🔹درختها و قتل مرزوق (1)
🔻وطن! فکر کن اين کلمه چقدر بزرگ و پراهميت است. وطن آن طور که من پس از تجربۀ مرارتباری که بيش از بيست سال ادامه داشت متقاعد شدم، جايی است که آدم در آن کار میکند، ميان کسانی که میشناسد و آنها را دوست دارد.
🔻میدانی که جای آدم که عوض شد خلقيات و روحيهاش هم عوض میشود.
🔻اين درختها مثل اولاد آدماند، از اولاد هم عزيزتر، و فکر نمیکنم کسی توی دنيا اولادش را بکشد، پس اگر مُردم، تو مواظب آنها باش، اينها امانتاند و به گردن تو. اگر به وقتش نبود و درختی قطع شد تنم در گور میلرزد.
🔻شهرکی که درخت در آن سبز نشود جای زندگی آدميزاد نيست.
🔻درختها هستند که باران را میآورند. درختها به بچهها میمانند. خدا همان قدر که نظرش به بچههاست و آنها را در پناه خود حفظ میکند به زمين هم از منظر درختها نگاه میکند. پس اگر مردم درختها را قطع کنند، خدا آنها را به حال خودشان میگذارد و باران را به ديگران میدهد، به آنهايی که درخت دارند.
🔻اگر خير و برکت میخواهيد بايد در درختها دنبالش باشيد.
🔻مادرها، احساس خارقالعادهای نسبت به چيزها دارند. آنها مثل درختها زياد حرف نمیزنند، اما به طرز شيرينی وضع و حال خودشان را بيان میکنند.
🔻دروغ مادرها برای ديدن اولاد عبادت است.
🔻زن راز نيست. مرد است که سعی میکند از او راز بسازد؛ انگار از بازی موش و گربه خوشش میآيد.
🔻زن به حرفهای قشنگ احتياج دارد... جز با کلام نمیتوان به دل زن راه پيدا کرد.
🔻شهرهای بزرگ آدم را مستور نگه میدارد هر چند او را از درون چندان میخورد که بميرد. مرگ در اين شهرها عادت متعارفی است که همه روزه اتفاق میافتد و، برای همين، مردم را به تکاپو نمیاندازد و برای آنها مهم نيست.
🔻اگر به مردی برخوردی که در دلش زن نيست، يقين بدان آن که میبينی مرد نيست، جسدی است که به گور احتياج دارد.
🔻زندگی همهاش قمار است و اغلب باخت است.
🔻زندگی نمیگذارد که آدم حتی رؤيا داشته باشد.
🔻زخمها فراموش نمیشود، چه کوچک و چه بزرگ، و آدم جريحهدار هرگز فراموش نمیکند.
🔻در زندگی آدم مجال پيدا نمیکند حرف بزند جز يکی دو بار وقتی که احساس کند رفتنش نزديک است. هر کسی هم چيزهايی برای گفتن دارد.
🔻وقتی پايان کار رسيد، در حالی میميريم که دلهايمان از غصه و تيرهروزی به سنگينی درختهای کاکتوس است.
🔻زندگی آدم را مثل گاو نری میکند که در خلأ میچرخد.
🔻عجيبترين چيز در زندگی اين است که آدمهای بد نمیميرند. بيش از حد لزوم زنده میمانند تا زندگی ديگران را تباه کنند.
🔻خاطرههاست که آدم را به حرکت وا میدارد، خوشبخت و بدبختش میکند و به تحمل مصايب و غمها کمکش میکند.
🔻کيست که در زندگی با رنج و بيکاری و بيزاری آشنا نشده باشد؟ از مردم کيست که سراسر زندگی سير بوده باشد؟
🔻فکر نکن آرامشی که در قيافه میبينی علامت خشنودی است، درون هر کسی چيزی هست که میلرزاندش و عذابش میدهد.
🔻دهان، تنها عضوی در آدم است که از حرکت نمیايستد. دائم میجنبد: در غذا خوردن، در ابراز محبت و در فحش دادن به ديگران.
🔻بيکاری هم مرگ است از نوع ديگر.. زشت آن است که کار نداشته باشی. شرافت آدم به کار است... الاغها هم طاقت زندگی بدون کار را ندارند.. آدم حتی اگر خودش را بکشد، اين خودش کاری است!
🔻🔻🔻
@post_book
Post #642
456