❇️جشن تولد «رابيندرانات تاگور» در ایران از زبان عيسیخان صديق در «يادگار عمر»
🔻از نويسندگان و شعرای نامی که به ايران آمدند، از همه معروفتر «رابيندرانات تاگور» حکيم شهير و سخنسرای نامور هندوستان ... از بزرگترين مظاهر امتزاج و آميزش فرهنگ شرق و غرب بود.
🔻تاگور در 25 فروردين 1311 به دعوت دولت ايران و به همراهی جلالالدين کيهان سرکنسول ايران در بمبئی، از راه بندر بوشهر وارد شد و قريب چهل روز مهمان ايران بود. از طرف دولت، ابوالحسن فروغی (برادر ذکاءالملک فروغی وزير امور خارجه) رئيس پيشين دارالمعلمين عالی و وزيرمختار سابق ايران در سويس، و از طرف انجمن ادبی ايران ملکالشعرا بهار، به استقبال تاگور از تهران به شيراز رفتند...
🔻تاگور پانزده روز پس از پياده شدن از کشتی در بوشهر، روز هشتم ارديبهشت 1311 وارد تهران شد...
🔻اعتمادالدوله قراگزلو وزير امور خارجه و جمعی از فضلا و اعضای انجمن ادبی ايران در باغ «نزهتيه» در شهر ری، از تاگور استقبال کردند و پس از ايراد نطق و پذيرايی، مهمانان را به محل انجمن مذکور، يعنی باغ نيرالدوله واقع در ضلع شمالی خيابان ژاله که برای سکونت آنان معين شده بود، با شکوه تمام وارد کردند.
🔻... تاگور قامتی بلند داشت و لبادۀ دراز سادهای که میپوشيد بر قامتش میافزود. با گيسوان سفيد نقرهفام و پيشانی بلند و چهرۀ باز و گشاده و چشمان جذاب و نافذ ومحاسن بلند و ظريف و صدای ملايم و آهنگ مطبوع و سخنان شمرده و سنجيده و حرکات موقّر و متين.
🔻تاگور شخصيت بسيار برجسته و مؤثری داشت و انسان را به ياد حکما و عرفای بزرگ و انبيای عهد عتيق میانداخت. نه سيگار میکشيد و نه مشروب میآشاميد و زندگانی بسيار سادهای داشت. غذای نباتی و حيوانی ساده تناول میکرد. فکر و ذکرش پيوسته متوجه شعر و موسيقی و نقاشی بود و عشق فراوان به عرفان داشت و معتقد بود که تمام مشکلات جهان با توسل به تصوف و روح صفا و محبت و برادری حلشدنی است.
🔻... تاگور [پس از ديدار 2 ارديبهشت با رضاشاه و اهدای يک پرده از نقاشیهای خودش]، دو سخنرانی مهم به زبان انگليسی کرد: يکی در تالار مسعوديه (وزارت فرهنگ) با حضور بيش از هزار نفر، و ديگر در هوای آزاد باغ دلانگيز انجمن ادبی ايران که مملو از جمعيت بود... چند بار گفت که من ايرانیام و نياکانم از اين سرزمين به هندوستان مهاجرت کردهاند و مسرورم که به وطن اجداد خود آمدهام و علت اين همه محبت به من همين وحدث نژادی و فرهنگی است، و سبب مسافرت من هم با وجود کهولت و ضعف مزاج و دشواریهای سفر همين يگانگی و عواطفی است که من به ايران دارم...
🔻روز آدينه 16 ارديبهشت 1311 .. مصادف با هفتاد و دومين سالگرد ولادت تاگور بود و به طور شايسته از او تجليل شد. از بامداد تا نيمروز، دانشمندان و فضلا و شعرای کشور، مانند ابوالحسن فروغی و ملکالشعرا بهار و شيخ الرئيس افسر رئيس انجمن ادبی ايران و شيخالملک اورنگ و بديعالزمان فروزانفر و رشيد ياسمی و سعيد نفيسی و وحيد دستگردی، در انجمن ادبی تاگور را ملاقات کردند و تبريک گفتند، و رجال برجسته و وزرا دستههای گل و هدايای نفيس برايش فرستادند، به طوری که نزديک ظهر، تالار بزرگی که پذيرايی میکرد غرق در گل شد.
🔻دو ساعت به ظهر مانده، غلامحسين رهنما معاون وزارت فرهنگ به ديدن او آمد و پس از تبريک و نطق مختصری، يک قطعه نشان علمی (تنها نشانی که در آن وقت در وزارت فرهنگ وجود داشت) از درجۀ اول و يک جلد کليات سعدی به خط زيبا و مذهّب، از طرف وزارت فرهنگ به او اهدا کرد.
🔻عصر آن روز در باغ فرحانگيز اعتمادالدوله در خيابان اربابجمشيد (در محلۀ دولت) جشن باشکوهی برپا بود که در آن هيئت دولت و وزير دربار پهلوی و فضلای برجسته و نمايندگان دانشمند مجلس شورای ملی و سفرا شرکت داشتند. در گوشهای از عمارت ارکستر ساز و آواز ايران مترنم بود. حضار يکبهيک به تاگور تبريک گفتند و پس از اين که از آنان پذيرايی شد، تاگور بر پلۀ عمارت قرار گرفت و اشعاری را که برای سپاسگزاری به انگليسی سروده بود قرائت کرد و «اورنگ» ترجمۀ آن را مرتجلاً به شعر در آورد و با نهايت شيوايی به آوای بلند خواند، که محض نمونه و استحضار از احساسات تاگور و استادی اورنگ چند بيت از اشعار مذکور در اينجا نقل میشود:
همه خاک ايران و گلهای باغ
که رونق فزايَد برِ باغ و راغ
يکی جشن پيروز بگرفتهاند
تو گويی که نوروز بگرفتهاند..
ز خاک تو ای مرز ايران کنون
مرا افتخاری است از حد فزون
چو در تو کمال و خرَد يافتم
ز پود سخن ديبهای بافتم
ز گل دستهای کردهام زين سخن
به رويَت فشانم در اين انجمن
همی گويم ای خاک، آباد باش
ظفرمند و پيروز و هم شاد باش
https://www.postbook.ir/uploaded/115-u.jpg
🔻🔻🔻
@post_book
Post #700
466