TGViewer
پریشان‌خوانی پریشان‌خوانی @post_book · 384 subscribers
Post #546 94
🔻مسافر کاناپه‌گرد در ايران 🔻

فرستۀ 7️⃣9️⃣

❇️ روز سيزدهم/5

🔹با استفاده از چندين اتوبوس و مترو، سرانجام به خانه مهران رسيدم که به نظر می‌رسد محله‌ای در مرکز شهر باشد. در خانه نسبتاً کوچکش که به‌تنهايی در آن زندگی می‌کند، از من استقبال کرد. از تأخير ناخواسته‌ای که پيش آمده بود، پوزش خواستم. قرار بود دو ساعت پيش از اين به محل کارش در بيمارستان بروم تا برای صدور گواهی لعنتی پزشکی به من کمک کند. مهران 45 ساله است، با بدنی ورزيده و موهايی جوگندمی و نرم که آنها را رو به بالا خوابانده است.دوستم محمد کاشانی او را يکی از استوانه‌های شبکه CS در تهران می‌داند؛ چرا که از نخستين کاربران اين سايت بوده و به تعبير محمد، تا کنون از صدها مهمان در خانه‌اش پذيرايی کرده است. من صفحه شخصی او در CS را نديده‌ام، اما مهم نيست، همه اعضای اين جامعه کوچک مهربان و بامحبت هستند. يک تختخواب نرم در گوشه اتاق ديدم که پس از يک شب خوابيدن در کوير و يک شب بيدارخوابی در کف اتاق ييلاقات اطراف تهران، امشب می‌توانم روی آن به‌راحتی دراز بکشم. دلم برای يک جای خواب گرم و آسوده تنگ شده است. رؤيای چشمداشت عاشقانه به يک خواب راحت را کنار نهادم و به حرف زدن با ميزبان خودم پرداختم.

🔹مهران به عنوان راديولوژيست صبح‌ها در يکی از بيمارستان‌های دولتی و عصرها در يک کلينيک خصوصی که او و دوستش راه انداخته‌اند مشغول کار است. تحت پوشش بيمه پزشکی و با هزينه بسيار اندکی به مردم سرويس می‌دهد، و مبلغ واقعی خدمات به بيماران را در نهايت از وزارت بهداشت می‌گيرد. تحت عنوان پزشک و در قالب گروه‌های هلال احمر، در جنگ ايران و عراق حضور داشته و در حين کمک‌رسانی به مجروحان، در معرض حمله شيميايی قرار گرفته و دچار مشکلات تنفسی و سوختگی شده و سال‌ها پس از پايان جنگ، خداوند او را عافيت بخشيده است.

🔹مهران هم مثل همه اعضای CS عاشق سفر است و همه درآمدش را برای همين کار هزينه می‌کند. شبکه بزرگی از دوستان بومی و اروپايی را دور خودش جمع کرده و با دوستان ايرانی‌اش به ديدار ديگر دوستانش در سويس و يونان و صربستان و آلمان و ايتاليا می‌رود. به آلمان خيلی سفر می‌کند و در آنجا به تدريس مشغول است و در حال حاضر با دختری از ليتوانی ارتباط دارد که چند بار برای ديدنش به ايران آمده و مهران هم به سراغ او رفته است. در حال برنامه‌ريزی برای يک زندگی مشترک هستند. با تعجب از او پرسيدم: «يعنی پانزده سال است که برای زندگی مشترک با تو صبر کرده؟» خيلی آشکارا جواب داد: «اينجا بعد از 25 سال کار، تازه زندگی شروع می‌شه». صدای زنگ خانه‌اش حرف ما را قطع کرد، درخواست غذای آماده داده بود که آن را همراه با تماشای يکی از کانال‌هايی که آهنگ ايرانی پخش می‌کرد، نوش جان کرديم؛ معلوم بود که کانالی خارج از نظارت دولتی است؛ زيرا زنان نيمه‌برهنه را نشان می‌دهد و روی فرکانس يک ماهواره تحت اجاره دوبی پخش می‌شود. از آنجا که اين شبکه ترانه‌های عربی هم پخش می‌کند، مهران از من در باره خواننده‌ای پرسيد که نامش بارها از زبان مردهای ايرانی به گوشم خورده است و انگاری از زن‌های خواننده عرب فقط او را می‌شناسند.

🔹مهران در ادامه بيان داستان‌های شگفت‌انگيز کشورش، با خنده از من پرسيد: «تو باورت ميشه که ديش ماهواره در ايران ممنوع باشه؟» با شگفتی پرسيدم: «واقعاً ممنوعه؟ چون وارد خونه هيچ آدم متدين و غيرمتدينی نشدم که ديش نداشته باشه!» بر اساس قانون ايران ديش ممنوع است و پليس حق دارد برای يافتن و مصادره ديش‌های پنهان در پشت‌بام‌ها، بام خانه‌ها را بازرسی کند؛ با همه اين اوضاع، می‌توانی از بازار سياه که البته در ايران رونق خوبی هم دارد، ديش و رسيور را با حدود 50 دلار تهيه کنی. در قرن حاضر کمتر خانه‌ای است که در آن نتوان روزانه صدها کانال ماهواره‌ای را تماشا کرد. در ميانه صحبت ما بود که پخش تلويزيونی قطع شد و مهران به تلويزيون اشاره کرد و گفت: « ناراحت نباش؛ الان دستگاه‌های پارازيت از کار ميفته و دوباره پخش شروع ميشه!»

🔹اگر دولت با ايجاد محدوديت در خريد و فروش وسائل ارتباطی نتوانسته است با ماهواره‌ها مبارزه کند، با دستگاه‌های پارازيت به ميدان آمده تا پخش برنامه‌ها از طريق ديش‌های پنهان در روی پشت‌بام‌ها را مختل سازد. حالا می‌فهمم که چرا بالکن خانه‌های ايرانی، بر خلاف خانه‌های قاهره، انباشته از انواع ديش‌های ماهواره نيست؛ چرا که مردم بشقاب‌های گيرنده را دور از چشم نگه داشته‌اند. دولت هر راهی که برای ايجاد محدوديت در آزادی‌های فرهنگی و هنری و حتی زندگی عادی مردم ايجاد کند، باز اين مردم هستند که ده‌ها راه فرار از قوانين و ضوابط دست‌وپاگير پيدا می‌کنند و بيش از پيش بر خلاف جريان مورد نظر حاکميت قدم بر می‌دارند. هميشه چيزی که ممنوعيت دارد محبوبيت دارد. کِی اين حقيقت ازلی انسان درک می‌شود؟

🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید

🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
More from @post_book
  1. Sep 9, 2026❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 133…
  2. Sep 9, 2026🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی…
  3. Aug 31, 2026☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی 🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست آیا واقعاً م…
  4. Aug 28, 2026🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خوا…
  5. Aug 28, 2026🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به د…
  6. Jul 27, 2026🔻قلعهٔ الموت ثبت جهانی شد 📌 تا زمانی که کسی رمان‌های سمرقند اثر امین معلوف و الموت نوشته…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →