🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 7️⃣3️⃣1️⃣
❇️ روز هجدهم/3
🔹در ورودی آرامگاه تابلو يادبودی با عنوان «تشريففرمايی حضرت امام خمينی» است که تصوير اولين ديدار [امام] خمينی از بهشت زهرا پس از پيروزی انقلاب را نشان میدهد و چهار گوشه آن با عکسهايی از لالههای سرخ آراسته شده است. قبرها تا ناکجا ادامه دارد و بين آنها درختهايی با اندازههای مختلف ديده میشود. کف آرامگاه با سنگهای مرمر برشخورده و منظم پوشيده شده و روی هر يک از قبور مشخصات فرد شامل نام، تاريخ تولد، تاريخ شهادت، و جبههای که در آن به شهادت رسيده، درج گرديده است. بالای برخی از آنها سنگ مرمر ديگری هم هست که در آن تصوير فرد درگذشته و متن چند دعا برای او به چشم میآيد. روی بيشتر قبور محفظهای شيشهای با چهارپايهای فلزی است که عکس شهيد و لوازم شخصی، و يکی از دو نماد شهادت يعنی فانوس قرمز يا لاله سرخ را در آن گذاشتهاند.
🔹هالهای آميخته از اندوه و افتخار و رشادت بر فضای آنجا خيمه افکنده است؛ هزاران شهيد جان خود را در رويارويیهايی سرشار از جانفشانی در جبهه از دست دادهاند. شهادت شعار جنگ بود و در فضای سياسی کشور اين گونه تبليغ شده بود که اين جنگ بر ضد اسلام و انقلابی که از آن روييده، برپا شده و به تعبير خودشان، با الگوبرداری از شهادت [امام] حسين در کربلا، اکنون «يک انتخاب کربلايی» پيش روی ما قرار گرفته است. جوانان مجاهد و پرشور کاملاً باور کرده بودند که نبرد حضرت حسين را پی میگيرند و دشمن آنان در جبهههای جنگ، کسی جز يزيد بن معاويه نيست. عشق به شهادت در باور شيعيان ريشه دارد و اين جنگ دروازههای شهادت و پيوستن به [امام] حسين را بر روی آنان گشوده است؛ جوانان داوطلب به کار گرفته میشدند تا با پای پياده و بدون هيچ ترس و واهمهای از مرگ و شهادت در راه خدا و ميهن، از روی مينهای عراقی بگذرند و با جانی آرام و پذيرای تقدير الهی و افتخار به شهادت، از خمپارههای دشمن استقبال کنند؛ چنين است که از شمار دوبرابر کشتههای ايرانی در مقايسه با قربانيان طرف عراقی نبايد شگفتزده شد. خداوند همه شهيدان اين جنگ را رحمت کند. عراقیها جان خود را در راه بلندپروازیهای رهبران گستاخ خود دادند و ايرانیها زندگی خود را فدای سرزمين اشغالشده و انقلاب نوپايشان فدا کردند.
🔹برای شهيدانی که به دليل متلاشی شدن پيکر يا پيدا نشدن پلاک شخصیشان، هويت آنها شناسايی نشده، آرامگاههايی خاص با عنوان «شهدای گمنام» در نظر گرفتهاند و آنها را نيز با فانوسهايی قرمز بر فراز قبورشان زينت دادهاند و مردم در روزهای پنجشنبه به زيارت آنان میروند. در بهشت زهرا همچنين قبوری برای عراقیهايی وجود دارد که در حمايت از ايران در جنگ حضور داشتهاند، اينها همان کسانی هستند که رژيم صدام حسين به بهانه اصالت ايرانیشان، پيش از جنگ آنان را از عراق رانده بود. در گوشه و کنار آرامگاه جنگافزارهای سوخته و فرسودهای از زمان جنگ نيز به چشم میخورد. در چندين جا تابلوهايی شامل پيامهای حماسی و خاطرهانگيز نصب شده است. با اينکه زيارت قبور شهيدان معمولاً در روزهای جمعه صورت میگيرد، اما خيلی شانس داشتم و خانوادههايی را ديدم که چون در پی فضايی آرام هستند، امروز به ديدار مزار خويشاوندانشان آمدهاند.
🔹پيرمردی در برابر قبر فرزندش روی صندلی نشسته و برای او رحمت و مغفرت طلب میکند، زنی بر روی سنگ مزار فرزند شهيدش آب میپاشد و آنگاه مینشيند و قرآن میخواند. در گوشهای از آرامگاه زن و شوهری را ديدم که غرق در قبر شهيدشان بودند؛ مرد به مرتب کردن گلهای روييده در کنار مرمر قبر میپرداخت و آنها را آب میداد و روی قبر آب میپاشيد و زن گاه ايستاده و گاه دوزانو به تلاوت قرآن مشغول بود. سعی کردم خودم و دوربينم را از نگاه آنها پنهان کنم، و زيرچشمی اهتمام ويژه آنها به قبر را نظاره کنم؛ نگرانش نباش مادر؛ «آنها زندگانی هستند که نزد خدايشان روزی دارند».
🔹در جايی نه چندان دور، تعداد زيادی مرد و زن سياهپوش ايستادهاند و يکی از بستگان تازهدرگذشته خود را دفن میکنند. گويا متوفی از خانوادهای واقعاً ثروتمند بوده است. لباس سياه خانمها، پاشنههای بلند، آرايش مو و صورت، همه و همه آشکارا حکايت از تعلق آنان به قشری خاص دارد و نشان میدهد که فرد درگذشته از خانوادهای متشخص بوده است. زنان ايرانی حتی در هنگام آيين سوگواری، جذابيت عجيبی دارند. رشته تأمل من در جذابيتهای زنان سوگوار ايرانی، زمانی از هم گسست که شيخی شروع به دعا کرد و حاضران با آرامش و غم و اندوه آمين گفتند.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #607
109