#دفترچه_خاطرات
امروز هم به مانند روز های گذشته ، بعد از صرف غذای دلچسب سلف دانشگاه، به سمت سالنمطالعه رهسپار شدم تا به مطالعه بپردازم که یاد همایش امروز کوانتوم افتادم .
حقیقتا دیگر دل و دماغی برای شرکت در ایننوع محافل را ندارم و به قول یکی از دانشجویان :
《این جور جلسات نه دنیا را دارند و نه آخرت را》
اما با این حال مباحث مورد بحث روی پوستر ، کمی وسوسهام کرد و من هم که نمیخواستم عذابوجدان تلف کردن وقتم را به تنهایی به دوش بکشم ، به هر ترفندی بود یکی از رفقایم-شایان عزیز- را راضی کردم که بنده را همراهی کند ، شاید به قول...گناهی که همه مرتکب میشوند،دیگر گناه نباشد
"خدا از سر تقصیراتم بگذرد "
جلسه با تکهای کوتاه از تلاوت سوره کوثر "محمود شحات" شروع شد (این نوع برخورد با قرآن واقعا دردآور است)
سپس سرود ملی ، بعد از اتمام آن همه نشستند، ناگهان به ذهنم رسید که شاید صلوات خاصه آقا را هم پخش کنند که دوباره خلقالله را نرمشی دهند که خدا را شکر کار به آنجا نرسید و بجایش در پایان همایش دکتر جاویدان به نیکی یاد آقا را زنده کرد
Post #403
115

- 🔥 3