اوغوزها، اوغوز خاقان و آذربایجان
تردیدی در این واقعیت تاریخی وجود ندارد که اکثریت قاطع مردم آذربایجان در دو سوی ارس، تُرکهای اوغوز میباشند. البته تُرکهای اوغوز محدود به مردم آذربایجان نبوده، بخش بزرگی از تُرکهای تُرکستان، قفقاز و ترکیه نیز از شاخۀ اوغوز میباشند. امروزه مهمترین شاخص این همگروهی، قرابت کامل لهجه بوده، سایر شاخصها مانند آناتومی چهره، بر اثر فواصل زمانی و مکانی بسیار، همراه با آمیختگی ژنتیک با اتنیکهای دیگر، کمرنگ شده، حتی از میان رفتهاند. همین تفاوتهای ایجاد شده در سایۀ عوامل مذکور، دستاویزی برای قلب هویت واقعی و تاریخی آذربایجان و جعل هویت ساختگی برای تُرکهای آذربایجان با هدف انکار هویت تُرکی آنها از سوی مرکز و مرکزگرایان (قومگرایان پارسی) شده است. از جملۀ مهمترین این جعلها، ریشهتراشی جعلی برای مهمترین توپونیم ما یعنی کلمۀ «آذربایجان» با هدف فارسی کردن آن است. ابتدا جاینام آذربایجان را به کلمۀ ساختگی «آذرآبادگان» تبدیل کرده، سپس این جعل بیریشه را یکی از دستاویزهای جعل زبان و هویت آذری (به معنای شاخهای درجه دوم از فارسی) برای آذربایجان قرار میدهند.
ریشه و معنای توپونیم آذربایجان همانند تمامی توپونیمهای تاریخی و مهم، ریشه در اساطیر و افسانهها دارد و این اساطیر، اساطیر هیچ قومی نیستند جز اساطیر تُرکهای اوغوز. اگرچه تحقیق در این باره یک پروژۀ پژوهی بسیار مهم و مفصل است اما در این یادداشت، یک مورد اساطیری و یک مورد تاریخی را تنها به عنوان نمونه ذکر میکنم.
اولی؛ روایت اساطیری خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی در اوغوزنامۀ بسیار مهم و معتبرش دربارۀ نام آذربایجان.
دومی؛ روایت تاریخی از مهندس و فرستادۀ مخصوص ناصرالدین شاه از مشاهدۀ مزاری منسوب به دختر اوغوز خان در کهنهشهر سلماس. اگرچه مهندس علی بن محمد، نام اوغوز خان را به صورت اوغوز آقا نوشته و به عنوان شخصی تاریخی در ۶۰۰ سال پیش معرفی میکند اما با توجه به اهمیت و تبرک مزار منسوب به دختر او، احتمالا اسطورهای آمیخته به تاریخ بوده است. نام دختر اوغوز خان نیز اسلامیزه و به آمنه تبدیل شده است.
رشیدالدین فضلالله مینویسد؛ اردوی اوغوز پس از فتح شیروان و شماخی راهی «آران» و «موغان» شد. چون فصل تابستان و هوای آن دو ناحیه گرم بود، به یایلاق رفتند تا آران و موغان را در زمستان فتح کنند. در یایلاق نیز کوههای «آلا داغ»، «آغوری» و «ساوالان» را گرفتند. «چنین میگویند که نام آلا داغ ایشان نهادهاند و ساوالان هم ایشان گفتهاند و به زبان تُرکی یعنی آن چیزی که برآمده و راست ایستاده» (رشیدالدین فضلالله، ۱۳۷۳، ج۱: ص۲۲). در این مدت آذربایجان را نیز فتح کردند و اسبهای خاص خود را در مرغزار اوجان به چرا بستند. آنجا بود که یک روز اوغوز خان دستور داد هر کس یک دامن خاک بیاورد و همه در یکجا بریزند. خودش پیش از همه یک دامن خاک آورد و ریخت، سپس همه آوردند و روی هم ریختند و پُشتهای بلند درست شد. نام آن پُشته را «آدربایگان» گفتند و «معنی آدر به تُرکی بلند باشد و معنی بایگان جای توانگران و محتشمان و آن را بدان مشهور کرد و اکنون آذربیجان میگویند، بدان سبب است (همان: ص۲۳).
علی بن محمد؛ مهندس مخصوص ناصرالدین شاه که مأمور نقشهبرداری و بررسی اوضاع در آذربایجان بوده، در تاریخ ۲۵ شوال ۱۲۸۶ قمری از تبریز به ماکو سفر نموده و سفرنامۀ کوتاهی نوشته است. یکی از نکات بسیار جالب در این سفرنامه وجود مزار شخصی به نام «آمنه خاتون؛ دختر اوغوز آقا» در کهنه شهر سلماس است. وی در این باره مینویسد؛ «یک روز به تماشای قصبۀ شهر کهنۀ سلماس و قریۀ خسرو آباد رفته، در نزدیکی شهر کهنه برجی مانند حضرت عبدالعظیم بل بهتر از آن دیدم، چنانکه نقشۀ آن به نظر سرکار عالی خواهد رسید که مقبرۀ آمنه خاتون بنت اوغوز آقاست. ششصد سال قبل اوغوز آقا امیر این محل و سرحددار این نقطه بوده است. دختر خود را دوست میداشت. بعد از وفات او بنای این برج را گذارده و در آنجا مدفون نموده است» (علی بن محمد، ۱۳۸۴: ص۴۴).
سیدمرتضی حسینی.
⏭ Metam
✅ @pishroaz
Post #34268
722
- ❤ 36
- 👍 7
- 💩 4
- 😁 1