TGViewer
Channel Public Channel
کانون شعر و ادب

کانون شعر و ادب

@poem_kmu

کانون شعر و ادب دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان

سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
Subscribers
265
Photos
124
Videos
5
Links
16
Recent Posts 18 shown
Post #606 2.05K
🍃 سلسله‌جلسات و کارگاه حافظ‌خوانی


کانون شعر و ادب دانشگاه علوم پزشکی کرمان برگزار می‌کند:

📖 سلسله‌جلسات حافظ‌خوانی
خوانش، شرح و بررسی غزلیات حافظ، در مجموعه‌ای از جلسات هفتگی و پیوسته

با حضور

استاد منصور حسنی

مفسر حافظ، مثنوی و غزلیات شمس

🗓 شروع جلسات: دوشنبه ۱۳ مهر ماه
📚 برگزاری: هفته‌ای یک جلسه
💳 هزینه کل کارگاه: ۲۰۰ هزار تومان
📍 مکان: پردیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان
⏰ روز و ساعت دقیق جلسات: هر دوشنبه ساعت ۷ عصر
📌 مکان دقیق برگزاری: متعاقباً اعلام خواهد شد
👤مخاطبین کارگاه: دانشجویان، کارمندان و فرزندان کارمندان بالای ۱۲ سال

این کارگاه به‌صورت سلسله‌جلسات برگزار می‌شود و علاقه‌مندان در طول دوره، همراه با خوانش و بررسی غزلیات حافظ، با لایه‌های ادبی و معنایی اشعار او همراه خواهند شد.

🌿 جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر:
📩 @Chakameh_sh

کانال کانون شعر و ادب دانشگاه علوم پزشکی کرمان
📩@poem_kmu
  • ❤ 5
  • 👌 2
Post #605 126
رنجوری را گفتند:دل‌ات چه خواهد ؟؟
گفت :انکه دلم هیچ نخواهد

گلستان
#سعدی
  • ❤ 5
  • 👍 3
  • 🔥 1
  • 🕊 1
Post #604 137
کل البیوت مظلمه الی ان تستیقظ الاُم

تمام خانه ها تاریکند ،تا زمانی که مادر بیدار میشود

#جبران‌خلیل‌جبران
  • ❤ 8
  • 🕊 2
  • 👍 1
  • 🔥 1
Post #603 385
🍁☕️ چرا ماه هفتم سال را "مهر" می‌نامیم؟

زمانی بسیار دور، پیش از آنکه تقویم برای ما فقط مجموعه‌ای از عددها و تاریخ‌ها باشد، هر ماه نامی داشت و هر نام چیزی از جهان مقدس ایرانی را با خود حمل می‌کرد.
ماه‌ها فقط نمی‌گفتند که چه زمانی از سال است بلکه هر کدام یادآور یک نام، یک نیرو و یک معنا بودند.
و وقتی نوبت به ماه هفتم رسید، نامی بر آن نشست که قرن‌ها پیش از آن در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه داشت:
مهر یا میترا.
میترا، ایزدِ پیمان و راستی بود؛ ایزدی که بر عهدها نظارت می‌کرد و نگهبان پیمان‌هایی بود که میان آدمیان بسته می‌شد. در جهان‌بینی ایرانی، پیمان چیزی ساده نبود. اگر دستی به دستی می‌رسید و عهدی بسته می‌شد، اگر دو نفر بر سر سخنی توافق می‌کردند و اگر کسی قولی می‌داد، آن قول و پیمان در برابر مهر قرار می‌گرفت.
برای همین، میترا را ایزدی می‌دانستند که همه‌چیز را می‌بیند و می‌شنود؛ حتی از او با چشم‌ها و گوش‌های بی‌شمار یاد شده است که مراقب همه پیمان‌ها باشد.
اما "مهر" فقط نام یک ایزد نبود. در زبان و فرهنگ ایرانی، مهر کم‌کم با مفاهیمی چون دوستی، محبت، پیوند، پیمان و روشنایی گره خورد.
در برخی روایت‌ها و برداشت‌های متاخر، داستان مهر با بلند‌ترین شب سال نیز پیوند خورده است.
می‌گویند در شب چله، طولانی ترین شب سال، هنگامی که تاریکی به بیشترین اندازه خود می‌رسد، مهر زاده می‌شود. و مردم هر سال شب چله تا سپیده‌دم چشم به راه می‌مانند، تا تاریکی کنار برود و روشنایی باز گردد.

مهر ماهی بود که تابستان آرام‌آرام کنار می‌رفت، هوا تغییر می‌کرد، رنگ جهان عوض می‌شد و سال وارد نیمه‌ای دیگر می‌شد.
از آن پس، با رسیدن ماه هفتم، مردم فقط نمی‌گفتند: ماه دیگری از سال آمد.
می‌گفتند: مهر آمد. 🍂
و این نام، هزاران سال در زبان ایرانی ماند؛ آن‌قدر ماند که امروز وقتی می‌گوییم "مهر"، شاید هم‌زمان چند چیز را به یاد بیاوریم: محبت، دوستی، پیمان، روشنایی، و پاییزی که با نامی بسیار قدیمی آغاز می‌شود.
مهر، تنها نام یک ماه نیست؛ ردپای یکی از کهن‌ترین واژه‌های فرهنگ ایرانی در تقویم امروز ماست. 🌞🍁🪁
به قلم چکامه شمسی
  • ❤ 14
  • 👍 2
  • 🔥 2
Post #602 170
مهر با کانون شعر و ادب
  • ❤ 16
  • 🔥 2
  • 👌 1
  • 🕊 1
Post #601 425
ما فارسی را فقط با واژه‌ها به ارث نبرده‌ایم؛ با قصه‌ها، غزل‌ها، ترانه‌ها و افسانه‌ها به ارث برده‌ایم.

فردوسی که واژه را به ایستادگی رساند،
سعدی آدمی را در آینه‌ی دیگری دید،
و حافظ که بعد قرن‌ها، هنوز برای پرسش‌های بی پاسخ ما غزلی دارد.

شاید شعر آن چیزی نباشد که در کتاب‌ها پیدا می‌کنیم؛ شاید شعر آن لحظه‌ای ست که واژه بیشتر از معنای خودش وظیفه بر عهده می‌گیرد.
همان "باران" که بوی امید همراه دارد،
همان "وطن" که غم نسل‌ها را بر دوش می‌کشد،
و همان ‌"خانه" که گاهی فقط یک نفر است.

و زیباترین اتفاق ادبیات همین است، اینکه قرن‌ها می‌گذرد، آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، و در میان انبوه دردهایمان، افکار حک شده بر کاغذِ یک شاعر، فریادرَس ما می‌شود.

روز شعر و ادب پارسی خجسته باد✨🌻

از طرف شورای مرکزی کانون شعر و ادب...

@poem_kmu
  • ❤ 13
  • 🔥 2
  • 👍 1
  • 🤝 1
Post #600 247
ز دست خضر پیاله به احتیاط بگیر
مباد اب حیاتت دهد به جای شراب

#صائب_تبریزی
  • ❤ 7
  • 👌 1
Post #599 268
بی یار هزار باغ و گلشن بجوی
ور دست بود هزار دشمن بجوی

گفتم بنگر کز رخ گندم گونت
چون کاه شدم گفت که بر من بجوی
#خواجو_کرمانی
  • ❤ 5
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 🕊 1
Post #598 269
خرد چشمِ جان است چون بنگری
تو بی‌چشم، شادان جهان نَسْپَری

خرد بهتر از هر چه ایزد بِداد
ستایش خرد را بِه از راهِ داد
#فردوسی
  • ❤ 3
  • 👍 2
  • 🔥 1
  • 👌 1
Post #597 314
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

#سعدی
  • ❤ 8
  • 🔥 2
  • 🕊 1
Post #596 287
میدانِ همت است جهان، خوابگاه نیست.

#پروین_اعتصامی
  • ❤ 10
  • 🔥 2
  • 👌 1
  • 🕊 1
Post #595 325
گرچه اب رفته باز اید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود

#سنایی_غزنوی
  • 🔥 6
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #594 353
حسادت ماخذ نامجویی‌ست ،چگونه هم جاه، طلب شود هم حسد از دل برود ؟؟

خواهی که شود دل تو چون آیینه
ده چیز برون کن از میان سینه:

حرص و دغل و بخل و حرام و غیبت
بغض و حسد و کِبر و ریا و کینه

#خاقانی_شروانی

آه سرور من ،از حسادت ،این هیولا با چشمانی سبز بر حذر باشید
اتللو #شکسپیر
  • ❤ 5
  • 👍 5
  • 🔥 2
Post #593 656
🍂به کجا چنین شتابان؟»

گَوَن از نسیم پرسید…

همیشه در گوشه‌ای از دل هر آدمی، گَوَنی هست که پای رفتن ندارد ریشه‌هایش در سنگینیِ خاطره‌ها، جاها و ناگفته‌ها گیر کرده، اما چشمش مدام به رفتن است.

این شعر برای من فقط کلمات نیست روایت تمام وقت‌هایی‌ست که دلت می‌خواهد همراهِ باد از مرزهای این قفس رد شوی و برسی به «هر کجا که باشد، به‌جز این سرا…»...

گوینده: نسیم مرتاض
  • ❤ 13
  • 🔥 7
  • 👌 2
Post #592 273
شمس کَسمایی (زادهٔ ۱۲۶۲ خورشیدی، یزد – درگذشتهٔ ۱۳۴۰ خورشیدی، تهران) شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار و از پیشگامان نوگرایی در شعر معاصر ایران بود. او از نخستین زنانی به شمار می‌رود که در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی با نگاهی تازه به زبان و ساختار شعر فارسی، راهی متفاوت از سنت رایج شعر آن دوره در پیش گرفت و در شکل‌گیری جریان تجدد ادبی نقش مهمی ایفا کرد.

آثار شمس کسمایی از نظر تعداد محدود و پراکنده است و بیشتر در قالب شعرها و مقالات منتشرشده در نشریات ادبی و سیاسی آن دوره باقی مانده است. او علاوه بر شعر، مقاله و نوشته‌های اجتماعی و انتقادی نیز می‌نوشت و برخلاف برخی شاعران معاصر، مجموعه‌ای منظم و مستقل از آثارش بر جای نمانده است.

از میان آثار شناخته‌شدهٔ او، شعر «پرورش طبیعت» مهم‌ترین و مشهورترین سروده‌اش به شمار می‌رود. این شعر جایگاه ویژه‌ای در تاریخ شکل‌گیری شعر نو فارسی دارد و از نمونه‌های برجستهٔ نوگرایی ادبی در آن دوره محسوب می‌شود.

موضوع شعرهای شمس کسمایی بیشتر در زمینه‌های اجتماعی، آزادی‌خواهی، وطن‌دوستی، جایگاه زن، طبیعت و ضرورت تحول فرهنگی بود. او تلاش می‌کرد شعر را از فضای سنتی و محدود به مضامین تکراری بیرون بیاورد و آن را به زبان مسائل روز جامعه نزدیک کند.

در بسیاری از سروده‌های او، طبیعت نمادی از رشد، آزادی و دگرگونی اجتماعی است و زن به عنوان شخصیتی فعال و اندیشمند در متن شعر حضور دارد. همین نگاه تازه، شعر او را از بسیاری از آثار هم‌دوره‌اش متمایز می‌کند.

شمس کسمایی از نخستین شاعرانی بود که در برخی آثار خود از قالب‌های سنتی فاصله گرفت، قافیه را با انعطاف بیشتری به کار برد و به تجربه‌های تازه در وزن و ساختار شعر روی آورد. شعر «پرورش طبیعت» که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی منتشر شد، از مهم‌ترین نمونه‌های این نوگرایی به شمار می‌رود و بسیاری از پژوهشگران آن را از آثار پیشگام شعر نو فارسی می‌دانند.

فعالیت‌های او تنها به شعر محدود نبود. شمس کسمایی در زمینهٔ روزنامه‌نگاری و نویسندگی نیز حضوری فعال داشت و مقالات متعددی دربارهٔ آزادی، آموزش، حقوق زنان و اصلاحات اجتماعی منتشر کرد. او از زنان روشنفکر و پیشرو زمان خود بود و همواره از نقش زنان در پیشرفت فرهنگی و اجتماعی جامعه دفاع می‌کرد.

یکی از تلخ‌ترین رویدادهای زندگی او، کشته شدن پسرش کریم ارباب‌زاده در جریان جنبش جنگل بود. این حادثه تأثیر عمیقی بر روحیه و شعر او گذاشت و از آن پس، آثارش رنگی اندوهگین‌تر و تأمل‌برانگیزتر پیدا کرد.

با وجود این، او تا پایان عمر از فعالیت‌های فرهنگی و ادبی فاصله نگرفت و همچنان به سرودن شعر و نوشتن ادامه داد. شمس کسمایی در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در تهران به علت کهولت سن درگذشت !

هرچند بخش زیادی از آثار او از میان رفته و نامش سال‌ها در سایهٔ دیگر شاعران نوگرا قرار داشت، امروزه بسیاری از پژوهشگران ادبی او را از مهم‌ترین زنان شاعر و از چهره‌های اثرگذار در آغاز تحول شعر معاصر ایران می‌دانند. جایگاه او در تاریخ ادبیات فارسی بیش از هر چیز به دلیل جسارت در نوآوری، پیوند شعر با مسائل اجتماعی و گشودن راهی تازه برای حضور زنان در عرصهٔ ادبیات معاصر ایران اهمیت دارد.

به قلم یاسین شجاعی
  • ❤ 3
  • 👍 2
  • 🔥 2
  • 🤝 1
Post #591 201
  • ❤ 5
  • 🔥 5
Post #582 313
#گزارش_تصویری
۲۹ اَمِرداد ۱۴۰۵
شب شعر با موضوع"فرزند ادیب خاک ایران در راه چه چیز جان خواهد داد؟"🌻
  • ❤ 14
  • 🕊 2
  • 👍 1
  • 🔥 1
Older posts →

About this channel

How can I read @poem_kmu without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون شعر و ادب: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون شعر و ادب have?
کانون شعر و ادب (@poem_kmu) has 265 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون شعر و ادب know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →