🖌ابوعثمان، عمرو بن بحر معروف به «جاحظ»، ادیب عربِ ميان سدههای دوم و سوم هجری کتابی دارد به نام «البُخلاء» که در آن داستان بخيلان را روايت کرده است؛
🔻 اين يک نمونهاش:👇🏻👇🏻
عبدالرحمان - که از بخيلترين دوستان ما بود – در هفته جز يک بار گوشت نمیخورد، و جز با شرط و شروط فراوان، به پسرش اجازه نمیداد که بر سر خوانی بنشيند، و هر گاه پسرش دست به غذا میبرد به او میگفت:
🔻«بر حذر باش از پرخوریِ کودکان، شکمبارگیِ برزيگران، خویِ آوازخوانان،
و دور باش از شيوۀ دريانوردان در سر کشيدن، و روش عَربان در گاز زدن.
از غذای پيش رویِ خويش بخور که نصيب تو همان است که در آنجا قرار گرفته و به تو نزديکتر است.
و بدان – داغت به دلم – که اگر در طعام چيزی نيکو و لقمهای کرامند و تکهای لذيذ باشد، از آنِ پيران گرامی و کودکانِ نازپرورد است که تو از آنها نيستی.
تو به دعوت میرَوی و فراخوانِ وليمهها را میپذيری و به خانهها اندر میشوی و نوبهنو گوشت میخوری، اما برادرانت بيش از تو بدان اشتها دارند.
من هنوز گوشتدوستیِ تو را ناپسند میدانم!
خداوند ساکنانِ خانههايی را در آن گوشت خورده میشود ناخوش دارد.
عمَر میگفت: «دور باشيد از اين کشتارها که در آن آشوبی همچون آشوبِ شراب است»
و میگفت: «معتاد به گوشت همانند معتادِ به شراب است».
مسيح چون مردی را در حال خوردن گوشت ديد، گفت: «گوشتی در حال خوردن گوشتی است، اُف بر اين کردار».
پسرکم!
نفس خود را به ازخودگذشتگی و مبارزه با هوی و هوس عادت ده.
چون ماران نيش مزَن،
چون سُتوران نشخوار مکن،
چون گوسپندان پرخور مباش،
و چون شتران لقمه مگير».
🔻🔻🔻
@post_book
Post #656
719