🔻مسافر کاناپهگرد در ايران🔻
فرستۀ 9️⃣6️⃣
❇️ روز دهم/1
🔸که من شهر عِلمم، علیّام در است!
🔹در آخرين روز اقامت در اصفهان، راهیِ بزرگترين مسجد ايران، يعنی مسجد جامع اصفهان شدم؛ مسجدی که قصه همه خاندانهای حاکم بر اين کشور را روايت میکند؛ زيرا هر که بر ايران حکومت کرده، نشان و علامتی از خود در يکی از شبستانهای اين مسجد بزرگ به جا گذاشته تا نام خود را جاودانه کند. مسجد در سال 840 ميلادی و در روزگار حاکميت عباسيان، به دست خليفه المعتصم عباسی احداث گرديد. چون اصفهان به يک کلانشهر مهم اسلامی در مرکز سرزمين ايران تبديل شد، بر فرمانروای شهر لازم بود که مسجد بزرگی بسازد تا گنجايش انبوه نمازگزاران روز جمعه را داشته باشد و بدين سان، اين مسجد در مساحت يک هکتار (ده هزار متر مربع) پديد آمد.
🔹موزه کوچک چسبيده به مسجد، پيشينه ساخت آن و بخشهايی را که هر حکمران بدان افزوده، توضيح میدهد و نشانهای هنری و معماری خاص هر سلسله از آل بويه در قرن 11، سلجوقيان در قرن 12، ايلخانيان در قرن 14، آل مظفر در قرن 15 گرفته، تا تيموريان در قرن 16، صفويه در سدههای 17 و 18 و سرانجام قاجاريان در قرن 18 را مشخص میکند؛ برخی گنبدی افزودهاند، برخی ايوان و منارهای، بعضی مدرسه و توسعههای ديگری، تا اينکه در نهايت، اين بنا به شکل واقعاً چشمگير کنونی جلوهگر شده است.
با دوربينی که در دست داشتم، به درون مسجد رفتم تا گوشهگوشه و راز و رمز معماری شگفتانگيز آن را کشف کنم. راهروهای پيرامونی، مرا به صحن مسجد هدايت کرد که مساحتی به اندازه يک زمين فوتبال داشت و در ميانه آن دو آبنمای کوچک و زيبا خودنمايی میکرد. بخشی از کف صحن با قالیهای قرمز فرش شده و آماده پذيرايی از نمازگزاران بود. با اينکه نقش و نگار داخلی و بيرونی گنبدها با زيبايیِ مسجد شاه فاصله زيادی داشت و هيچ گنبدی با کاشی فيروزهای پوشيده نشده بود؛ اما مسجد از شکوه و عظمت خاصی بهره میبُرد.
🔹خيلی آسان میتوان افزودههای صفويان در کتيبهها و نقشهای مسجد را فهميد؛ چرا که آنان با اضافه کردن احاديثی از پيامبر در وصف حضرت علی، به آن رنگ شيعی دادهاند. چند کاشی لاجوردی که حديث
«اَنَا مَدينهُ العِلم و عَلیٌّ بَابُها»
و جمله «ولیُّ الله» بر آن نوشته شده، برای آرايش ديوارهای مسجد به کار رفته است. آنان برای زيبايی ايوان اصلی نيز از نوشته
محمّدٌ رسولُ الله، علیٌّ ولیُّ الله
استفاده کردهاند. در سال 1979 نيز انقلاب اسلامی نشان ويژه خود را بر اين مسجد نهاد و پس از آن بود که تصويری از امام خمينی و روبهروی آن عکسی از [آيتالله] خامنهای رهبر کنونی را در مسجد قرار دادند.
🔹دمای هوا فوقالعاده گرم بود و برای لختی آسودن به سوی محراب قبله رفتم که شماری از بازديدکنندگانِ خسته کف مسجد دراز کشيده بودند و برخی ديگر نماز فُرادا میخواندند. سه ساعت و اندی در آنجا ماندم و به دليل زيبايی و کهنگی آن، نمیتوانستم از آن بيرون بروم. روزی روزگاری حاکمان و وزيران اصفهان در آن نماز میگزاردهاند و خطبه میخواندهاند و آيينهای خاص خود را برگزار میکردهاند، رخدادهای تاريخی و دگرهگونیهای سياسی متعددی را شاهد بود، اما در طول تاريخ نه تنها دوام آورده، بلکه همواره بر زيبايی و شکوه آن افزوده شده است.
🔹بازار بيرون از مسجد پر از مغازههای عرضه ادويه و پارچه و پوشاک است و بيشترين خريدارانش زنان چادری هستند. پيش از آن که يادم بيايد از قراری که با مريم داشتهام تأخير کردهام، حول و حوش مسجد را بهسرعت ديدم. چند بار به من زنگ زده بود تا در ميدان امام يکديگر را ببينيم، اما به دليل گير افتادن در جادوی اين مکان نيمساعت از قرارمان گذشته است. شتابان با تاکسی به ديدار او رفتم و از تأخير شديداً عذرخواهی کردم و گفتم که جذب جادو و جمال «مسجد جامع» شده بودم.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #482
81