TGViewer
Channel Public Channel
Pond Whispers

Pond Whispers

@poundfrog

Frog’s whispering dance in the pond...
(بنیان‌گذار حزب موزگرایان و اولین رهبر کاریزماتیک موزستان✍️🍌 )
ناشناس:
@Helloimbluefrogbot
For froggy:
https://t.me/+3HIkjc-jKNIzNjY0
Subscribers
299
Photos
233
Videos
3
Links
11

Showing posts older than #466 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #457 58
Bananas patty~
  • 🍾 2
Post #456 55
Pond Whispers The forbidden touch on the heart انسان، آمیزه‌ای لرزان از عشق و تفکر است؛ موجودی که خالق، ذره‌ای از روحِ عشق را در او دمید تا بداند ضعف واقعی چیست. شاید همین است که می‌گویند: هرکه عشق را در جان نداشته باشد، از حیوان نیز کمتر است! چراکه بی‌عشق، انسان تنها…
همه‌چیز از آن نگاه شروع شد.
درست است
(چشم‌ها هرگز دروغ نمی‌گویند) شاید زبان بتواند حقیقت را پشت واژه‌ها پنهان کند، اما چشم‌ها خیانت‌کار نیستند! آنچه را که روح جرئت اعتراف به آن ندارد، بی‌صدا فاش می‌کنند.

اما عجیب بود...
منی که همیشه چشمانم از نگاه دیگران گریزان بودند، این‌بار در اسارت نگاه او مانده بودم..
نگاهش عجیب بود..گیرا و در عین حال ترسناک!...
نه آن‌قدر گرم که بتوان نامش را آرامش گذاشت و نه آن‌قدر سرد که بتوان از آن بی‌تفاوت گذشت-
فقط نگاه می‌کرد.
و من، با همان نگاه، اسیر شده بودم؛ چنان که برای چند لحظه حتی اختیار نگاه خودم را هم نداشتم..
تا اینکه صدای زنگ، آغاز کلاس را اعلام کرد و آن طلسم خاموش شکست
به خودم آمدم و نگاه خود را دزدیدم؛ انگار از چیزی که هنوز نمی‌شناختم، به‌سختی خودم را نجات داده بودم.
چون همه‌مان سال اولی بودیم، تقریباً هرکدام در تنهایی خودمان رها شده بودیم.
و برای من، این بد نبود.
من از آن آدم‌هایی نیستم که به‌سادگی کسی را به دنیای خود راه بدهند.
دوستی برای من، عبور ساده‌ای از کنار یکدیگر نیست؛ باید بخشی از دیوارهای ذهنم فرو بریزد تا کسی بتواند وارد شود.
گاهی دیدن جمع دیگران آزاردهنده بود؛ نه از روی حسرت، بلکه از آن حس غریبی که وقتی به جمعی نگاه می‌کنی و می‌فهمی جایی در آن نداری و با آنها فرق داری-

اما مهم نبود!
فعلاً فقط باید از این مرحله عبور کنم
برای همین ترجیح می‌دادم ته کلاس بنشینم؛ جایی دور از مرکز توجه، جایی که کمتر در معرض نگاه دیگران باشم.
آه، اینجا واقعاً عالی بود.
هم پنجره داشت، هم آخر کلاس بود و تقریباً هیچ‌کس مرا نمی‌دید.
همان گوشه‌ی دنجی که می‌توانستم در آن محو شوم و جهان نیز برای چند ساعت فراموش کند که من وجود دارم.
اما...
این دیگر چیست؟
چرا این یارو دارد می‌آید این سمت؟
صبر کن!!!
نکند-
Post #455 38
خدایا مرسی
من اصلا پول زیاد نمی‌خوام- 🙏
Post #454 40
Pond Whispers
چرا وقتی گفتم دو نیوفته دو افتاد ؟
Post #452 46

Forwarded from 𖣘Yᵤₖᵢₑ_ₛₜᵤdᵢₒ❄️👻 (Ayla🦭)

جمع بشیدددددد! چالش داریییییممممم! 🎨✨

قضیه اینه که شما از این بیس استفاده میکنید و با انداختن تاس، هر کدوم از موضوع ها دربیاد با خلاقیت خودتون کاراکتر خوششکل رو درست کنید! 🎲

🎲 گزینه‌ها:

1. Kitsune 🦊🍁
2. Angel 🪽✨
3. Mermaid 🧜‍♀️🫧
4. Vampire 🧛🥀
5. Elf🧝‍♀🌱
6. انتخاب آزاد ✨
هر عددی که آوردید، همون گزینه رو اجرا کنید!

اگه ۶ آوردید، می‌تونید یکی از پنج گزینه‌ی بالا رو به انتخاب خودتون انتخاب کنید. 👀

📌 قوانین کوچولو:

• بیس اصلی باید قابل تشخیص بمونه.
• هر نفر فقط یک بار تاس می‌اندازه. 🎲
• استفاده از AI برای اثر مسابقه مجاز نیست.
• جوین باشید!

⏳ مهلت چالش

تا ۳۰مهرر!!!


وقتی تمومش کردید، لینک پستتون رو زیر همین پست کامنت کنید.
اگه چنل ندارید آرتتون رو زیر این پست بزارین🦩🎀

چون آدم خوبیم واسه نفرات اول تا سوم جایزه هم میدمم

🏆 برنده‌ها توسط داورا انتخاب میشن

🎁 جوایز

🥇 نفر اول: آرت فول‌بادی از کاراکتر دلخواه
🥈 نفر دوم: پرتره از کاراکتر دلخواه
🥉 نفر سوم: آرت چیبی از کاراکتر دلخواه
پسسسس....

منتظرییییییمتون! 😭💗
Post #451 40
Idk when, but one day I’ll revive us in other bodies-
perhaps as your creator,And then we’ll be together forever~
Post #450 40
درست همان لحظه‌ای که زندگی را معمولی و یکنواخت می‌پنداریم، او خلافش را ثابت می‌کند.
نه آن‌قدر مهربان است که می‌نماید، نه آن‌قدر معمولی که می‌پنداریم؛ شاید شکارچی‌ای صبور و ماهر باشد که پشت نقابِ آرامش، منتظر می‌ماند تا فریبمان دهد و در لحظه‌ی مناسب، باارزش‌ترین چیزهایمان را از ما بگیرد!...
نَجواهای روحَم.
Post #445 65
Hey?
(رفرنس داره)
  • 🍓 4
  • 💘 1
Post #443 79
Pond Whispers و من تا ابد و یک روز، به آغوشِ خاکی که تو را از من ربود، حسادت خواهم کرد. نَجواهای روحَم.
تا وقتی خودت زخم بر جانِ خود می‌زنی، از زخم‌های دنیا شکایت نکن.

نَجواهای روحَم.
  • 🕊 2
Post #442 126
  • 🍾 4
Post #440 79
به او گفتند
:«این شمشیر را مقدس بدار؛ روزی نجاتت خواهد داد.»

او ایمان آورد،
در آغوشش کشید و مرواریدهای وعده را به جان خرید؛
غافل از آن‌که نجات، گاه نامِ زیبای زنجیری‌ست که به آن بسته‌ایم؛

و گاهی مقدس‌ترین باور آدمی، همان تیغی‌ست که خونش را می‌ریزد.
  • 💘 4
Post #439 65
Fact:
دنیا میچرخه، میچرخه و بعد دقیقا میذارتت تو اون موقعیتی که درباره‌ش راحت صحبت میکردی و بقیه رو قضاوت میکردی!

  • 💘 3
  • 🕊 2
Post #433 57
Pov:
من رو به اداره برق: باشه داداش فهمیدیم بلدی دل بشکنی🦦
  • 🕊 2
  • 💘 2
  • 🍾 1
Post #430 73
Pond Whispers امید : امید، فریبی بیش نیست فریبی به ظاهر شیرین که انسان در تلاش است دچارش شود تا از سرنوشت تلخی که برایش مقدر شده راحت تر فرار کند ! نَجواهای روحَم.
و من تا ابد و یک روز، به آغوشِ خاکی که تو را از من ربود، حسادت خواهم کرد.

نَجواهای روحَم.
  • 🕊 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →