❇️ عيسیخان صديق در «يادگار عمر» از نابسامانی دانشکدۀ حقوق به رياست علیاکبر دهخدا میگويد:
🔻يکی ديگر از موجبات نارضايی و شکايت، وضع نابسامان دانشکدۀ حقوق بود که علیاکبر دهخدا رياست آن را اسماً به عهده داشت.
دهخدا بدين شغل علاقه نداشت و هيچ وقت به دانشکده نمیرفت، ولی حقوق خود را از آنجا میگرفت و به مطالعه و تحقیق و تأليف فرهنگ فارسی و لغتنامه اشتغال داشت.
🔻امور دانشکده در دست معاونی بود عصبانی و تندخو و بدزبان و کمحوصله و ناآشنا به اصول جديد تربيت. بهندرت حاضر بود با دانشجويانی که با او کار داشتند گفتوگو کند و با مشاغل ديگری که در کانون وکلا و محاکم دادگستری و شرکتها داشت، مدت کمی در دفتر خود حاضر میشد. از دعوا و جنجال و زدوخورد در دانشکده و سوزاندن اوراق امتحانات، از بسته بودن کتابخانۀ دانشکده که شانزده هزار جلد کتاب داشت، و محروم بودن دانشجويان از مطالعه، گزارشهايی به من میرسيد و تذکراتی به معاون دانشکده داده میشد ولی ثمر نمیبخشيد و اصلاحی صورت نمیگرفت و بر عدۀ شاکيان افزوده میشد.
🔻بالاخره، راه اصلاح را در انتخاب رئيس برای دانشکده تشخيص دادم و از منصورالسلطنۀ عدل که از رجال آزمودۀ کشور و متخصص در علم حقوق بود و عمری را در مقامات عالی وزارت دادگستری و امور خارجه گذرانده و آخرين سمتش سفارت ايران در روم بود، برای احراز رياست دانشکدۀ حقوق دعوت کردم، و روز اول آذر (1320) او را حضوراً در دانشکده به استادن معرفی نمودم.
🔻در همان روز نيز ضمن نامۀ محترمانه، به دهخدا اطلاع دادم که حقوق او در بودجۀ وزارت فرهنگ پايدار شده، و انتظار دارد کماکان به افاضه و تأليف فرهنگ فارسی ادامه دهد.
🔻با انتخاب منصورالسلطنۀ عدل به رياست، معاون دانشکدۀ حقوق از سمت خود کنارهگيری کرد و شکايتها قطع شد و غوغاها فرو نشست.
https://www.postbook.ir/uploaded/121-d.jpg
🔻🔻🔻
@post_book
Post #707
846