TGViewer
Channel Public Channel
پویش فردوسی

پویش فردوسی

@pooyesh_ferdowsi

Subscribers
211
Photos
339
Videos
39
Links
93
Recent Posts 20 shown
Post #816 87
🔸هانری ماسه، خاورشناس و ایران‌شناس برجستهٔ فرانسوی، یکی از مهم‌ترین فردوسی‌پژوهان غربی در قرن بیستم بود. او در سال ۱۹۳۴، همزمان با جشن هزارهٔ فردوسی در ایران، کتاب ارزشمند «فردوسی و حماسه ملی» (Firdausi et l'épopée nationale) را منتشر کرد که به عنوان یک اثر مرجع در این زمینه شناخته می‌شود .

▫️ درباره کتاب «فردوسی و حماسه ملی»

این کتاب نه یک ترجمه، بلکه تحلیلی همه‌جانبه و جامع از زندگی فردوسی و اثر بی‌نظیر او، شاهنامه، است. ویژگی‌های کلیدی این اثر عبارتند از:

🔹رویکرد تحلیلی و جمع‌بندی: ماسه در این کتاب به جای ارائه دیدگاه‌های کاملاً نو، به‌خوبی پژوهش‌های پیشین درباره فردوسی را جمع‌بندی و تحلیل می‌کند و آن را در قالبی منظم و قابل فهم برای مخاطب غربی ارائه می‌دهد. به همین دلیل، این اثر به عنوان یک کتاب مرجع و منبعی معتبر برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به شاهنامه شناخته می‌شود .

زمینه‌های نگارش: تألیف و انتشار این کتاب همزمان بود با جشن هزاره فردوسی در ایران (سال ۱۳۱۳ خورشیدی). ماسه شخصاً در این جشن‌ها شرکت کرد و کتابش عملاً به نوعی، ادای احترام علمی به این مناسبت بزرگ ملی بود .


ارتباط ماسه با فردوسی و شاهنامه تنها به نگارش یک کتاب محدود نمی‌شد. نقش او در معرفی فرهنگ ایران بسیار گسترده‌تر بود:

▫️حضور در جشن هزاره فردوسی: ماسه در سال ۱۳۱۳ برای شرکت در جشن هزاره به ایران سفر کرد و در این مراسم خطابه‌ای در وصف سجایای اخلاقی فردوسی ایراد نمود.
جایگاه علمی: او استاد زبان فارسی در مؤسسه ملی زبانها و تمدن‌های شرقی پاریس بود و سال‌ها به تدریس و تحقیق درباره زبان و ادبیات فارسی پرداخت. عضویت در فرهنگستان ایران (۱۳۱۷ شمسی) و دریافت استادی افتخاری از دانشگاه تهران، نشان‌دهنده اعتبار بالای او در میان ایران‌شناسان است.
ارادت به ادب فارسی: در مراسم بازنشستگی‌اش در دانشگاه سوربن، او در سخنانی مشهور، فردوسی را هم‌تای هومر، شاعر حماسه‌سرای یونان باستان، و حتی برتر از او دانست و ادبیات فارسی را بر چهار ستون فردوسی، سعدی، حافظ و مولانا استوار خواند .



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 4
Post #815 102
🏵جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی (۱۹۳۴ میلادی) با هدف گرامیداشت هزارمین سال تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه‌سرای بزرگ ایران، برگزار شد. این رویداد یک نقطه عطف مهم در تاریخ ایران معاصر بود و تأثیرات عمیقی بر هویت ملی و فرهنگی ایران گذاشت. تمرکز اصلی جشن، بزرگداشت فردوسی و نقش بی‌بدیل او در زنده کردن زبان فارسی بود.

🎉 مهمترین رویدادهای جشن

این جشنها مجموعه گستردهای از برنامه‌ها در داخل و خارج از ایران بودند:

کنگره بین‌المللی در تهران و توس: مهمترین بخش جشنها، کنگرهای پنج‌روزه (۲ تا ۶ اکتبر ۱۹۳۴) در تهران بود که با حضور بیش از ۸۰ تن از ایرانشناسان و خاورشناسان برجسته جهان برگزار شد.



مراسم در سایر کشورها: همزمان با ایران، جشن‌هایی در کشورهای فرانسه، بریتانیا، آلمان، شوروی، آمریکا، مصر و عراق برگزار گردید.

گشایش آرامگاه فردوسی: نقطه اوج جشنها، افتتاح بنای جدید آرامگاه فردوسی در شهر توس (نزدیک مشهد) بود.

🎯 اهداف و دستاوردهای کلیدی

جشن هزاره فردوسی صرفاً یک مراسم بزرگداشت ساده نبود و اهداف گوناکونی را دنبال می‌کرد:

زنده کردن هویت ملی: هدف اصلی، تقویت حس هویت ملی ایرانی و پیوند با تاریخ کهن پیش از اسلام بود که فردوسی نماد آن شناخته می‌شد.

تثبیت جایگاه زبان فارسی: این جشن رسماً تأکید کرد که فردوسی با خلق شاهنامه، زبان فارسی را از نابودی نجات داده است.


معرفی ایران مدرن: از این رویداد به عنوان فرصتی برای تبلیغ "رستاخیز باشکوه ایران" استفاده شد.


رونق ایرانشناسی: یکی از پیامدهای مهم این رویداد، انتشار آثار ارزشمند پژوهشی بود؛ مانند تصحیح شاهنامه توسط محمد رمضانی، کتاب "فردوسی و حماسه ملی" از هانری ماسه و مجموعه‌ای از مقالات توسط دانشمندان شوروی.

جشن هزاره فردوسی را باید لحظه‌ای دانست که در آن، یک اثر ادبیِ کهن، به ابزاری قدرتمند برای ساختن آینده یک ملت تبدیل شد.

#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 5
Post #814 113
#جلال_خالقی_مطلق :

شاهنامه درخشان‌ترین نمایش تداوم تاریخی و آشکارترین نشانه هویت ملی و فرهنگی ایرانیان است.


#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 5
Post #813 131
#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:

مسئله این است که ایرانی هرگاه در طی این هزار سال احساس خطر داشته چنگ زده و کمک گرفته از روح شاهنامه، از تفكّر شاهنامه، برای اینکه بتواند خود را از مشکل برهاند. با این هجومی که شده بود به ایران براثر اتحاد میان ترک‌های غزنوی و سلجوقی و خلافت بغداد شخصیت ایران می‌رفت تا آستانه انقراض، ولی به برکت شاهنامه همانگونه بر سر پا ماند.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 5
  • 👏 1
Post #811 167
پاینده ایران ❤️
  • ❤ 12
  • 🕊 1
Post #810
Channel photo updated
Post #809 260
#سجاد_آیدنلو :


بیت بسیار پرآوازه‌ای هست که همواره آن را از #فردوسی دانسته اند؛ اما بی­گمان و بی هیچ تردیدی سروده ­ی او نیست. آن بیت چنین است:

«چنین گفت پیغمبر راستگوی/ ز گهواره تا گور دانش بجوی»

این بیت را بر سر در بسیاری از آموزشگاه ها و دانشگاه ها می نویسند؛ اما از فردوسی نیست و مصراع دوم آن را کسی به نام «فخر الاسلام ذاکری» در سال ۱۳۱۵ مهی (:قمری) به نظم کشیده است. سراینده­ی مصراع نخست آن هنوز ناشناخته است.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 5
Post #808 166
#چهار_روایت_از_چگونگی_مرگ_رستم:



1. افتادن رستم در چاه به نیرنگ شغاد (به روایت شاهنامه، غررالسیر ثعالبی، مجمل‌التواریخ)

2. افتادن رستم در چاه به هنگام تاختن در پی شکار (به روایت نهایه‌الارب)

3. جان سپردن رستم در اثر زخم هایی که در نبرد با اسفندیار برداشته بود (به روایت نهایه‌الارب)

4. کشته شدن رستم به دست بهمن به کین‌خواهی پدرش اسفندیار (به روایت طبری، ابن‌بلخی، مسعودی و گردیزی)

برای اطلاع بیشتر در این باره ر.ک: خالقی مطلق، یادداشت ها، ج دوم، بخش دوم، ص 340 و 341.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 3
  • 👍 2
Post #807 157
جلال خالقی مطلق، شاهنامه‌پژوه برجسته، در کتاب «از شاهنامه تا خداینامه»، به یکی از پرسش‌های اصلی‌در حوزه‌ی مطالعات حماسی ایران پاسخ می‌دهد: منبع فردوسی برای سرایش شاهنامه چه بوده است؟ این اثر، که نتیجه‌ی بیش از سی سال تحقیق است، با ارائه‌ی شواهد تاریخی، نظریه‌ای را که آبشخور شاهنامه را روایات شفاهی و فردوسی را در شمار گوسان‌ها می‌داند، به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که شاهنامه بر پایه‌ی یک منبع مکتوب و مدون، یعنی «شاهنامه‌ی منثور ابومنصوری»، به نظم درآمده است.


خالقی مطلق در بخش اول کتاب، با استناد به ۳۱ بیت از دیباچه‌ی شاهنامه و ۳۲ اشاره‌ی دیگر فردوسی به مأخذ خود در سراسر کتاب با عناوینی چون «نامه باستان» و «دفتر پهلوی»، نشان می‌دهد که خود شاعر به کرات بر نوشتاری بودن منبع خود تأکید کرده است. او سپس دلایل دیگری را بر این مدعا می‌افزاید؛ از جمله مطابقت ساختاری شاهنامه با تاریخ‌های پیشین مانند تاریخ طبری، وجود آگاهی‌های دقیق از آیین‌های درباری که در آثار شفاهی یافت نمی‌شود، و سهو تاریخی مشترک میان شاهنامه‌ی فردوسی و مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری درباره‌ی زمان ترجمه‌ی «کلیله و دمنه».
بخش‌های بعدی کتاب به تبارشناسی این منبع مکتوب می‌پردازد. «شاهنامه‌ی ابومنصوری» به دستور ابومنصور عبدالرزاق توسی، حاکم توس، و به دست چهار تن از دانایان زردشتی پهلوی‌دان گردآوری و از پهلوی به فارسی ترجمه شد. خالقی مطلق نشان می‌دهد که این اثر خود از چهار منبع اصلی تشکیل شده بود: بافت اصلی آن ترجمه‌ی یکی از نگارش‌های «خداینامه» (تاریخ رسمی دوران ساسانی) بود که با «روایات رستم»، «ترجمه‌ی رمان اسکندر» و روایاتی درباره‌ی «یزدگرد سوم» ترکیب شده بود. در ادامه، کتاب سیر سنت «خداینامه‌نویسی» را تا ریشه‌های کهن‌تر آن پی می‌گیرد. خالقی مطلق استدلال می‌کند که این سنت نوشتاری، تنها به دوران ساسانی محدود نمی‌شده، بلکه ادامه‌ی سنت تاریخ‌نگاری اشکانیان بوده است. افزون بر آن وی معتقد است خداینامه‌نویسی اشکانی نیز خود ریشه در آرشیوهای سلطنتی دوران هخامنشی داشته است.
در نهایت، «از شاهنامه تا خداینامه» یک جستار دقیق و مستدل است که با رد نظریه‌ی شفاهی بودن منبع شاهنامه، بر فرهنگ غنی نوشتاری در ایران پیش از اسلام تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که حماسه‌ی ملی ایران، حاصل یک سنت طولانی و پیوسته‌ی تاریخ‌نگاری مکتوب است. این کتاب به عنوان یک مرجع مهم، درک ما را از چگونگی شکل‌گیری شاهنامه و جایگاه آن در تاریخ‌نگاری ایرانی عمیق‌تر می‌سازد.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 2
Post #804 150
#جلال_خالقی_مطلق :


من معتقدم هر کسی که در شاهنامه مطالعۀ دقیق چند ساله بکند امکان ندارد که بگوید مأخذ شاهنامه شفاهی است. این از کجا آمد؟ ما در بسیاری از حماسه های جهان مأخذ شفاهی داریم. بعد تئوری پری و لورد دو محقق آمریکایی و حماسه های شفاهی حاضر را بررسی کردند گفتند که حماسه های کهن هم مأخذ شفاهی داشته است و این یک مکتبی شد و بعدها تبدیل به یک مذهب شد. این ها بدون اینکه شاهنامه را بررسی کرده باشند گفتند این ها همه شفاهی است. و حتی چون حماسه سرایان آدم های نابینایی بودند و با یک تار و سه تاری حماسه سرایی می کردند و حتی گفتند فردوسی در کوچه ها آواز می خوانده و یک نفر اشعارش را یادداشت می کرد! برای ما که با شاهنامه آشنا هستیم می دانیم چنین چیزی امکان پذیر نیست. متأسفانه در ایران چند تن از دوستان عزیز ما این تئوری را منتشر کردند در حالی که چنین چیزی وجود ندارد. حتی گفتند شاهنامۀ ابومنصوری هم وجود نداشته در حالیکه این شاهنامه هم در دیباچه سخن از او می گوید و ابوریحان بیرونی دوبار از شاهنامۀ ابومنصوری صحبت می کند. اطلاعات دقیقی که در مورد فرهنگ گذشتۀ ایران و تاریخ داده می شود در حماسه های شفاهی نیست. این ها اطلاعاتی است که از یک ماخذ نوشتاری به وجود می آید. شاهنامه یک منبع بزرگ فرهنگ تاریخ و فرهنگ تاریخ ایران پیش از اسلام است. چون از راه خداینامه و چند اثر نوشتاری دیگر به این دوره بازمی گردد. اصلا چگونه می شود که در داستان کاووس کشانی، در پایان، فردوسی از درازی داستان شکایت کند و این داستان شفاهی باشد؟!


https://www.ibna.ir/news/544015/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87
ایبنا شاهنامه از درون یک جهان شفاهی برخاسته پریسا سیمین‌مهر، نقال ایرانی، گفت: در شاهنامه، فردوسی بارها از کسانی مانند دانشور دهقانان، آزادسرو و موبدی به نام ماخ نام می‌برد و می‌گوید که این داستان را از آنان شنیده است. فردوسی افزون بر متن منثور شاهنامه ابومنصوری ممکن است برخی داستانها را با نام اشخاصی…
  • ❤ 7
Post #801 137
#حسن_انوری :

تنها من نیستم که شیفته زبان فارسی‌ام. می‌توانم شهادت بدهم که اکثر اهالی آذربایجان زبان فارسی را دوست دارند. در تاریخ نیز سهم آذربایجان در فرهنگ فارسی قابل توجه است. برآورد کرده‌اند که بیش از شصت درصد استادان زبان فارسی در دانشگاههای کشور از اهالی آذربایجان هستند. در تاریخ نیز سهم آذربایجان در ایجاد آثاری به فارسی به ویژه فرهنگ فارسی (واژه‌نامه فارسی) شایان توجه است بندهٔ ناچیز در سخنرانی که در بنیاد شهریار تبریز کردم، سهم آذربایجان را در فرهنگ‌نویسی فارسی (واژه‌نامه نویسی فارسی) بررسی کردم و نشان دادم که تعداد زیادی از فرهنگهای فارسی (واژه‌نامه های فارسی) از زیر دست آذربایجانی‌ها بیرون آمده است.


🔸برگرفته از روزنامه اطلاعات، شماره 25859، دوشنبه 8 اردیبهشت 1393



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 5
Post #799 250
#جلال_خالقی_مطلق:

در ایران زبان‌های محلی گوناگونی رایج‌اند که همراه با دیگر آداب و سنن محلی، فرهنگ ایران را پرمایه و رنگین می‌کنند. این زبان‌های محلی را باید دوست داشت و پاس داشت؛ ولی از سوی دیگر، گویندگان این زبان‌ها نیز باید مرز خود را بشناسند و کارکرد هر یک از دو زبان محلی و ملی را به درستی بدانند. همه ملت ایران باید زبان فارسی را که بزرگترین نگاهبان یکپارچگی ماست و بر پایه فرهنگ پرمایه خود در شمار زبان‌های مهم جهان است، همچون جان خود گرامی بدارند.




#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • 👍 4
Post #798 286
📢هشدارِ تجزیه ایران به روایت استاد جلال خالقی مطلق:
🎙زبان قومی هیچ‌گاه نباید رقیب زبان ملی شود، وگرنه کشور «تجزیه» خواهد شد

💠 مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، صص ۳۱۶-۳۱۵.

🔸«زبان قوم» نباید هیچ‎گاه رقیب «زبان ملی» شود، وگرنه کشور دیر یا زود تجزیه می‌گردد. زبان فارسی با داشتن هزار و صد سال ادبیات مکتوب که مقام «ادبیات جهانی» را دارد - و اگر دوره‌های میانه و باستانی آن را هم بیافزاییم، دارای سه هزار سال ادبیات مکتوب است - در ایران، رقیب‌پذیر نیست. «فارسی» نه تنها ضامن ملیت ما، بلکه حامل فرهنگ ما است.

🔸ایران در مرزهای کنونی خود تا زمانی باقی است که ما در سراسر ایران بتوانیم به یک «زبان واحد» حرف یکدیگر را دریابیم؛ هرکس از هر نقطه ایران بتواند به هر نقطه دیگر سفر کند و در آنجا کار یابد، زندگی کند و نیز به مقامات بالای کشور برسد، چنان‌که اکنون هست، اما چرا هست؟ برای اینکه ما همه به یک زبان واحد با هم در ارتباط هستیم. این زبانِ واحد «فارسی» است. «فارسی» ضامن «ملیت ایرانی» ماست.

🔸عرب در پیشرفت خود به شمال آفریقا، هر قومی را که مسلمان کرد، زبان او را نیز عربی نمود و در نتیجه، همه «عرب» شدند. ایرانیان اسلام را پذیرفتند، اما زبان عربی را نپذیرفتند و ما «ایرانی» باقی ماندیم. 

🔸در پناه دیوار زبان فارسی، زبان‌های دیگر اقوام مسلمان در آسیا نیز جان به در بردند، زیرا هیچ‌یک از آن‌ها چون ترکی، کردی، بلوچی، گیلکی، پشتو، اردو     و... توانایی مقاومت در برابر عربی را نداشتند.

🔸ملی‌گرایی بینشی نیست که با انقلاب کبیر فرانسه آغاز شده باشد.‌ در ملت‌های کهن دیگر نیز چون چین و یونان و رم، ملی‌گرایی بوده است؛ حتی برای نظام‌های قبیله‌ای نیز نمی‌توان «قبیله‌گرایی» را منکر شد. شعارهایی چون «ملی‌گرایی با انقلاب فرانسه آغاز می‌گردد» یا «ملت یک مفهوم مدرن است» هیچ اعتباری ندارد. این‌ها را روشنفکران غرب و شوروی سابق برای فریب مردم جهان سوم ساخته‌اند.

🔸«غرب» ایرانیان را گزیده است و از این‌رو، مانند مارگزیده از «شرق» هم می‌ترسند، به ویژه اینکه سمبل شرق «اژدها» است؛ البته سخن من منع از «ارتباط» نیست، بلکه منع از «وابستگی» است.

🔸زیباشناسی و لذت‎شناسیِ ایرانی به حاشیه رفته و کمتر درباره آن بحث می‌شود. از  زیباشناسی، نشانی نیست و لذت‌شناسی جای خود را به «کباب یک متری» داده است.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 4
  • 👍 3
Post #795 106
#جلال_خالقی_مطلق:

ما هنگام بررسی تاریخ گذشته و متون کهن باید دچار نازمانی یعنی آن چیزی که غربی‌ها به آن اناکرونیسم می‌‌گویند نشویم. این آناکرونیسم باعث می‌شود که ما مسایلی را که امروزی است ببریم به اعصار گذشته.

البته مواردی از تاریخ گذشته هست که می‌شود با معیارهای امروزی بررسی کرد. ولی برخی اندیشه‌ها هست که باید در چارچوب زمان بررسی شوند. از این رو درست نیست که ما همیشه گذشتگان،‌ فردوسی یا هر کس دیگر، را بیاوریم امروز در پشت میز محاکمه. به‌خصوص، این موضوع را تاکید می‌کنم که ما در جهانی به سر می‌بریم که مجهز به سلاح‌های قوی‌تر از هر زمانی است برای اشاعه نژادپرستی، تعصب بسیار وحشیانه‌تر، خونریز‌تر و ویرانگرایانه‌تر عمل می‌کند تا زمان‌های قدیم.

مسئله دیگر این است که ما دولت ساسانی را که بخش بزرگی از شاهنامه انعکاس تاریخ و فرهنگ ساسانی است، باید اول خوب بشناسیم و وضعیت همسایگان آن را بشناسیم. دولت ساسانی در کنار دولت بیزانس، دو قدرت بزرگ جهان آن روز بوده. همچنانکه پیش از آن هم دولت اشکانی و دولت رم دو قدرت بزرگ جهان آن روز بودند. و پیش از آنها هخامنشیان تنها قدرت جهانی آن روز بودند. و پیش از هخامنشی‌ها باز مادها وارد شده بودند و داشتند به قدرت جهانی آن روز تبدیل می‌شدند. این ساسانیان به چنین گذشته‌ای تکیه دارند. با چنین فرهنگ و تاریخ و قدرتی برپا هستند.

از طرف دیگر همسایه‌های دولت ساسانی، یعنی اعراب و ترک‌ها از سطح قبیله‌ای و فرهنگ قبیله‌ای بیرون نیامده بودند و آنها قاعدتا‌‌ دست‌ نشانده دولت ساسانی بودند و از این رو دولت ساسانی آنها را «بندگان» خطاب می‌کرد. یعنی دست‌نشاندگان خودش. در حالی‌که یک چنین اصطلاحی را درباره بیزانس به کار نمی‌برد. بلکه دولت بیزانس را هم‌شأن خودش می‌دانست.

بخش بزرگی از شاهنامه این دولت و قدرت ساسانی را منعکس می‌کند مضافا‌ بر اینکه در آن زمان دولت‌های کوچک قبیله‌ای که دست‌‌نشانده ساسانیان بودند در زمان فردوسی بر کشور چیره شدند. بنابراین در واقع تجاوز کردند به کشور ایران. کشور ایران را به چنگ آوردند.

وظیفه شاعر ملی در برابر آنها اعتراض است، تکیه بر گذشته است. اگر غیر از این بود که ما فردوسی را شاعر ملی دیگر نمی‌گفتیم. در هیچ جای جهان به شاعری که این صفات را نداشته باشد شاعر ملی نمی‌گویند. بحث‌هایی درباره نژادپرستی فردوسی، عرب‌ستیزی، ترک‌ستیزی، بحث‌های امروزی است. اینها برخاسته از عقاید امروز مردم ما است. به‌خصوص نه مردم ما بلکه گروهی که اینها خودشان بیشتر نژادپرست‌اند از آن چیزی که گذشتگان بودند. دوست ندارند کشوری به نام ایران با مرزهایی که دارد متحد باقی بماند. از این رو به نمادهای ملی، به سمبل‌های ملی این کشور حمله می‌کنند و مهمترین سمبل‌های ملی این کشور #فردوسی و #شاهنامه و #زبان‌_فارسی است.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 1
Post #794 80
🔸انسان کیست؟
▫️سیمرغ یا مگس؟و یا هر دو؟

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن

از دیدگاهِ طبیعتِ کور، با مگس و حتّی یک «آمیب» تفاوتی ندارد. بزرگانِ گذشته‌ی ما گفته‌اند:
«آمد مگسی پدید و ناپیدا شد»
(یک قطره‌ آب بود و با دریا شد/ یک ذرّهٔ خاک با زمین یکتا شد/ آمد شدنِ تو اندر این عالم چیست؟/ آمد مگسی پدید و ناپیدا شد. منسوب به خیّام)

ولی همین موجود ناچیز دارای جوهره‌ای است که او را برتر از همه کائنات قرار می‌دهد، زیرا کائنات در مغز او متصوّر می‌شود، در زیر سیطره‌ی فکر او قرار می‌گیرد، در حالی که آن، خود از خود بی‌خبر است. هیچ کس بهتر از ابوالقاسم فردوسی این معنی را بیان نکرده است، آنجا که بر اثر پیریِ خود، سپهر را سرزنش می‌کند و او به او پاسخ می‌دهد که در واقع خودِ فردوسی به خود پاسخ می‌دهد:

چنین داد پاسخ سپهر بلند
که ای پیر گوینده‌ی بی‌گزند
چرا بینی از من همی نیک و بد؟
چنین ناله از دانشی کِی سزد؟
تو از من به هر باره‌ای برتری
روان را به دانش همی پروری
خور و خواب و رای نشستن تو راست
به نیک و به بد راه جستن تو راست
بدین هرچه گفتی مرا راه نیست
خور و ماه از این دانش آگاه نیست



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #792 99
🔸 «ایرانیان دست برنمی‌دارند»
▫️ کهن‌الگوی ایران به ما چه می‌آموزد؟

#فروغ_اولاد
نویسنده و پژوهش‌گر حوزه‌ی اسطوره‌شناس

اسطوره‌کاوی عبارت است از تحلیل اسطوره بیرون از متن ادبی یا هنری. نظریه‌پرداز آن هم دنی دوروژمون سوییسی‌ست. اسطوره‌کاوی، تحلیل یک فرهنگ یا جامعه متاثر ازاسطوره‌هاست. در واقع جامعه‌ای را که ریشه‌دار است و مبتنی بر اسطوره‌هاست، تحلیل می‌کند. ما بر مبنای علم و پژوهش، فرهنگ سرزمینی چند هزار ساله را مطابق با کهن‌الگوهایش اسطوره‌کاوی می‌کنیم. و این تحقیق و پژوهش علم محض است!

#ایران سرزمینی چند هزار ساله است.
کهن‌الگوهایش هم هزاران ساله‌اند.
ایران در همسایگی میان‌رودان(بین‌النهرین) قرار دارد که براساس نظریه نشر و پراکندگی فرانس بوآس، مردم‌شناس آمریکایی همه‌ی اساطیر دنیا از بین‌النهرین سرچشمه گرفته‌اند و سپس در جهان پراکنده شدند‌.

«دوموزی» یادخدای شهید‌شونده در میان‌رودان پنج هزار سال قدمت دارد. خدایی که در زمستان شهید می‌شد و در بهار جان می‌گرفت و حیات و باروری را در زمین می‌پراکند. «سیاوش» در ایران شهید می‌شود. از خونش گیاهی می‌روید.  در سرزمین ایران از خون شهیدان درختان می‌رویند. خون شهیدان یکی از مقدس‌ترین کهن‌الگوهای ایرانیان است؛ همان ایرانی که در آن کهن‌الگوی شهادت، دار و ندار یک ملت است.

چه بسیار انسان در دو جنگ جهانی و انقلاب‌های جهان از فرانسه تا روسیه جان خود را از دست دادند و وقتی اوضاع عادی شد، مردم هم به زندگی خود پرداختند. اما ایران چنین نیست. ما این‌چنین نیستیم. مردمان ایران به سوگ شهدای تمامی تاریخ می‌نشینند. تا قرن‌ها، آیین سیاووشان در ایران برگزار می‌شد و زنان گیسوهای خود را می‌بریدند. ایرانیان دست برنمی‌دارند. ایرانیان فراموش نمی‌کنند. ایرانیان به مانند دیگر مردمان، براساس کهن‌الگوهای خویش زندگی را سامان می‌دهند. براساس ایران، شکست می‌خورد. به پا می‌خیزد. منجمد می‌شود، به انحطاط می‌رود. تمدن می‌سازد. پیروز می‌گردد یا منقرض می‌شود.

این یک اصل است. این فاشیسم نیست. شاید در ایتالیا و آلمان و چین، کشتن به معنی مردن باشد اما در ایران "حیات دوباره" است. خون شهید چرخه طبیعت را می‌گرداند. خون شهید زمستان را بهار می‌کند و مردمان را مغموم و سپس شاداب و سرزنده می‌سازد. این مفهومِ کهن‌الگوهای چند هزارساله ایران است. آسان نگیرید بازی با کهن‌الگوهای یک ملت را که در ژن‌ها و رگ‌هایشان نفوذ کرده.

بحث من بحث تعصب نیست. بحث من بحث به سخره نگرفتن اندیشه‌های ریشه در خاک است.




#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 4
Post #791 103
🔸بزرگترین وظایف هر ایرانی

✍️نصراله پورجوادی

معروفترین و انسانی ترین پندی که در فلسفه ایرانی به ما داده شده است همان «اندیشه نیک، گفتار نیک ، کردار نیک» است.

این توصیه را که دوست و دشمن مورد ستایش قرار داده اند بالاترین درس اخلاقی برای بشریت دانسته اند. علاوه بر این سه پند، که مربوط به اعمال هر کس با خودش میشود بزرگان ما سه وظیفه خطیر هم برای ما تعیین کرده اند که مربوط به اعمال و رفتار ما در جامعه و با دیگران میشود و لذا میتوان آنها را وظایف اجتماعی یا ملی نامید.

این سه وظیفه در دینکرد ششم (بند ۳۲۲) ذکر شده است.

نخستین وظیفه بزرگ ما «تبدیل دشمن به دوست» است. پس در فلسفه ایرانی وظیفه انسان در قبال دشمن یا دشمنانش این نیست که با آنان بجنگد و آنان را شکست دهد یا بکشد. و این نیست که در صدد بر آید که انواع و اقسام سلاحهای جنگی و خدای نکرده شیمیایی و غیره را بسازد تا مردم را بکشد، بلکه وظیفه او مهمتر از هرچیز ایجاد صلح و دوستی است.

وظیفه دوم «تبدیل آدمهای بد و مخرب و جنایتکار به آدمهای خوب» است. پس وظیفه ما با این قبیل اشخاص گرفتن و زدن و به زندان افکندن و از کشور و کاشانه تبعید کردن نیست بلکه با مسالمت رفتار کردن و اصلاح آنهاست. به اصطلاح دینی و قرون وسطایی ما وظیفه نداریم که با کفار بجنگیم و آنها را از بین ببریم. وظیفه ما هدایت آنهاست.

وظیفه سوم «تبدیل نادان به دانا»، یا جاهل به عالم و دانشمند و حکیم است. پس کاری که ما، بنا بر فلسفه عملی ایرانشهری باید انجام دهیم گسترش آموزش و پرورش و تأسیس مدارس و دانشگاه‌ها و تامین معلمان و استادان و با سواد کردن بی‌سوادان و آموزش و پرورش نسل‌های آینده برای کشور است.

این سه وظیفه «خویشکاری مهست» یعنی بزرگترین وظایف خوانده شده است و اگرچه در بیش از هزار سال پیش در کتاب دینکرد ذکر شده ولیکن امروزه هم نه تنها از اهمیت آنها کاسته نشده ، بلکه حتی مهمتر و خطیر تر از زمانهای گذشته هم شده است.



#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • 👍 3
Post #790 77
🔸خانم گلرخسار شاعر نامدار تاجیک شعری دارند که می‌گوید «شاهنامه وطن است، وطن بی‌مرگی»؛ من در میان شاعرانی که در ایران دربارهٔ ایران و وطن شعر گفته‌اند، به ژرف‌اندیشی گلرخسار در این شعر ندیده‌ام. این شعر نشان می‌دهد که وطن می‌تواند یک کتاب باشد. کتابی مثل شاهنامه که مفهوم وطن را از قرن چهار تا امروز برای ما حفظ کرد؛ کشور یک‌پارچه‌ای که دارای یک مرکزیت واحد به نام ایران است.

🔹شاهنامه چند ویژگی مهم دارد: یکی یک‌پارچگی سیاسی است. یعنی از آغاز تا پایان شاهنامه پنجاه پادشاه یکی پس از دیگری حکومت می‌کنند و در هیچ زمانی ما خلأ قدرت سیاسی نداریم. دوم یک‌پارچگی جغرافیایی است، یعنی همهٔ کارهای این پادشاهان و پهلوانان، ازخودگذشتگی‌ها و شهادت‌ها به خاطر حفظ یک منطقهٔ جغرافیایی خاص به نام ایران است.

🔸تا زمانی که شاهنامه هست ایران هم وجود خواهد داشت. شاهنامه همیشه پشتوانهٔ فرهنگی برای وحدت ملّی اقوام ایرانی ساکن در این سرزمین، و هویت مستقل همهٔ آن‌ها بوده است. وقتی که ما می‌گوییم وحدت ملّی منظورمان چیست؟ این مؤلفه‌های هویت ملّی کدامند؟ آیا فقط منظورمان آب و خاک است؟ زبان است؟ دین و آداب و رسوم است؟ قوم و نژاد است؟ به بیانی بله، ولی سرزمین مشترک رکن مهمی است؛ یعنی ما نمی‌توانیم مثلا فقط به یک زبان مشترک اتّکا کنیم بدین جهت که در این مجموعه‌ای که وطن نام گرفته ممکن است زبان‌های مختلفی وجود داشته باشد ولی همه احساس تعلّق به یک سرزمین دارند. ممکن است مذاهب و اعتقادات مختلف داشته باشند ولی باز همه تعلّق به یک سرزمین دارند.
در قرن دوم هجری تابوتی از یک مسیحی کشف شد که روی تابوت این مسیحی که «خرداد» نام دارد چنین نوشته شده: «ازمانِ ایرانشهر...» در قرن دوم هجری که اصلا ایرانشهر به لحاظ یک‌پارچگی سیاسی وجود نداشته و هر کدام از ولایات ما دست یک حاکم عرب بوده چرا می‌گوید من از سرزمین ایرانشهرم؟ برای این که ایدهٔ ایرانشهر برای این هم‌وطن مسیحی از بین نرفته بوده. این هم‌وطن مسیحی به همان اندازه به ایرانشهر تعلّق خاطر داشته که یک هم‌وطن زرتشتی یا مسلمان.

🔸برخلاف آنچه تصور می‌شود ما یک ملّی‌گرایی کور در شاهنامه نداریم. در شاهنامه هیچ‌کس نمی‌تواند حتّی یک بیت نشان بدهد که با یک نژادپرستی دُگم و سازمان‌یافته سروکار داشته باشیم. در طول هزاروصدسال که از سرایش شاهنامه می‌گذرد هیچ گروهی را سراغ نداریم که با اتّکا به پشتوانهٔ فکری شاهنامه دست به کشتار مردمی با نژادهای دیگر بزند. در شاهنامه ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم جایی تلاقی می‌کنند و همان جاست که بر اصول بنیادین اخلاقی سخت تأکید می‌شود. بسیاری از مواقع شاعر با تورانیان همدلی می‌کند مثلا با «پیران» جهان‌پهلوانِ افراسیاب. یا مثلا با «اغریرت» برادر افراسیاب. در شاهنامه آنگونه نیست که انسان‌های خوب همیشه طرف ایران باشند و دشمنان، انسان‌های بد باشند. از ایران هم پادشاه فرّه‌مندی چون کیکاوس خودکامه خوانده می‌شود. در ماجرای سیاوش او مرزهای ملّیت را به‌هم می‌ریزد و آنچه برایش اهمیت دارد پافشاری بر رعایت اصول اخلاقی و تأکید بر انسانیت است.

🔹در ده سال اخیر در شهرهای مختلف چند نفر نقّال خانم ظهور کرده‌اند. فرهنگ شاهنامه‌خوانی دارد در خانواده‌ها گسترش پیدا می‌کند. بچه‌ها را هم تشویق به خواندن شاهنامه می‌کنند. قبول دارم که آمار مطالعه در ایران بسیار پایین است و شمارگان کتاب محدود. نظام آموزشی ما پر از اشتباه است و انگیزه‌ها را از بین می‌برد و اکثر جوان‌ها به سبب شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه بیشتر انگیزهٔ کسب درآمد دارند. با همهٔ این‌ها من بسیار خوشبینم!

▪️خلاصه‌ای از گفت‌وگوی زنده‌یاد #ابوالفضل_خطیبی با خانم ندا عابد، نشریهٔ آزما، فروردین ۱۳۹۹، شمارهٔ ۱۴۵، صفحهٔ ۲۶ تا ۲۹





#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #789 86
🔸محکومیت قضایی خانم طنزپرداز
✍️میلاد عظیمی

این که دستگاه قضایی کسی را به‌خاطر شوخی با فردوسی یا شاهنامه، یا حتی هجو و توهین و دشنام، محاکمه و زندانی کند و از آن شنیع‌تر، برای مجازات، مردم را وادار به خواندن شاهنامه و نوشتن مناقب آن سازد، بی‌هیچ تردید، خیانت به شاهنامه و فردوسی است.
فرجام چنین رفتار غیر انسانی، ناپسند و شرم‌آور، تیز کردن آتش مظلوم‌نمایی بدخواهان ایران و زبان فارسی است و همچنین خطر مصادرهٔ سیاسی شاهنامه را به بانگ بلند، گوشزد می‌کند.

آن خانم در فضای مجازی سخنانی گفت. مردم هم، درشت و نرم، پاسخش را دادند؛ سخنش را نقد و رد کردند و ماجرا همان‌جا تمام شد. دیگر این بگیروببند و نمایش چیست؟ به دولت چه ربطی دارد که دخالت می‌کند؟ الحق که

مهر ابله مهر خرس آمد یقین
کین او مهر است و مهر اوست کین

ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت
صحبت احمق بسی خون‌ها که ریخت
 
شاهنامه کتاب دولت‌ها نیست. کتاب مردم است. البته دولت‌ها، از ترکان سلجوقی و ایلخانان مغول تا دیگران، در پی کسب آبرو و اعتبار و مشروعیت، به آن آویختند.
اغراق نیست اگر گفته شود، شاهنامه و فردوسی، خود را بر  جمهوری اسلامی و عصر او تحمیل کرده‌‌اند؛ این سلطنت معنوی فردوسی است که همچنان بر دل‌های ایرانیان فرمان می‌راند و مشروعیت‌بخش و قدرت‌آفرین است. همان‌گونه که روزگاری، ترک و تاتار خود را به فتراک کتاب او می‌بستند تا مشروع و مقبول باشند. 

بااین‌همه، واقعیت این است که شاهنامه در این سال‌ها مظلوم و در غربت بوده است؛ در مظلومیت فردوسی همین یک مثال بس که امروز که این حکم کذایی صادر شده و آقایان هم ناگهان ملی‌گرا و فردوسی‌دوست شده‌اند، اجازه نمی‌دهند آن مجسمهٔ خجسته و بشکوه و بلند حکیم، در زادگاهش نصب شود؛ همان شهری که نگاره‌های شاهنامه را از دیوارهایش زدودند.

در این سال‌های تلخ، مردم بودند که از شاهنامه پاسداری کردند؛ در تنگ‌سالی‌ها هزینه کردند تا کودکانشان شاهنامه و حتی نقالی بیاموزند؛ دوستان فردوسی، گاه به‌رایگان، برای مردم شاهنامه خواندند تا این دریچه همچنان گشوده‌ بماند. مردم به رغم مدعیان، شاهنامه را در متن زندگی‌ خود نگاه داشتند؛ زنده و رونده و الهام‌بخش. 

 امروز، تا جایی که در توان باشد، باید مانع از آن شد که نهاد سیاست، اعتبار ملی شاهنامه را خرج تزیین و توجیه سیاست‌های شکست‌خورده و ویرانگر کند. شاهنامه کتابی نیست که بتوان از راه نادانی یا تزویر، آن را ابزار حذف و خشونت و سلب آزادی‌ها کرد.

شاهنامه کتاب دیروز ما، کتاب امروز ما و کتاب فردای ماست. این ما یعنی همهٔ ایرانیان؛ همهٔ باشندگان در قلمرو  ایران بزرگ فرهنگی.
من به عنوان یک ایرانی دوستدار شاهنامه و فردوسی، مخالفت خود را با این حکم اعلام می‌کنم؛  برای پاسداری از حریم حرمت شاهنامه و فردوسی با این حکم مخالفت می‌کنم. 





#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • 👍 3
Post #761 218
#میرجلال_الدین_کزازی:⁣
⁣
⁣
درست است که فردوسی شهریار و شاهنشاه نبود، اما هنرمندی سخنور بود که با نیروی برتر از زمین یعنی با فرهنگ و هنر، جغرافیای زمینی و مرزی ایران را از فروپاشی رهانید؛ چرا که در آن زمان رشته‌های پیشین پاره شده بود و ایران به ده‌ها سرزمین گسیخته شده بود، سرزمین هایی که با یکدیگر پیوندی نداشتند را فردوسی با رشته‌ی نیرومندتر و استوارتر، یعنی سخن خود و شاهنامه ایرانیان را به یکدیگر پیوست. فردوسی تنها فرهنگ و زبان ایران را از گزند گران و آسیبی که آواروار به این کشور فروافتاده بود نرهانید، بلکه ایران مرزی و جغرافیایی را هم پاسداشت، در زنهار هنر خویش گرفت و دگربار پیوند ایران یکپارچه را در فرهنگ اندیشه و هنر با ایران کهن زنده کرد.⁣
⁣
⁣
⁣

#پویش_فردوسی
@pooyesh_ferdowsi
  • ❤ 4
Older posts →

About this channel

How can I read @pooyesh_ferdowsi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پویش فردوسی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پویش فردوسی have?
پویش فردوسی (@pooyesh_ferdowsi) has 211 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پویش فردوسی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →