🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 5️⃣7️⃣
❇️ روز يازدهم/2
🔹از تماشای خانه طباطبايی يکی از تجّار نامدار شهر که در روزگار قاجار و به سال 1880 ساخته شده است، شروع کردم. هرگز به گمانم نمیرسيد که اين ساختمان بزرگ، خانه يک تاجر باشد، وسعت و زيبايی آن بيشتر مناسب خانه حاکم منطقه است. کاملاً پيدا است که اين منطقه قبلاً کوی بازرگانان سرمايهدار بوده است. در کنار اين خانه بزرگ، خانه بروجردی، ساختهشده در سال 1857 است که مساحت آن با خانه همسايه برابری دارد، ولی دارای چندين بادگير است. نمای داخلی سقفهای اين خانه با رنگهای آبی و زرد و گچبریهای سفيد، منظره دلانگيزی را پديد آورده است. يکی از سقفها گنبدیشکل، مقرنسهايی ساده و روزنههايی برای عبور نور خورشيد دارد؛ به نظر میرسد که هوای کاشان در زمستان خشک باشد؛ بنابراين، شايد همراه پرتو آفتاب قطرات باران هم از اين روزنهها به داخل سرازير شود. نشانههای شکوه و زيبايی در اين خانه و چيدمان هنرمندانه آن هويدا است؛ بر يکی از ديوارهای داخلی تصوير سه تن از شخصيتها در پوشش قاجاری برگرفته از مد آن روز اروپا ديده میشود. چهره دو نفر از آن سه محو شده، در حالی که سيمای نفر سوم هنوز قابل مشاهده است؛ چه بسا او آخرين کسی است که در اين خانه سکونت داشته و تصميم گرفته است که تنها چهره وی بر سينه ديوار محفوظ بماند.
🔹در مرکز اين محله حمام مشهوری قرار دارد که بر صدر فهرست مکانهای ديدنی کاشان سايه انداخته است؛ ابتدا فکرش را هم نمیکردم که يک حمام هم میتواند در رأس ديدنیهای فراوانِ يک شهر باشد، ولی به محض ورود به فضای هزار متری «حمام تاريخی سلطان امير احمد»، به ارزش هنری و تاريخی آن پی بردم. حمام در سال 1778 و در عهد صفويه ساخته شده و در روزگار قاجاری مورد بازسازی قرار گرفته است. هيچ قسمتِ حتی کوچکی از ديوارها و سقفها و کف حمام نيست که اثری هنری بر آن نقش نبسته باشد. نقاشیها، گلوبوتهها، شکلهای هندسی متقارن، با رنگهای فيروزهای و طلايی در هر گوشه و کنار آن پيدا است. سقفهای گنبدیشکل آن با تصاويری هماهنگ آراسته شده و پرتو آفتاب نيمروز از روزنههای متعددی که در سقف تعبيه گرديده و با شيشههای سفيد و رنگی پوشيده شده به داخل راه میيابد و نور خورشيد را با شکستی که در آن به وجود میآورد، به گونهای يکنواخت در سراسر فضای حمام میپراکند.
🔹ورودی حمام که در اصل بخش نشيمن و رختکن بوده، تبديل به يک چايخانه سنتی شده است. در وسط آن حوضچهای قرار دارد که اطراف آن را چندين ستون و طاق در برگرفته است و زير طاقها تختهايی گذاشته و روی آن را با قالی کاشان پوشاندهاند. بخش بعدی، حمام آب داغ است که مردان عادت داشتهاند برای حمام کردن يا غسل به آنجا بروند؛ زيرا مسلمانان برای ادای نماز، به استحمام و طهارت عنايت ويژهای داشتند، اما در گذشته، خانهها از نعمت وجود آب گرم محروم بوده است. آرزو کردم که کاش میتوانستم در اين فضای باشکوه خود را با آب داغ بشويَم، اما فقط به همين بسنده کردم که پاهايم را در آب حوضچه فرو ببرم و پس از لَختی آرامش در آب سرد، آن را بيرون بياورم.
🔹به گشتوگذار اکتشافی خود در کوچه پسکوچههای تنگِ آن اطراف ادامه دادم و نگاهم به ساختمانی فيروزهای و بلند، به بلندای منارهها افتاد، با اين تفاوت که گنبدی مخروطیشکل (مانند کلاهک موشکهای جنگی) داشت. از ماهيت آن پرسيدم و همين قدر فهميدم که مزار يکی از اوليای صالح خدا است؛ گويا در اين منطقه اولياءالله زياد بودهاند؛ زيرا در اطراف آن محله، به هر سو که نگريستم مزارهايی را با همان شکل و شمايل مشاهده کردم.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #499
72