TGViewer
پریشان‌خوانی پریشان‌خوانی @post_book · 384 subscribers
Post #584 91
🔻مسافر کاناپه‌گرد در ايران🔻

فرستۀ 2️⃣2️⃣1️⃣

❇️ روز شانزدهم/6
6
🔹امير در ماشين نشست و من و رضا برای تماشای سريع مسجد، با عجله رفتيم و وارد صحن بزرگ مسجدی شديم که تقريباً چيزی نداشت جز برگ‌های زرد پاييزی که بر کف صحن ريخته بود و سه پيرمردی که در يکی از ايوان‌های آن نشسته بودند و می‌گفتند و می‌خنديدند و شوخی می‌کردند که اين گردشگر از کجا آمده است! نکته عجيب و البته چشم‌آزار، نصب ستون‌های فلزی روشنايی معابر در صحن مسجد بود که از زيبايی آن می‌کاست. وزارت ميراث بايد با جمع‌آوری اين ستون‌های زشت، مسجد را با چراغ‌های مخفی نورپردازی کند.

🔹خيلی سعی کرديم به تماشای موزه عمارت چهلستون از بناهای دوره صفويه برويم که در ميان کاخی قرار دارد و با فضای سبز وسيعی احاطه شده است، ولی گويا بازديد از کاخ‌ها و موزه‌هايی که اين نام را بر خود دارد، قسمت من نمی‌شود؛ زيرا از ساعت چهار بعدازظهر درهای آن بسته شده است.

🔹جلوِ درِ ورودی باغ بزرگ کاخ، قديمی‌ترين ميدان قزوين است که کتابفروش‌ها در پياده‌روهای آن بساط کرده و کتاب‌هايی در باب سياست و تاريخ و فلسفه و دين را به معرض فروش گذاشته‌اند و مشتری‌ها که از هر سن و سالی در ميان آنها ديده می‌شود، کتاب‌ها را با دقت زير و رو می‌کنند.

🔹در کنار پياده‌رو به يک اتاقک شيشه‌ای بزرگ و کولردار برخورد کردم که چند صندلی انتظار و يک تلويزيون بزرگ داشت و برنامه‌های محلی را نمايش می‌داد. به نظرم رسيد که اتاق انتظار يک درمانگاه باشد، و تا آمدم از رضا بپرسم که اين اتاقک شيشه‌ای وسط پياده‌‌رو برای چيست، اتوبوس زردرنگ بزرگی سر رسيد و جواب سؤال خودم را پيدا کردم. زن‌ها از آن اتاقک بيرون آمدند و خيلی منظم مقابل در عقب اتوبوس و مردها مقابل در جلو به‌صف ايستادند. اين ولخرجی‌ها برای چيست؟ سالن کولردار برای ايستگاه اتوبوس؟! انتقاد خودم را با زبان شوخی اين طوری به رضا منتقل کردم که: «بايد بيای قاهره و سعی کنی سوار اتوبوس بشی، بهِت قول می‌دم که ديگه به هيچ وجه برای وضعيت زندگی توی ايران نق نزنی».

🔹نزديک غروب آفتاب بود و بايد پيش از فرا رسيدن شب برای رفتن به گازرخان ماشين می‌گرفتيم. يک تاکسی زرد پيدا کرديم که رضا با راننده‌اش قرار گذاشت تا مرا به گازرخان برساند، ولی بايد صبر می‌کردم تا چند تا مسافر ديگر هم از راه برسند. به رضا گفتم شايد راننده راهی را بشناسد که بدون برگشت به قزوين بتوانم به رشت بروم، و دو دقيقه بعد رضا خبر داد که راننده می‌گويد يک راه ميان‌بر هست که از وسط کوه و دشت می‌گذرد و عبور از آن سه ساعت طول می‌کشد. رضا با او قرار گذاشت که همان راننده بعد از رشت، مرا به روستای تاريخی ماسوله هم ببرد و از آنجا سوار اتوبوسی کند که مستقيم به تبريز می‌رود. بعد از ده دقيقه چانه‌زنی، برای پيمودن همه اين مسير، با 40 دلار به توافق رسيدند.

🔹وقت طلا است و برای به دست آوردن آن بايد هزينه‌هايش را بپردازم. رضا و امير، هيچ کدام نمی‌دانستند که چنين راه مستقيمی از گازرخان به رشت وجود دارد؛ با شوخی به آنها گفتم که بايد از من متشکر باشيد که مسير پشت کوه‌ها را هم به شما نشان داده‌ام. رضا از راننده خواست که در گازرخان، حتی در صورت امکان در خانه خودش، جايی برای خواب من پيدا کند. راننده با اشاره به او فهماند که نگران نباشد، حتماً ‌به‌خوبی هوای مهمان را خواهد داشت. با تشکر از رضا و امير که شرايط اين ديدار سريع و البته خيلی مفيد را فراهم کردند، با آنها خداحافظی کردم. ماشين هم پر از مسافر شد و راه افتاد. دو جوان کنار راننده جا گرفتند و دو جوان ديگر هم با من روی صندلی عقب نشستند. فقط امروز در اين ماشين همسفری دارم، اما فردا به صورت دربست تا رشت خواهم رفت.

🔹ماشين به‌سرعت از راه مارپيچ کوهستانی بالا رفت و قزوين با درخشش نورهای شبانه‌اش پشت سر ما قرار گرفت. شب‌های اول ماه قمری بود و هلال ماه در کنار سياره زهره آشکارا می‌درخشيد. تو گويی از فراز کوه، چشم‌انداز شهری دوردست با آسمانی آراسته به هلال ماه و ستاره‌ای پرنور نقاشی شده است. متأسفم که نمی‌توانم بايستم و از اين منظره زيبا عکسبرداری کنم. با گذشتن از فراز اولين کوه، سرازير شديم. تاريکی از هر سو ما را فرا گرفته بود و در جاده کم‌عرض و دوطرفه، جز نور چراغ‌های ماشين ما و ماشين‌هايی که از روبه‌رو می‌آمد، روشنايی ديگری نبود. در لابه‌لای کوه‌های تاريک گاه روشنايیِ روستاهايی پراکنده به چشم می‌آمد که خط سفيد نور و سوسوی چراغ‌ها، موقعيت آنها را نشان می‌داد.

🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید

🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
More from @post_book
  1. Sep 9, 2026❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 133…
  2. Sep 9, 2026🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی…
  3. Aug 31, 2026☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی 🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست آیا واقعاً م…
  4. Aug 28, 2026🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خوا…
  5. Aug 28, 2026🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به د…
  6. Jul 27, 2026🔻قلعهٔ الموت ثبت جهانی شد 📌 تا زمانی که کسی رمان‌های سمرقند اثر امین معلوف و الموت نوشته…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →