TGViewer
پریشان‌خوانی پریشان‌خوانی @post_book · 384 subscribers
Post #519 93
🔻مسافر کاناپه‌گرد در ايران🔻

فرستۀ 1️⃣8️⃣

❇️ روز دوازدهم/1

🔸از قم مطهر تا تهران بی در و پيکر

🔹پنج ساعت خواب شبانه ما به اندازه پنج دقيقه گذشت و همگی رأس ساعت 5 صبح، در حالی بيدار شديم که هنوز آسمان در پرتو ستارگانی اندک روشن بود و سپيده صبحگاهی در جامه‌ای از شرم و حيا از ناحيه شرق بالا می‌آمد. بعد از آن‌که آماده رفتن شديم، مسلمان‌های جمع ما، نماز صبح را فُرادا به جا آوردند.

🔹کاروان ما در پی يک شب خفتن و آسودن، مکان را بدرود گفت، و خودروها در پرتو نور چراغ‌هايشان راهی شدند تا به لحظه برآمدن خورشيد از پشت تپه‌های شنی نزديک کاروان‌سرا برسند. سرعت ماشين به اندازه‌ای بود که روی صندلی بالا و پايين می‌پريديم. ماشين ديگر نيز به اميد رسيدن به لحظه کوتاه طلوع آفتاب، با همين سرعت جلوتر از ما می‌راند و توده‌ای از شن را در پشت خود به جای می‌گذاشت.

🔹ماشين‌ها در آخرين نقطه راه ايستادند و ما همه پياده شديم و شروع به بالا رفتن از تپه‌های شنی کرديم تا در هنگام طلوع خورشيد، در دل صحرا ايستاده باشيم. افق را سراسر مه گرفته بود و تشت طلايی آفتاب به آرامی بالا می‌آمد. سکوت بر همه غلبه کرده و چشمان ما برای شکار لحظه‌هايی کمياب خيره مانده بود. همه ما در کلان‌شهرهايی شلوغ زندگی می‌کنيم و فرصت چندانی برای تماشای طلوع نداريم. اين مطلب بر چند تن از همراهان ما بيشتر صدق می‌کند، به گونه‌ای که کوير برای آنها پديده‌ای تازه و شگفت‌انگيز است. بامدادی درخشان بود و مژده روزی آکنده از رخدادهايی نو را با خود داشت، در حالی که ما همگی سرگرم عکس‌برداری بوديم، چند راهنما در کنار ماشين‌ها، مشغول آماده کردن صبحانه بودند. نيم ساعت بعد که برگشتيم، صبحانه ساده‌ای شامل نان و پنير سفيد و چند برش هندوانه در انتظار ما بود.

🔹پس از صبحانه به راه خودمان در کوير ادامه داديم و به شهر کوچکی به نام «آران» رسيديم تا يکی از مهم‌ترين مزارات کاشان يعنی آرامگاه هلال بن علی را در آنجا زيارت کنيم. مسجدی که مقبره در آن قرار داشت واقعاً بزرگ بود و گنبد فيروزه‌ای و گلدسته‌های پرشمار آن از دور ديده می‌شد، بر فراز گنبد پرچمی سبز اهتزاز داشت که در زمينه آن «يا هلال بن علی» نوشته شده بود. در فضای صحن، ده‌ها تابلو متعلق به شهيدان جنگ ايران و عراق به چشم می‌آمد که بر روی هر يک نام و تصوير آنان درج شده بود. در کف همين صحن نيز قبور مطهر آنان قرار داشت که آن را با سنگی سياه از جنس مرمر پوشانده و مشخصات هر شهيد از جمله نام و تاريخ تولد و شهادت وی را بر آن حک کرده بودند. در صحن آرامگاه به‌جز چند زائر کهنسال کسی ديده نمی‌شد؛ ايرانی‌ها معمولاً روزهای جمعه به زيارت شهدا می‌روند و فضای آرامگاه پر از مادرانِ عزيز از کف داده‌ای می‌شود که فرزندان خود را در جنگی خيانتکارانه از دست داده‌اند؛ در آن روز فضای آرامگاه به رنگ چادر مشکی در می‌آيد.

🔹خانمی را زير نظر گرفتم که با کيسه پلاستيکی بزرگی پر از آب، از دستشويی بيرون آمد. خانمی کهنسال و سياه‌پوش؛ در برابر سه قبر کنار هم که نام خانوادگی يکسانی داشتند، ايستاد و شروع به پاشيدن آب سرد بر روی سنگ قبرها کرد تا گرمای هوا را از عزيزانش دور کند. از تصاوير و نام‌های آنان چنين پيدا است که همسر و دو پسرش را در جنگ از دست داده است. اين منظره، آدمی را به داغ دردناکی که اين جنگ در جان خانواده‌های ايرانیِ بسياری بر جا نهاده است، رهنمون می‌شود. برای شهدای اين جنگ و همه شهيدان فاتحه‌ای نثار کردم و برای بازديد از مسجد به ديگران پيوستم.

🔹ديوار مسجد آراسته است به کتيبه‌هايی لاجوردی شامل احاديث و سوره‌های قرآن کريم، و عکس‌هايی از شهدای شهر که در کنار بارگاه حضرت امام علی(ع) در نجف اشرف نقاشی شده و بر فراز همه اين‌ها جمله «السلام عليک يا اباعبدالله الحسين» قرار دارد. در اين وقت صبح به‌جز چند فرد سالخورده که در اين سو و آن سو به نيايش و تبرک جستن به اين مکان می‌پردازند، نمازگزاری در مسجد نيست. بالای درِ ورودیِ آرامگاه دو تصوير از دو رهبر معنوی انقلاب اسلامی، رهبر پيشين و رهبر کنونی نصب است.

🔹پس از خداحافظی با دختر چينی که خود را به اتوبوس رساند تا از آران به اصفهان برود، به سوی ابيانه راه افتاديم و بعد از نيم‌ساعت رانندگی در يک جاده آسفالته، وارد راهی کوهستانی و اندکی صعب‌العبور شديم. ابيانه در منطقه‌ای دور از دسترس پنهان است. درختانی سر به فلک کشيده نمايان شد و نشان می‌داد که ورود ماشين‌ها به اين نقطه ممنوع است و برای رفتن به داخل روستا بايد اندکی پياده‌روی کنيم. از درختانی که بر ما سايه انداخته، چند ميوه بر روی سر ما می‌افتد؛ ميوه‌ها شبيه آلوسياه با سری اندکی برآمده بود. راهنما يکی از آنها را برداشت و با لباسش تميز کرد و به دهان گذاشت.

🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید

🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
More from @post_book
  1. Oct 17, 2026🔻من روی تیغهٔ شمشیرم، نشان آکادمی، جمله‌ای به یونانی از هرودوت نوشته‌ام: 🔹هیج انسان با ا…
  2. Sep 9, 2026❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 133…
  3. Sep 9, 2026🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی…
  4. Aug 31, 2026☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی 🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست آیا واقعاً م…
  5. Aug 28, 2026🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خوا…
  6. Aug 28, 2026🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به د…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →