🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 0️⃣1️⃣1️⃣
❇️ روز پانزدهم/ 3
🔹بازديد خود را از کاخ محمدرضا پهلوی شروع کرديم که از همه بزرگتر و مجللتر است. به شکل غير قابل تصوری چشمگير بود، دکوراسيونی اروپايی داشت و نقش و نگار طلايی ظريفی بر در و ديوار آن ديده میشد. اتاقهای پذيرايی و ناهارخوری و نشيمن و خواب بسيار بزرگ بود. شرح و توصيف عظمت و شکوه آن واقعاً از توان کلمات بيرون است. اتاقها با فرشهايی بافتهشده به دست هنرمندان زبردست مشهد و قم و اصفهان و کاشان در ابعادی بين 70 تا 100 متر مربع مفروش شده است. پانتهآ نظر من را به اتاقی جلب کرد که طراحی فرش و سقف آن يکسان بود و گويی آينهای نقش و نگار کف اتاق را در سقف بازتاب میداد. فضاهايی که فرش نداشت، مانند پلهها و ستونها با مرمر سفيد پوشيده شده بود و جارهای آويخته از سقف، چنان عظمتی داشت که فکر میکنم هر يک نزديک صد چراغ و صدها قطعه کريستال را در خود جای داده بود. بعضی از اتاقها پردههايی داشت که در فرانسه با رشتههايی از نقره آراسته شده بود. يکی از اتاقهای ناهارخوری کاخ، اتاقی بود که سالها پيش از انقلاب اسلامی، شاه ايران آخرين شام را با شارل دوگل رئيسجمهور فرانسه در آن خورده بود. کاغذديواریهای زربفت تعدادی از اتاقها چنان ضخيم بود که فکر میکردی ديوار را با فرش پوشش دادهاند. در يکی از زوايا، تنديسی از شاه و فرح پهلوی و وليعهدی که محمدرضا شاه خيلی انتظار او را کشيده بود، ديده میشد. شاه در جستوجوی کسی که برای او فرزند پسری به بار بياورد تا جانشين او شود، سه بار پيمان ازدواج بست، اما بالاخره هم روزگار اجازه شاه شدن را به فرزند نداد، و پس از مرگ شاه، پسرش تنها به تاجگذاری در کاخ عابدين قاهره بسنده کرد. نقش و نگار طلايی سقفها و درها و اثاثيه کاخ که هماهنگی شگفتانگيزی با فرشها و پردهها و طراحی ديوارها و چلچراغها دارد، چشم را خيره میکند. پيش از خروج، کنار يکی از اتاقهای ورودی که مخصوص استراحت نگهبانان کاخ بود و ميز بيلياردی در آن گذاشته بودند، ايستاديم. شاه از آسايش نگهبانانش هم غافل نبوده است! پانتهآ با افتخار از زيبايی و شکوه اين کاخ ياد میکند؛ او هم مانند خيلی از ايرانیها رضاشاه را در زمينههای صنعت و کشاورزی و آموزش و بهداشت، بنيانگذار جنبش نوين ايران در قرن بيستم میشمارد.
🔹سپس به بازديد از کاخ ديگری به نام «کاخموزه سبز» رفتيم که گرچه کوچکتر از کاخ اول بود، اما در زيبايی چيزی از آن کم نداشت. ديوارها و سقف يکی از اتاقهای اين کاخ مانند بسياری از حرمهای ايران، آينهکاری بود که يکی از هنرهای بديع ايرانی است. شکوه و عظمت اسباب و اثاثيه و لوازم دکوری اين کاخ واقعاً چشم را خيره میکرد. هنگام بيرون آمدن، ساختمانی با نام «موزه آشپزخانه سلطنتی» که محلی برای آمادهسازی وعدههای غذايی تمامی ساکنان اين مجموعه بزرگ شاهانه بوده است، توجه مرا جلب کرد.
🔹هر جای دنيا که بروی، وضعيت کاخهای سلطنتی همين است که ميليونها ميليون سرمايه کشور برای زيبايی و شکوه آنها هزينه میشود. ابنخلدون در «مقدمه» معروف خود، در مقايسه شهرها و روستاها از اين نکته ياد میکند که هزينههای هنگفت خاندانهای سلطنتی برای ساختن و آراستن کاخها يکی از مهمترين انگيزههای رشد هنر و توسعه اقتصاد شهری مبتنی بر صنايع دستی بوده است و اگر شاهان و سلاطين و اميران و وزيران در گوشهگوشه دنيا در انديشه ساختن و آراستن کاخها و ارگهای شاهی خود نبودند، از صدها و بلکه هزاران سال پيش بدين سو، آثار و هنرهای آنان برای ما به يادگار نمیماند. اگر فرعون «خوفو» شاه ساده و بیآلايشی بود، در تاريخ هيچ نشانی از اهرامهای مصر نمیيافتيم؛ او اما خواسته است که با برافراشتن اين بنای افسانهای نام خود را در گستره تاريخ جاودانه کند. همين ديوانگیِ حاکمان و شيفتگی آنان به عناصر زيبايی و شکوه بوده است که باب روزی را برای هزاران کارگر ماهر و زبردست گشوده و زمينههای تمدن و شهرنشينی را فراهم آورده است.
🔹ساعت سه و نيم است و من قرار بوده است که ساعت دو و نيم در سفارت باشم. به سمت ماشين دويديم تا اقلاً پيش از بسته شدن سفارت در ساعت چهار به آنجا برسيم. در ضمنِ صحبت از برنامههای آينده، پانتهآ از اينکه فهميد برای سفر به مشهد و شرکت در نماز جمعه حرم امام رضا برنامهريزی میکنم، شگفتزده شد. آنجا برای همه ايرانیها و شيعيان مکانی مقدس و محترم است و طبعاً نماز جمعه آن هم بايد شکوه خاصی داشته باشد. چرا همه بعد از اينکه متوجه میشوند گاهی نماز هم میخوانم تعجب میکنند؟ «به نظر میرسه که قاعده کلی اينه که جوونای مثل من امروزی، معمولاً نماز نمیخونن! يعنی واقعاً هيچ راهحل ميانهای پيدا نمیشه؟»
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #564
93