🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 6️⃣0️⃣1️⃣
❇️ روز چهاردهم/8
🔹پس از آن، يکی از قسمتهای برنامه talk show در شبکه «الانوار» را نشان داد. در وهله اول، مجری آن را با چادر و دستکش مشکی که تنها اندکی از چهره او ديده میشد نشناختم. چادر ايرانی قسمتی از پيشانی و چانه را نيز میپوشاند. به نظر میرسد که برای اشتغال به اين کار، به عنوان يک شغل دولتی بايد لباس فرم مخصوصی را به تن کرد؛ به هر حال، فائزه هم که در يک شبکه دينی کار میکند و بايد به رعايت نمونه پوشش دينی ايرانی پايبند باشد. اين قسمت برنامه در باره يادبود ماجرای کربلا و فداکاریهای سيدالشهداء امام حسين بود. همين طور گزيدههايی از کارهای مستند ديگرش را نيز نشان داد. بيشتر قهرمانان اين فيلمها کسانی بودند که پدر يا مادری مسلمان داشتند اما تصميم گرفته بودند که در باره دين خود و والدينشان تحقيق کنند، يا غيرمسلمانانی را معرفی میکرد که در جستوجو برای يافتن آيينی نو، به اسلام شيعی رسيده بودند. معمولاً فيلمهايش را خودش توليد و تصويربرداری میکند و آنها را برای فروش در دسترس شبکههای ماهوارهای میگذارد.
🔹فائزه از سالها پيش، در CS عضويت دارد، ولی مدتی است که نه از کسی ميزبانی کرده و نه مهمان کسی شده است. معمولاً از مهمانهايش در خانه قم پذيرايی میکند و از من فقط به دليل مصری بودن و معرفی فرهاد استقبال کرده است. تا به حال با مصریهای زيادی در تهران روبهرو نشده؛ به همين سبب پيشنهاد ميزبانی من را بدون هيچ اما و اگری قبول کرده است. از او به خاطر اینکه بدون هيچ اطلاع قبلی پذيرایی از من را پذيرفته، تشکر کردم. آرزو دارد که مصر و آثار شگفتانگيز آن را از نزديک ببيند، ولی از افتادن در ورطه مسائل سياسی و دشواریهای دريافت ويزا بيم دارد. او را به اين کار تشويق کردم و گفتم که هر کمکی که از دستم بيايد دريغ نخواهم داشت. او بهويژه برای تهيه و توليد فيلمی در باره شيعيان مصر و مزارات اهل بيت در قاهره خيلی انگيزه دارد. حتماً داستان دلخراش شهادت چهار تن از رهبران شيعيان قاهره در يک درگيری مذهبی را شنيده است. برايش توضيح دادم که کينهتوزی و تندرویهای پليد وهابيت چنين رخدادهايی را پديد میآورد؛ در حالی که اکثريت مردم مصر ميانهرو هستند و به اختلافات مذهبی توجه چندانی ندارند. ما ملتی صلحجو هستيم و از هر طايفه و بر هر کيشی که باشيم، دور از مشکلات و عقدههايی از اين دست زندگی میکنيم. البته برخوردهای شخصی اتفاق میافتد ولی به اندازهای نيست که به فاجعه منتهی شود.
🔹زينب اجازه مرخصی خواست تا از زمان مقرر برای برگشت دختران خوابگاه دانشگاه تهران يعنی ساعت هشت، تأخير نکند که مبادا گرفتار مشکلاتی از قبيل اخراج از خوابگاه شود. فائزه پيشنهاد کرد که آخر شب، زينب را همراهی کند و دليل تأخير او را به مسئول خوابگاه بگويد. فائزه برای ما يک شام ايرانی، حتماً شامل پلو و علاوه بر آن خورش بادمجان در کنار قيمه که يک غذای ايرانی با دانه لپه است سفارش داد. دور ميز کوچک بيرون اتاق نشستيم و در آنجا من از شيفتگی خودم به سفره و غذاهای دلچسب ايرانی و بهخصوص نوع ترکیاش که با استفاده از بادمجان، خوراکیهايی در نهايت خوشمزگی را به دست میدهد، داد سخن دادم؛ بيشترين لذت از غذای ايرانی را در خوردن «ترشی سير» احساس کردم که يک سير کامل را در آب نمک تيره میاندازند و حبههای سير هم به همان رنگ در میآيد. در همه عمرم، هيچ ترشی با اين مزه رؤيايی نخوردهام. روش خوردن آن را هم از آنها ياد گرفتم: اول همه حبههای سير را يکی يکی جدا میکنيد، و قبل از خوردن، پوست نازک اطراف هر حبه را میگيريد. پشيمان شدم که چرا تا به حال همراه همه غذاهايی که در ايران خوردهام اين ترشی شگفتانگيز را نوش جان نکردهام.
🔹 به ديوار کنار ميز، چراغ کوچکی آويزان بود که با يک لوله مسی از طريق پنجره به آشپزخانه ارتباط داشت، وقتی پرسيدم، به من گفتند که اين لوله گاز طبيعی است و اين چراغ در هنگام قطع برق که البته اخيراً خيلی کم در تهران اتفاق میافتد، با انرژی گاز روشن میشود. بيشتر دستگاههای خنککننده که در ايران ديدهام همان کولرهای مناطق کويری است که با آب کار میکند، بر عکس وسايل سرمايشی ما در مصر، که بيشتر کولرهای گازی است و مهمترين عامل فشار بر شبکه برق کشور به شمار میرود. مشکل اين کولرهای آبی کويری اما اين است که سر و صدای آن از کولرهای گازی بيشتر است. شام را بهسرعت خورديم و با ماشين فائزه راه افتاديم که زينب را به خوابگاه دانشگاه برسانيم. خيابانهای تهران در شب، بسيار خلوت بود و بيشتر مغازهها به مقررات ساعت تعطيل احترام میگذارند. پس از نيم ساعت رانندگی در خيابانهای خلوت تهران به خانه برگشتيم.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #557
82