🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 7️⃣1️⃣1️⃣
❇️ روز شانزدهم/1
🔸 ديدار با حشاشين
🔹مثل همان بلايی که پريروز سر مهران آوردم، امروز صبح اول هم امير را بدخواب کردم. با شرمندگی و خجالت سعی کرده بود که ساعت هفت من را از خواب بيدار کند، اما تا پيش از ساعت هشت و نيم به هيچ کدام از تقه زدنهای او به درِ اتاق واکنشی نشان نداده بودم. از او پوزش خواستم و همه چيز را به گردن خستگی روز قبل انداختم. خوشبختانه خيلی اظهار ناراحتی نکرد. ظرف پنج دقيقه دوش گرفتم و ده دقيقه بعد آماده رفتن شدم. سوار پژو کوچک او، روانه خيابانهای شلوغ اول صبح تهران شديم. اول به يک پمپ بنزين رفتيم و امير يک کارت اعتباری و مقدار کمی پول تحويل طرف داد. در پاسخ سؤال من از ماهيت آن کارت و نرخ بنزين در ايران توضيح داد که هر خودرو يکی از اين کارتها دارد که با آن میتواند هر ماه 100 ليتر بنزين را با قيمت يارانهای (400 تومان، حدود 13 سنت) استفاده کند، و پس از اتمام سهميه، هر ليتر با نرخ (700 تومان، معادل 23 سنت) محاسبه میشود. ارزانی نرخ بنزين چه با نرخ يارانهای و چه آزاد، چنان من را به تعجب واداشت که فرياد زدم: «در مقايسه با همه کشورهای نفتخيز همسايه ايران، اين خيلی ارزونه!»
🔹دولت که از نظر منابع نفتی بسيار ثروتمند است، سوخت مورد نياز را با نرخ ناچيز در اختيار مردم قرار میدهد و علاوه بر توليد و پالايش گاز و نفت برای مصرف داخلی، در حال حاضر، روزانه دو ميليون بشکه نفت نيز صادرات دارد. اين در حالی است که تا پيش از تحريمهای تحميلشده از سوی اروپا و آمريکا بر اقتصاد ايران و از جمله فروش نفت کشور، در سال 2011 صادرات نفت ايران روزانه سه ميليون بشکه بوده است. تحريمهای بينالمللی به دليل برنامههای بلندپروازانه ايران در زمينه هستهای بوده و به نظر من، همين امر به کاهش درآمد حاصل از صادرات نفتی و کند شدن رشد اقتصاد کشور انجاميده است. منابع نفتی ايران از سالها پيش سبب بروز ناآرامی شده است. در سال 1951 محمد مصدق نخستوزير، صنعت نفت کشور را که به موجب قرارداد با شاه در انحصار انگليس بود، ملی اعلام کرد. شرکت نفت رابطه مستحکمی با انگلستان داشت و در ايران همانند يک دولت رفتار میکرد؛ از همين رو، انگلستان از تصميم ايران مبنی بر ملی شدن نفت احساس خطر کرد و آن را مقدمهای برای اقدامات مشابه در کشورهای همسايه ايران برشمرد؛ امری که همه سياستهای انگليس در منطقه خاورميانه را به ناکامی میکشانيد. مذاکرات نفتی دو طرف به شکست انجاميد و انگلستان اقدامات تلافیجويانهای را بر ضد دولت مصدق به اجرا در آورد و تحريم تجاری ايران را در دستور کار قرار داد و دايره فشار بر دولت مصدق را تنگتر کرد. کار به جايی رسيد که يک بار ناو انگليسی شناور در منطقه، مانع حرکت نفتکشی ايتاليايی حامل نفت ايران شد و آن را واداشت که در بندر عَدن پهلو بگيرد. انگلستان با اين کار خواست به همه دنيا و بهخصوص ايرانیها ثابت کند که ايران نمیتواند نفت خودش را به کسی جز انگلستان بفروشد و احدی حق خريد آن را ندارد؛ امروز و ديروز چقدر مثل هم هستند!
🔹تصميم ايران به ملی کردن نفت بازتابهای گستردهای در منطقه داشت؛ به گونهای که نمايندگان پارلمان عراق از دولت خود خواستند که اقداماتی مشابه آنچه دولت مصدق اتخاذ کرده است، در پيش گيرد، تا به حق انحصاری انگلستان از منابع نفتی عراق و غارت سرمايههای آن کشور و درخواست بازنگری در قراردادهای نفتی به منظور افزايش سهم انگلستان از نفت عراق پايان داده شود.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #575
93