🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 3️⃣4️⃣1️⃣
❇️ روز نوزدهم/6
🔹دوباره به خانه حامد برگشتم که يکی از دوستانش برای خوشآمدگويی به او پس از بازگشت از سفر به ديدارش آمده بود. با هم چای خورديم و قليان کشيديم. دوست حامد همکلاسی او در دانشکده مهندسی بوده، اما تحصيل را رها کرده و اينک در کار دلالی قطعات يدکی است. از حضور يک مصری در ايران خيلی به وجد آمده بود و از من خواست که احساس خودم در باره ايران و مردمش را با او به اشتراک بگذارم. همچنين از من خواست که عکسهايی را که از خيابانهای مشهد گرفتهام، به او نشان دهم. تا پيش از آنکه باتری دوربين تمام شود، بهسرعت تصاوير را برايش به نمايش درآوردم. روی يکی از عکسها که مغازهای در اطراف حرم را نشان میداد توقف کردم؛ تصوير مغازهای بود که زنجيرها و حلقههای عجيب و غريبی میفروخت. خندهای کرد و توضيح داد که اينها ابزار و ادوات «زنجيرزنی» در مراسم مشهور شيعيان برای بزرگداشت خاطره کربلا است. به ياد صحنههايی پخششده در اينترنت و بخشهای خبری افتادم که برای زنده نگه داشتن ياد واقعه کربلا، مردم با زنجيرهايی از همين قبيل چنان بر سر و پشت خود میزنند که از صورت و بدنهای نيمهبرهنهشان خون سرازير میشود، تا مراتب پشيمانی خود از ياری ندادن به [امام] حسين در برابر سپاه يزيد بن معاويه را که به شهادت در آن سرزمين انجاميد، اعلام کنند. از او پرسيدم: «آيا در اين مراسم کربلايی، همه همين کار را میکنن؟» دوست حامد توضيح داد که مراسم ايرانیها بيشتر همراه با اطعام و سفره انداختن است و معمولاً نذرهای قربانی خود را در همين ايام ادا میکنند و در يک کلام، میتوان گفت که مراسمی از اين دست از رفتارهای بسيار نادر در ميان شيعيان ايران و عراق است.
🔹اگر قرار باشد بر اساس رفتارهای شاذّ و نادر برخی از پيروان مذهب تشيع، در مورد مسلک آنان داوری کنيم و هواداران آن کيش و مذهب را کافر بدانيم، پيروان اديان ديگر هم کاملاً حق دارند که با استناد به رفتار سازمانهايی نظير «القاعده» يا «داعش» در باره همه دين اسلام و بهخصوص مذهب سنی چنين قضاوتی داشته باشند؛ زيرا بسياری از غربیهای تنگنظر کردار آنها را بازتاب دين اسلام میشمارند، در حالی که اسلام هيچ نسبتی با آن رفتارها و وحشیگریها ندارد. مذهب شيعه جعفری که بيشتر شيعيان جهان از آن پيروی میکنند، آيينی است که از سوی نهاد شريف الازهر، يعنی برجستهترين کانون علوم اسلامی در سراسر جهان مورد شناسايی قرار گرفته و گفته شده است که هر که آن را به عنوان مذهب خود برگزيند، در نگاه الازهر، مسلمان شمرده میشود و تنها اعمال خوب و بد او است که مورد محاسبه قرار میگيرد.
🔹من بر اين اعتقادم که مشکل اساسی ما در نگاه به ديگر اديان و مذاهب، به باورهای شخصی خودمان بر میگردد که رفتار و کردار پدران خود را دين درست میشماريم و هر کيش و آيينی بهجز آن را نادرست میدانيم. اگر اين شيخ سنی تندرو يا آن روحانی شيعه متعصب در خانوادهای هندو به دنيا میآمد، اصلاً عقل و انديشهاش را در باره دينِ ديگری به کار نمیانداخت و با تعصب و يکسونگری تمام، تا دم مرگ از آيين آباء و اجدادی خود دفاع میکرد. هرگز چنين نيست که وقتی کسی در يک خانواده بودايی يا هندو يا مسلمان زاده میشود، حتماً بايد در باره همه اديان ديگر جهان مطالعه و بررسی کند، تا دين درست و نادرست را از هم باز بشناسد. دين پيش از آنکه مجموعهای از آداب و مناسک معنوی باشد، در واقع بخشی از يک منظومه اجتماعی است. میدانم که سالانه هزاران نفر در جهان دين و آيين خود را عوض میکنند، ولی اين نسبت معمولاً از يک درصد جمعيت جهان، فراتر نمیرود. من اگر کودکی باشم که در يک خانواده بينوای بودايی به دنيا بيايم، قطعاً با عشق و احترام به آن آيين پرورش خواهم يافت. چيزی که برای من اهميت دارد، نيازهای اساسی زندگی اعم از آموزش و بهداشت و شغل و داشتن يک خانواده خوشبخت است، پس چه لزومی دارد که ذهن خود را درگير کندوکاو در اديان ديگر کنم و در پی کشف نقاط اختلاف آنان با خانواده و همسايهها و دوستان خود باشم؟ هر کسی حق دارد دين خود را جستوجو کند و هر انسانی حق دارد که مردم را به پيروی از افکار و انديشههای خود فرا بخواند و سرانجام اينکه هر کسی هم حق دارد که به چيزی که آن را درست میداند، بگرود؛ که «لا اکراه فی الدين». من تنها به اين امر باور دارم که رفتار مردم بر مبنای انسانيت باشد و در مورد هيچ شخصی بر پايه دين و باورهايش داوری نشود، که خداوند فرمود: «اين خداوند است که روز قيامت در باره آنچه ميان خود اختلاف داشتيد، داوری میکند». (سوره حج، آيه 69)
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #618
163