TGViewer
پریشان‌خوانی پریشان‌خوانی @post_book · 384 subscribers
Post #548 112
🔻مسافر کاناپه‌گرد در ايران 🔻

فرستۀ 8️⃣9️⃣

❇️ روز سيزدهم/6

🔹«می‌دونی که از هر دو دختر ايرانی، يکی‌شون عمل زيبايی کرده و به‌خصوص بينی‌اش را به دست جراح سپرده؟» بارها ديدم که در خيابان‌های شهرهای مختلف ايران، دخترها چسب طبی روی دماغ خود گذاشته‌اند، ولی اصلاً فکر نمی‌کردم که اين کار با عمل زيبايی ارتباطی داشته باشد؛ زيرا کسی که عمل زيبايی می‌کند، معمولاً بدون اطلاع ديگران و به‌يکباره با شکل و شمايل جديد در ميان مردم ظاهر می‌شود. اين¬جا دختران افتخار می‌کنند که بينیِ ايرانی خودشان را که اکثراً اندکی سربالا است به دست جراح سپرده‌اند. مهران افزود که ايران در بين کشورهای منطقه، به مرکزی برای جراحی زيبايی با کيفيت عالی و البته ارزان تبديل شده است و بسياری از شهروندان کشورهای همسايه برای همين منظور به ايران سفر می‌کنند. انگيزه دختران ايرانی برای آرايش بينی و چشم‌ها و لب‌هايشان اين است که فقط می‌توانند صورت خودشان را به نمايش عمومی بگذارند.

🔹مشغول گزارش خلاصه‌ای از روزهای گذشته سفر خودم به ايران بودم که جلو مرا گرفت و پرسيد: «اقامت در يزد چطور بود؟ آيا کسی را پيدا کردی که از تو پذيرايی کنه؟» بلافاصله جواب دادم: «در يک هاستل اقامت کردم و با کسی ملاقات نکردم، شهر کوچکی بود.» مهران گفت: «چند ماهيه که در يزد مشکلی پيدا شده و پليس چند تا اروپايی را که در خونه يکی از کاربرای CS اقامت کرده بودن، به اتهام جاسوسی بازداشت کرده و دو سه روزی کشورهای متبوع آنها نگران بودن، اما مسأله ختم به خير شد. می‌دونی که دولت به دليل مذاکرات هسته¬ای که البته هنوز هم به سرانجام نرسيده، نسبت به تک¬تک اروپايی‌ها حساسيت داره.»

🔹آخرهای شب بود که از من خواست ماشين لباسشويی نيمه‌اتوماتيک او را روشن کنم. به خاطر اين سرويس بسيار ارزشمند، از او تشکر کردم؛ چرا که از ايام اقامت در يزد لباسی نشسته بودم و لباس‌های تميزم در حال تمام شدن بود. روی ايوان کوچک خانه مهران بيشتر از يک متر طناب برای آويزان کردن لباس نبود، و اين برای انبوه لباس‌های من کفايت نمی‌کرد؛ گفت که بقيه را در اتاق پهن کنم؛ يکی از طبقه‌های کتابخانه را به تی‌شرت‌ها اختصاص دادم و لباس‌های زير را در يک سطل گذاشتم و حوله را به جالباسی پشت در آويختم و همه گوشه و کنار اتاقش را پر از لباس‌های شسته کردم. کار با موفقيت به سرانجام رسيد و قول دادم که صبح زود از خواب برخيزم تا برای گرفتن رواديد و پرس‌وجو از نزديک‌ترين جا برای آن آزمايش نحس پزشکی راه بيفتم. بايد ارتباط با مهران را از دست ندهم؛ چون شايد صبح تا ظهر به کمک و راهنمايی پزشکی او نياز داشته باشم. باز هم از من بابت اين‌که فردا صبح بايد برای ديدار مادر به شهر زادگاهش يعنی آبادان برود و نمی‌تواند بيش از يک شب از من پذيرايی کند، پوزش خواست. اين مسائل پيش می‌آيد؛ جای نگرانی نيست! هر چه بيشتر اين طرف و آن طرف برويم و آدم‌های بيشتری را ببينيم، ماجراجويی‌های بيشتری را تجربه می‌کنيم؛ من هم فردا به خانه فائزه خواهم رفت که فرهاد پيشنهاد داده است که در تهران دو روز ميزبان من باشد. نمی‌دانم تا کی در تهران خواهم ماند و بعد از فائزه ميزبان من چه کسی است، ولی خوب می‌دانم که هميشه در لابه‌لای اين حوادث، راه چاره‌ای هم از طرف خدا برای من مقدر شده است.

🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید

🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
More from @post_book
  1. Sep 9, 2026❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 133…
  2. Sep 9, 2026🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی…
  3. Aug 31, 2026☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی 🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست آیا واقعاً م…
  4. Aug 28, 2026🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خوا…
  5. Aug 28, 2026🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به د…
  6. Jul 27, 2026🔻قلعهٔ الموت ثبت جهانی شد 📌 تا زمانی که کسی رمان‌های سمرقند اثر امین معلوف و الموت نوشته…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →