🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 7️⃣0️⃣1️⃣
❇️ روز چهاردهم/9
🔹پس از برگشت، من و فائزه به گپ و گفت شبانه ادامه داديم. معصومه در اتاق دربستهاش خوابيده بود. ما هم در اتاق فائزه نشستيم و در را بستيم که صدای حرف زدن ما مايه آزار و اذيت او نشود. از سفرهای خود و عضويت در CS داستانهای زيادی برای هم تعريف کرديم. او علاقه زيادی به مسافرت دارد و تا کنون به کشورهای آسيايی و اروپايی بسياری رفته است. دوباره کامپيوترش را روشن کرد و تصاوير سفرش به ارمنستان و سريلانکا را نشان داد. گويا مانند همه جوامع مسلمان شرقی، خروج انفرادی زنان از ايران هم مجاز نيست. چيزی که مايه تعجب من شد اين بود که او در همه عکسهايش باحجاب بود. در باره ميزان پايبندی او به مسائل دينی پرسيدم، که بهشدت بر آن تأکيد کرد و گفت که جز يک بار آن هم در ارمنستان و به قصد چشيدن مزه شراب انگور، لب به چيز خلافی نزده است. او از شيفتگی خود به زادگاهش شهر قم و مساجد و مدارس آن برايم گفت و از اينکه من بيش از چند ساعت در قم نماندهام دلخور شد و از من دعوت کرد که يک بار ديگر به آن شهر بروم و در خانه آنها و کنار مادرش اقامت کنم و افزود: «بايد حتماً مسجد جمکران را که از مهمترين مساجد ايران است ببينی؛ داستان ساخت آن که به امام زمان ارتباط دارد و به قرن چهارم هجری برمیگردد، چنين است که امام زمان با حضرت خضر (که هر دو تا کنون زنده هستند) در ديدار با مالک آن زمين از او میخواهند که در اين زمين مقدس مسجدی بنا کند». در توجيه اقامت اندک خود در قم گفتم: «دلم میخواس بيشتر توی قم بمونم و کارای زيادی هم توی اون شهر داشتم، اما متأسفانه بايد زود بيرون میاومدم؛ برای اينکه به جشن فرهاد برسم.»
🔹قاليچه ابريشمی بسيار زيبايی با نقش اسماء الحسنی، که به ديوار اتاق آويزان بود، نظر مرا به خودش جلب کرد، با کنجکاوی پرسيدم که اين را کجا بافتهاند که جواب داد، شهر قم مرکز بافت قالیهای ابريشمی، و تبريز مرکز توليد قالیهای پشمی است و ادامه داد که هر يک از شهرهای ايران در قالیبافی سبک و جنس و نقش و نگار خاص خودش را دارد. وقتی شنيدم که قيمت اين فرش حدود سه هزار دلار است، مغزم سوت کشيد. وی اضافه کرد که قالیِ خانهشان در قم طرح و نقشی دارد که بهمراتب گرانتر است. فائزه بر خلاف ديگر دختران، هيچ توجهی به طلا و جواهر ندارد و همه پساندازش را خرج خريد فرشهای نفيس میکند که چون همواره قيمتی رو به افزايش دارد، از بهترين سرمايهگذاریها است. در يکی از حراجیهای دوبی، يک فرش را به 16000 دلار خريده و پيشنهاد يکی از تجار فرش برای خريد آن به بهای 50000 دلار را نپذيرفته است. مطمئن هستم که شمای خواننده يک بار ديگر صفرهای جلو اعداد بالا را شمردهايد، بله درست خواندهايد، پنجاه هزار دلار! هر فرش، شناسنامهای دارد که بافندهاش آن را ضميمه کرده و در آن اطلاعات و مشخصات قالی، شامل اندازه، تعداد گره، جنس نخ و رنگ به کار رفته در بافت آن ذکر شده است. فرش دستباف ايرانی مشهورترين و گرانترين قالی در جهان به شمار میرود و در تاريخ، ايرانیها نخستين کسانی بودند که به هنر فرشبافی دست يافتند. در موزه لوور پاريس يک تخته فرش نفيس ايرانی مشهور به قالی«بولونيا» نگهداری میشود که بافت آن دوازده سال به درازا کشيده است. اعيان و اشراف فرانسه در قرن هفده ميلادی در کار واردات قالی بودهاند. تحريمهای آمريکا در مورد واردات فرش ايرانی در سال 2009 سبب رکود صنعت فرش در ايران شد؛ بايد بدانيم که 25 درصد از سهم صادرات فرش ايران يعنی چيزی حدود 500 ميليون دلار به ايالات متحده آمريکا اختصاص دارد.
🔹شب بسياری خوبی را با دختری روشنفکر و درسخوانده و آزادانديش سپری کردم. از او به دليل اينکه فرصت اين گفتوگو را به من داد تشکر کردم و يک جلد کتاب از نويسنده مصری، «هيکل» در باره انقلاب ايران را به او هديه دادم. فائزه تصميم گرفت روی زمين هال بخوابد و تخت اتاق را به مهمان مصریاش بسپارد. کمی تعارف کردم که از اين تصميم منصرف شود، اما خيلی هم اصرار نکردم؛ زيرا تختِ واقعاً راحتی بود که بهراحتی نمیشد از آن چشم پوشيد. فکر نکنم که بتوانم از زندگی شاهانه در تهران دست بکشم؛ چرا که پس از خستگی امروز، اوج آرزوی من اين است که روی يک تخت يا مبل راحت، خوابی آسوده داشته باشم.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #558
86