_و_آمریکای_لاتین
۱۱۳۴- #شاندور_پتوفی
۱۱۳۵- #وطن_من_کجاست؟
۱۱۳۶- #سفر_به_گمسک
۱۱۳۷- #وسوسه_غرب
۱۱۳۸- #کوچه_پس_کوچه‌های_کودکی
۱۱۳۹- #خدای_بابل
۱۱۴۰- #زندگی_و_دیگر_هیچ

۱۱۴۱- #خالی‌بند_دنیای_غرب
۱۱۴۲- #هنرمند_گرسنگی
۱۱۴۳- #خانم_اینگر_اهل_استرت
۱۱۴۴- #دوست_خیانتکار_من
۱۱۴۵- #دره_دراز
۱۱۴۶- #جمهوری_جنونستان
۱۱۴۷- #نام_کشتی‌های_بادبانی
۱۱۴۸- #با_بورخس
۱۱۴۹- #پروست
۱۱۵۰- #گزیده_شعر_کوتاه_فرانسوی

۱۱۵۱- #سبیل
۱۱۵۲- #چرا_می‌نویسم
۱۱۵۳- #آشنایی_با_وایکینگ‌ها
۱۱۵۴- #نادانی
۱۱۵۵- #قومیت_و_ملیت‌گرایی
۱۱۵۶- #آدم_ماهی
۱۱۵۷- #حقیقت_ژوزف_استالین
۱۱۵۸- #عقل_و_سرنوشت
۱۱۵۹- #زندگی_گالیله
۱۱۶۰- #فقط_برایم_نامه_بنویس

۱۱۶۱- #زندگی‌نامه_خودنوشت
۱۱۶۲- #چرا_فیلسوفان_نمی‌توانند_بخندند؟
۱۱۶۳- #پلیس
۱۱۶۴- #میکله_عزیز
۱۱۶۵- #فرهنگ_و_زندگی_روزمره
۱۱۶۶- #تا_جایی_زخمی‌ام_که_نمیرم
۱۱۶۷ـ #سرشار_زندگی
۱۱۶۸- #هایکوهای_طنزآمیز
۱۱۶۹- #هایکوهای_عاشقانه
۱۱۷۰- #چه‌_کسی_در_دریا_مین_کاشت؟

۱۱۷۱- #ناگهان_تابستان_گذشته
۱۱۷۲- #بهانه‌ای_برای_بیکارها
۱۱۷۳- #بیماری_خانواده_میم
۱۱۷۴- #مسافرخانه‌ی_سرخ
۱۱۷۵- #یادداشت‌های_کوچه_و_خیابان
۱۱۷۶- #شناخت_برشت
۱۱۷۷- #راه_گاگارین
۱۱۷۸- #شعله_شمع
۱۱۷۹- #عشق_و_دیگر_هیچ
۱۱۸۰- #آموزه_من

۱۱۸۱- #خشک‌سالی_طولانی
۱۱۸۲- #معمای_شکسپیر
۱۱۸۳- #کافکا
۱۱۸۴- #یادداشت‌های_روزهای_تنهایی
۱۱۸۵- #زندگی_و_تفکر_هایدگر
۱۱۸۶- #چهار_فصل
۱۱۸۷- #گزیده_اشعار
۱۱۸۸- #مو_لای_درز_فلسفه
۱۱۸۹- #مارکز
۱۱۹۰- #عشق_و_جنگ

۱۱۹۱- #موج‌آفرینی
۱۱۹۲- #آلبر_کامو
۱۱۹۳- #بیابان_تاتارها
۱۱۹۴- #مرگ_در_جنگل
۱۱۹۵- #دختر_زرین_چشم
۱۱۹۶- #انسان_گرسنه
۱۱۹۷- #خودآموز_دیکتاتورها
۱۱۹۸- #یاری_متقابل_عامل_تکامل
۱۱۹۹- #گوشت_لطیف_است
۱۲۰۰- #اولین_تپش‌های_عاشقانه_قلبم

۱۲۰۱- #گل‌های_روییده_بر_گور
۱۲۰۲- #خوش‌بین‌ها
۱۲۰۳- #ویتگنشتاین
۱۲۰۴- #پوپر
۱۲۰۵- #کافکا
۱۲۰۶- #کامو
۱۲۰۷- #بیداری
۱۲۰۸- #خودزندگی‌نامه_نابهنگام
۱۲۰۹- #آنژل
۱۲۱۰- #آنتونن_و_اثرش

۱۲۱۱- #دوست_مرحوم_من
۱۲۱۲- #گم‌گشته_در_اندیشه
۱۲۱۳- #سهم‌_دیگری
۱۲۱۴- #نفرین_بر_ازدواج
۱۲۱۵- #نامه_به_یک_گروگان
۱۲۱۶- #آقای_برشت_و_موفقیت

کتاب‌های خوانده‌ شده‌ (در ۸ سال و ۳ ماه اخیر) را می‌توانید با زدن هشتگ زیر جست‌وجو کنید.

#پویا_کتاب

@KitapHayattir
@PouyaKetab
Post #33054 10
هر کتاب نوعی ادای احترام به حساب می‌آید.

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحه ۷۵

🔗 «پایان کتاب» 🔗

@PouyaKetab
Post #33053 13
خطر فرهنگ

یک مرغ خیلی زیاد فکر می‌کرد و آن‌قدر بافرهنگ بود که دچار انسداد درونی شد و همین موضوع بالاخره روزی باعث شد که دیگر نتواند تخم بگذارد. روز بعدش، او را کشتند.

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحه ۴۴

@PouyaKetab
Post #33052 12
پیشرفت

حلزون‌ها در مسابقات دوصد متر شرکت می‌کردند. بچه درست در جایی وارد مسابقه می‌شد که مادرش مرده بود. دست‌کم ده نسل طول می‌کشید تا به آخر صدمتر برسد. این موضوع آن‌قدر از آن‌ها انرژی می‌گرفت که به محض رسیدن به خط پایان، در عمیق‌ترین بی‌تفاوتی‌ها فرو می‌رفتند.

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحه ۳۸

@PouyaKetab
Post #33051 10
طغیان

شاه مصرانه بر آن بود که همه‌ی رعایایش، بدون استثناء، در رضایت کامل باشند. وقتی یک بیگانه، به طرز تابناکی خوشبخت، با شش انگشت در هر دست از راه رسید، پادشاه به پزشک‌های سررمین دستور داد که یک انگشت اضافی به دست‌های همه‌ی مردم پیوند بزنند. و خود پزشک‌ها هم بین خودشان همین کا را برای هم بکنند. هیچ‌کس نباید با دیدن شش انگشت آن بیگانه دچار حسادت می‌شد. انجام دادند. از آن پس همه شش انگشت در دست داشتند. سال بعد، بیگانه‌ی دیگری از راه رسید که به نظر خوشبخت‌تر از قبلی بود، با هفت انگشت در هر دست. شاه دوباره به پزشک‌های سرزمین دستور داد که بک انگشت اضافی به دست‌های مردم پیوند بزنند. انجام دادند. سال بعد، بیگانه‌ای که هشت انگشت در هر دست داشت و بی‌وقفه خوشبختی‌اش را له نمایش می‌گذاشت، پیوند عمومی تازه‌ای را برانگیخت: انگشت هشتم. سال بعد، یک بیگانه با نه انگشت. و خوشبخت‌تر. همان عمل جراحی. در سرزمین همه نه انگشت در دست داشتند. هجده انگشت در مجموع. سال بعد، بیگانه‌ای از راه رسید با آسایش عجیبی در چهره‌اش که تا آن موقع کسی نظیرش را ندیده بود و پنج انگشت پر دست داشت. شاه، پس‌از کمی تعلل، به پزشک‌ها دستور داد که از هر دست مردم چهار انگشت بردارند. اینجا بود که مشکلی پیش آمد. جراح‌ها، با نه انگشت در هر دست، دیگر نمی‌توانستند عمل کنند: انگشت‌ها گیج می‌شدند. از این‌رو غیرممکن بود: همه باید نه انگشت را در هر دست نگه می‌داشتند. از آنجا که شاه نتوانسته بود پنج انگشت آن بیگانه‌ی خوشبخت را به مردم بدهد، طغیانی درگرفت و پادشاه سقوط کرد.

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحات ۳۶ - ۳۷

@PouyaKetab
Post #33050 15
زیباشناسی

زنی بسیار چاق که می‌خواست وزن کم کند، پیش دکترش رفت و گفت: «یک پایم را قطع کنید.»

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحه ۲۸

@PouyaKetab
Post #33049 12
گربه‌ای که جیغ می‌زد

گربه‌ای که مثل موش‌ها جیغ می‌زد، از این ویژگی استفاده می‌کرد تا آن‌ها را گول بزند. از این‌رو موش‌های فریب خورده یکی پس از دیگری بلعیده می‌شدند. با این همه، یک روز، گربه‌ی دیگری که فریب این جیغ‌ها را خورده بود، گربه‌ای را که جیغ می‌زد بلعید. این غذا چنان مفصل بود که خاطره‌اش تا مدت‌ها با او ماند. «موشی که نظیرش را هرگز ندیده بودم»، این‌طور برای دوستان میوکُنش تعریف می‌کرد.

📚 آقای برشت و موفقیت
✍ گونزالو م تاوارس 🇵🇹
📄 صفحه ۲۲

@PouyaKetab
Post #33048 7
📖 #کتاب ۱۲۱۶
📚 #آقای_برشت_و_موفقیت
✍ #گونزالو_م_تاوارس 🇵🇹
🔄 #اصغر_نوری
📇 #نشر_گره
🔛 تاریخ شروع: ۲۰۲۶/۰۹/۱۶
🔚 تاریخ پایان: ۲۰۲۶/۰۹/۱۶

@PouyaKetab

İnstagram.com/PouyaKetab
Post #33046 14
چنانکه انسان به فضایی برای تنفس نیاز دارد من نیز به تو نیاز دارم.

📚 نامه به یک گروگان
✍ آنتوان دوسنت اگزوپری 🇫🇷
📄 صفحه ۴۲

🔗 «پایان کتاب» 🔗

@PouyaKetab
Post #33045 12
با دوستی که مرا قضاوت کند چه می‌توان کرد؟

📚 نامه به یک گروگان
✍ آنتوان دوسنت اگزوپری 🇫🇷
📄 صفحه ۴۲

@PouyaKetab
Post #33044 11
نیاز دارم به جایی بروم که خالص باشم.

📚 نامه به یک گروگان
✍ آنتوان دوسنت اگزوپری 🇫🇷
📄 صفحه ۴۲

@PouyaKetab
Older posts →

About this channel

How can I read @pouyaketab without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻 have?
🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻 (@pouyaketab) has 671 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 🇧🇻 پویا کتاب 🇧🇻 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →