🔻مسافر کاناپهگرد در ایران🔻
فرستۀ 4️⃣6️⃣
❇️ روز نهم/3
🔹 برای تماشای ديگر جاهای ديدنی، شتابان از مسجد لطفالله بيرون آمديم. ميدان امام پر از بازديدکنندگانی است که از اين سو به سو میروند. مسيری عريض در اطراف ميدان قرار دارد که درشکههای اسبی از آن میگذرند و خانوادههای ايرانی سوار شدن بر آن را به عنوان يک نوع تفريح تلقی میکنند. برای رفتن به مسجد شاه از ميدان گذشتيم و آبنمای ديگری را ديديم که مردم تلاش داشتند با ظرف، آن را از آب پر کنند؛ با خودم خدا را شکر کردم. اگر اين حوض بزرگ لبريز از آب شود، منظره بسيار چشمنوازتری را پيش روی خود خواهيم داشت؛ حوض عمق چندانی ندارد و پر کردن آن زمان زيادی نمیبرد.
🔹 بیگمان، مسجد شاه از زيباترين مساجد ايران است، و يکی از اموری که به زيبايی و شکوه ماندگار آن کمک کرده، اين است که در سالهای پس از حمله مغول ساخته شده و از بلايی که بر سر بسياری از آثار تاريخی ايران آمده، محفوظ مانده است؛ چرا که سپاه مغول با وحشیگریهايی که در زمان يورش خود به کار بستند، همه نشانهای تمدن ايرانی را زير پا نهادند و به ويرانی کشاندند. ساخت مسجد 18 سال به درازا کشيد و در سال 1630 به بهرهبرداری رسيد. نمای ورودی اين مسجد با سردر بزرگ و آراسته به دهها مقرنسکاری هنرمندانه، و رنگهای چشمگير و آرايش ظريف و چينش باشکوه و نوآورانه، از دلانگيزترين منظرههايی است که به چشم آدمی میآيد. بر فراز آن دو مناره بلند برافراشته شده، و با اينکه از بهکارگيری سنگ مرمر در فضای آن بيش از 400 سال میگذرد، اما درخشش آن تا امروز چنان پايدار مانده که گويی چونان آينههايی صيقلخورده در برابر ما است. ايوانهای برافراشته به ساختمانهای ايرانی جادو و جمال بيشتری میبخشد.
🔹 فضای داخلی مسجد دارای سه شبستان برای نماز، يک آبنمای کمعمق در وسط، و يک صحن روباز است. همه گوشهوکنار اين مسجد سرشار از نقش و نگارهای بديع است، ديوارها با کتيبههايی از آيات قرآنی پوشانده شده و حروف و واژهها هنرمندانه و هماهنگ در هم تنيده است. اکنون میفهمم که چرا اين مسجد را زيباترين مسجد ايران ناميدهاند؛ چه، هيچ سقف و ستونی نيست که نقش و نگاری بر سينه آن نباشد؛ بر خلاف مسجد وکيل در شيراز که نگاشتهها و کتيبهها تنها در بخش کوچکی از سقف و ستون بود، و بر خلاف ديگر مساجد شيراز و يزد که فضای کوچکتر و زيبايی کمتری داشت.
🔹 اعجاز مهندسی اين مسجد در زير گنبد برافراشته آن نهفته است که پژواک آواز در فضای زير خود را هفت بار بازتاب میدهد. برای آزمودن اين امر ندای «الله اکبر» سر دادم و بيش از يک بار پژواک آن را به گوش خود شنيدم. طراحی گنبد از اين رو بوده که ـ طبعاً قبل از اختراع ميکروفون ـ صدای امام در هنگام قرائت نماز را به گوش همه نمازگزاران برساند.
🔹 بيشترين چيزی که از نظر هنری مرا آزار داد و به عنوان عکاسی که هميشه زيبايی و کمال را جستوجو میکند، اين احساس مرا خدشهدار کرد، آسيب زدن به فضای مسجد بود که برای آسايش نمازگزاران، چشمانداز صحن را با نصب سايهبان بر روی داربستهای بدقواره فلزی خراب کرده و جلوه زيبا و دلربايی را که از کنار هم نشستن ايوانها و ستونها و گنبد پديد میآمد، از ميان برده بودند. آرزو کردم که ای کاش اين داربستها جمع شود و ای کاش در راستای پاسداری از اين اثر تاريخی، در آن نماز برپا نگردد؛ زيرا در واقع تنها شمار کمی از مردم برای نماز به اين مسجد میآيند و مثلاً در هنگام نماز عصر تعداد نمازگزاران بهراستی اندک بود.
🔹 با نزديک شدن به زمان غروب خورشيد از شدت گرما کاسته شد و فضای ميدان را سايههای بلند و کشيده ساختمانهای اطراف فرا گرفت. هوا چنان به لطافت گراييد که سراسر فضای سبز ميدان پر از بساط خانوادههايی ايرانی شد که برای تفريح به اينجا آمده و گروهگروه نشسته و مشغول خوردن و نوشيدن و گاه قليان کشيدن شده بودند. هيچ رستوران و کافیشاپی مُشرف به ميدان نيست. چنين فضايی اگر در هر کشور تجاری يا گردشگری ديگری بود، سر تا پای آن را با رستوران و کافه و بدون شک با «استارباکس» پر میکردند، اما در اينجا مسئولان کوشيدهاند تا از رنگ و بوی ساده مکان پاسداری کنند و وظيفه تأمين مواد خوردن و آشاميدن را بر دوش بازديدکنندگان بگذارند.
🖌نوشتۀ عمرو بدوی
🖌ترجمۀ محمدرضا مروارید
🔻🔻🔻
🆔@post_book
🌀www.postbook.ir
Post #471
79