❇️مجنون را به مکه بردند تا عشق ليلی از سرش به در شود. چون به نماز ايستاد خمِ ابروی ليلی را ياد کرد و حالتی رفت که محراب به فرياد آمد، و گفت:
«به نماز میايستم، اما چون ياد او میکنم،
نمیدانم که دو رکعت از نماز ظهر خواندهام يا هشت رکعت!»
و داستان اين اعداد دو و هشت اين است که رکعتهای نماز را با ده انگشت خودش میشمرده و چون دو انگشت را جمع کرده، نفهميده است که شمارش رکعتها با انگشتهای باز بوده يا با انگشتهای بسته!
🔻🔻🔻
@post_book
Post #657
300

- 👍 1