TGViewer
Channel Public Channel
بسیج فیزیک تهران

بسیج فیزیک تهران

@phys_basij

🔴 کانال رسمی بسیج دانشجویی فیزیک دانشگاه تهران

✅️ ارتباط با ادمین: @physbasij
Subscribers
309
Photos
590
Videos
69
Links
172

Showing posts older than #290 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #289 139
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_جهاد_مغنیه
@phys_basij
Post #288 158
بسیج فیزیک تهران 🌙افطاریمون سرجاشه! 🔵امسال نمیتونیم برای افطاری پیش هم باشیم.ولی با کمک به نیازمندان سفرمون و بزرگتر پهن میکنیم! 🟢کمک های شما می تواند التیامی بر زخم افرادی باشد که از این روزهای سخت آسیب بیشتری دیده اند. 🎁شما می توانید احسان های خود را تا تاریخ ۲۴اردیبهشت…
به نام خداوند بخشنده ی مهربان

با یاری شما عزیزان تا این لحظه ۱میلیون و ۵۹۰ هزار تومان جمع آوری شده است و ۲۱۰ هزار تومان تا خوشحالی ۱۰خانواداه ی عزیز فاصله داریم...
🟢 🟢 🟢 🟢 🟢 🟢 🟢 🟢 🟡 🔴
@phys_basij
Post #284 1.5K
🌙افطاریمون سرجاشه!

🔵امسال نمیتونیم برای افطاری پیش هم باشیم.ولی با کمک به نیازمندان سفرمون و بزرگتر پهن میکنیم!
🟢کمک های شما می تواند التیامی بر زخم افرادی باشد که از این روزهای سخت آسیب بیشتری دیده اند.

🎁شما می توانید احسان های خود را تا تاریخ ۲۴اردیبهشت مصادف با شب ضربت خوردن حضرت امیرالمؤمنین(ع) از طریق شماره کارت و درگاه پرداخت اینترنتی زیر به دست افراد نیازمند برسانید:

💳6037701119796768
سحرمظفری
📱https://ppng.ir/d/Koee

@ph_ut_ramezan
@phys_basij
Post #283 172
بسیج فیزیک تهران #زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_ادواردو_آنیلی @phys_basij
ادواردو آنیلی در ۹ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود.

ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت.

در ٢٠سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را می‎خواند و احساس می‎کند این نمی‎تواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل می‎خواند و تصمیم می‎گیرد مسلمان شود؛ بدون این‎که نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک می‎رود و آن‎جا می‎گوید من می‎خواهم مسلمان شوم، شهادتین را می‎گوید.

وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت­ الله خمینی دیدار کرد.

ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشور‎های اسلامی بسازد و تهیه‎کنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت‎. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلم‎ را در تلویزیون به نمایش گذاشت.

در نوامبر سال ۲۰۰۰ پيكر ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن بود و درهای آن باز بود، رها شده بود.

ادواردو شخصی به شدت آرمان­گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت ­آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی­ها بود.
@phys_basij
Post #282 138
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_ادواردو_آنیلی
@phys_basij
Post #279 51

Forwarded from ماه آرامش، ماه پناه

🍲افطاریمون سرجاشه!

🔹امسال نمیتونیم برای افطاری پیش هم باشیم.😔ولی با کمک به نیازمندان سفرمون و بزرگتر پهن میکنیم!☺️

🎁لطفا احسان های خود را تا تاریخ ۲۴اردیبهشت مصادف با شب ضربت خوردن حضرت امیرالمؤمنین(ع) به شماره کارت زیر واریز فرمایید:

6037 7011 1979 6768 سحرمظفری

@ph_ut_ramezan
@phys_basij
Post #275 209
بسیج فیزیک تهران #زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_مرتضی_مطهری @phys_basij
استاد شهيد آيت الله مطهري در ۱۳بهمن ۱۲۹۸هجري شمسي در فريمان واقع در ۷۵ کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد.
 
دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني (به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيدمحمد طباطبايي فلسفه (الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است.
 
درقیام پانزده خرداد: ایشان همواره در کنار امام بود به طوری که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
 
سخنراني هاي انقلابي و بازداشت استاد: از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
 

مبارزه با کجرویها وانحرافات: در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود وبا کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد

حمایت از مظلومان فلسطین در برابر اسرائیل: در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و ديگر مواجع مبني بر جمع اعانه براي کمک به اوارگان و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد.
 
استادمطهری و خطر منافقین: اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است . اين امر خصوصاً در سالهاي ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام،استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدين خلق ايران» پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد.
 
شهادت استاد مطهری بدست گروه فرقان: تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود با گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
@phys_basij
Post #274 166
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_مرتضی_مطهری
@phys_basij
Post #272 542
Post #271 60

Forwarded from ماه آرامش، ماه پناه

بسم الله الرحمن الرحیم
لحظه به لحظه به افق میزبانی خدای متعال نزدیک می شویم.🤩❤️

"وَ أَنَا يَا سَيِّدِي عَائِذٌ بِفَضْلِكَ هَارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ....

و من اى آقايم! پناهنده به فضل تو، گريزان از تو به سوى تو ام..."

و دوباره به همان پناه رسیده ایم...
این بار، با ذهن هایی خسته تر از همیشه!
این بار، با دستانی که با عطر ضدعفونی کننده ، آرامش را می جوید!
این بار، با نفس هایی که در پس ماسک ها به شماره افتاده!
این بار، سراسر دلتنگی...
دلتنگی برای تمام میهمانی هایی که نرفته ایم. تمام دیدار هایی که موجودی به نام کرونا ،آن ها را کنسل کرد.
و دلی که لک زده برای یک میهمانی!

اما...
📣📣📣شما به یک میهمانی دعوتید!
نگران نباشید این میهمانی سلامت شما را به مخاطره نمی اندازد!
میزبان را همه می شناسیم. ولی تا چه حد را خودش می داند و بس.
او ولی ما را خوب می شناسد. بهتر از خودمان!
حالا که از یکنواختی و تنهایی این روزها به ستوه آمده ایم بیا امتحان کنیم.
دست خالی برویم؟!🤔
ما که چیزی در خور میزبان نداریم اما بیا در حد بضاعت مزجاةِ خود چیزی گرد آوریم.
🎉باهم در ماه آرامش، ماه پناه🎉

🌙🌙🌙به یاد افطاریمان در دانشکده، دوباره در کنار هم جمع می شویم. اما این بار اجتماعی مجازی😊
https://t.me/ph_ut_ramezan
Telegram ماه آرامش، ماه پناه 🌙🌙🌙به یاد افطاریِ مان در دانشکده، دوباره در کنار هم جمع می شویم. اما این بار مجازی⁦😊 #دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
Post #269 170
💻 با توجه به شرایط کرونایی فعلی،احتمال زیادی وجود دارد که این دوره به صورت مجازی برگزار گردد
Post #268
بسیج فیزیک تهران pinned «🔴 بسمه تعالی 📢 به امید خدا،انتخابات دوره جدید بسیج دانشجویی دانشکده ی فیزیک به صورت مجازی در بازه ی "13 الی 19" اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد. 🔻 برادران و خواهرانی که قصد نامزدی برای شرکت در این انتخابات را دارند، از "2 الی 10" اردیبهشت ماه با ارسال مشخصات…»
Post #264 808
🔴 بسمه تعالی

📢 به امید خدا،انتخابات دوره جدید بسیج دانشجویی دانشکده ی فیزیک به صورت مجازی در بازه ی "13 الی 19" اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

🔻 برادران و خواهرانی که قصد نامزدی برای شرکت در این انتخابات را دارند، از "2 الی 10" اردیبهشت ماه با ارسال مشخصات زیر می توانند اعلام آمادگی کنند.

📋 مشخصات لازم برای ثبت نام:
1.نام و نام خانوادگی
2.نام پدر
3. کد دانشجویی
✉️ 09371739838
🆔 @alirezas76

"وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا"
@phys_basij
Post #263 199
بسیج فیزیک تهران #زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_محمدولی_قرنی @phys_basij
شهيد محمدولی قرنی زاده ۱۲۹۲ در تهران بود. وي پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده‌است در ۱۰ سالگی از دست داد، از آن پس در کنار مادرش زندگی سختی را آغاز کرد.
در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۱۳ با درجه ستوان دومی، در رسته توپخانه فارغ‌التحصیل گردید.

سرلشکر قرنی در فکر کودتا بود و ظاهراً از همه جوانب هم شرایط فراهم شده بود، اما در شگفتی تمام کودتا «لو» رفت و اغلب قریب به اتفاق عواملش، از جمله خود سرلشکر قرنی دستگیر شدند.


دادگاه، سرلشکر قرنی را به اخراج از ارتش و سه سال حبس محکوم کرد. وی در اسفند ۱۳۳۹ از زندان آزاد شد و از آن پس شدیداً تحت مراقبت امنیتی قرار داشت.

شهید قرنی در جریان انقلاب به نیروهای انقلابی پیوست. به هنگام شکل‌گیری و گزینش اعضای شورای انقلاب که از سوی حضرت امام خمینی (ره) صورت می‌گرفت و همگی از صافی‌های متعدد باید عبور می‌کردند، ایشان به عضویت این شورا انتخاب شد.

پس از پیروزی انقلاب، بلافاصله، یعنی روز ۲۳ بهمن، سرلشکر قرنی، ضمن اعاده به ارتش با درجه سرلشکری به عنوان رئیس ستاد ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی (ره) منصوب شد.

ترور شهید سرلشکر محمدولی قرنی به گروهک تروریستی فرقان نسبت داده شده و این گروهک نیز مسئولیت این جنایت بزرگ را به گردن گرفته است.

روز سوم اردیبهشت ۱۳۵۸، ساعت ۱۱ سرلشکر محمد ولی قرنی که در منزل شخصی‌اش (خیابان ولی‌عصر فعلی) به سر می‌برد، به هنگام مراجعه به حیاط منزل، از بیرون ساختمان (احتمالاً از ساختمان‌های روبه‌رو) مورد هدف قرار گرفت

شهید قرنی شخصیتی بود که نه تنها در تثبیت موقعیت ارتش در نظام جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشت بلکه با شهامت و ایستادگی در مقابل طرح‌هایی که در جهت فروپاشی ارتش مطرح می‌شد که در پشت این قضیه دست آمریکا بود به ارتش هویت داد و به همین خاطر خاری در چشم دشمنان شد و او را به شهادت رساندند.
@phys_basij
Post #262 142
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_محمدولی_قرنی
@phys_basij
Post #256 147
بسیج فیزیک تهران #زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_سید_مرتضی_آوینی @phys_basij
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال ۱۳۲۶ در شهر ری متولد شد.

احتمالاً زمستان سال ۶۸ بود كه در تالار انديشه فيلمي را نمايش دادند كه اجازه اكران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فيلمسازان، نويسندگان و... در جايي از فيلم آگاهانه يا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله عليها بي ادبي مي‌شد. من اين را فهميدم. لابد ديگران هم همين طور، ولي همه لال شديم و دم بر نياورديم. با جهان بيني روشنفكري خودمان قضيه را حل كرديم. طرف هنرمند بزرگي است و حتما منظوري دارد و انتقادي است بر فرهنگ مردم اما يك نفر نتوانست ساكت بنشيند و داد زد: خدا لعنتت كند! چرا داري توهين مي‌كني؟!
همه سرها به سويش برگشت در رديف‌هاي وسط آقايي بود چهل و چند ساله با سيمايي بسيار جذاب و نوراني. كلاهي مشكي بر سرش بود و اوركتي سبز بر تنش. از بغل دستي‌ام (سعيد رنجبر) پرسيدم: «آقا را مي‌شناسي؟»
گفت: «سيد مرتضي آويني است.»

به نماز سید كه نگاه می‌كردم،
ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»

شهید آوینی دو روز قبل از عزیمت به منطقه ی فكه، در پاسخ به این سؤال كه به كدام منطقه می روی گفته بود:
«می دانی به كجا می روم، به فكه، همان جایی كه رزمندگان ما با چشم خود تحویل نفوس شهدا توسط فرشتگان را مشاهده می كردند.»

و چند روز بعد در ٢٠ فروردين ٧٢ به آن مقام رفيع رسيدند.
@phys_basij
Post #255 150
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_سید_مرتضی_آوینی
@phys_basij
Post #254 150
بسیج فیزیک تهران #زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست #شهید_ابراهیم_هادی @phys_basij
شهيد ابراهیم هادي در اول اردیبهشت سال ۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمدحسین به او علاقه خاصی داشت.

باران شدیدی در تهران باریده بود. خیابان ۱۷ شهریور را آب گرفته بود. چند پیرمرد می خواستند به سمت دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهیم از راه رسید. پاچه شلوار را بالا زد. با کول کردن پیرمردها، آن ها را به طرف دیگر خیابان برد.
ابراهیم از این کارها زیاد انجام می داد. هدفی جز شکستن نفس خودش نداشت. مخصوصا زمانی که خیلی بین بچه ها مطرح بود.

بارها می دیدم ابراهیم، با بچه هایی که نه ظاهر مذهبی داشتند و نه به دنبال مسائل دینی بودند رفیق می شد. آنها را جذب ورزش می کرد و به مرور به مسجد و هیئت می کشاند. یکی از آنها خیلی از بقیه بدتر بود. همیشه از خوردن مشروب و کارهای خلافش می گفت. اصلان چیزی از دین نمی دانست. نه نماز ونه روزه به هیچ چیز هم اهمیت نمی داد حتی می گفت: تا حالا هیچ جلسه مذهبی یا هیئت نرفته ام. به ابراهیم گفتم: آقا ابرام اینها کی هستند دنبال خودت می یاری! با تعجب پرسید: چطور چی شد؟ گفتم: دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد. بعد هم آمد و کنار من نشست. حاج آقا داشت صحبت می کرد. از مظلومیت امام حسین(ع) وکارهای یزید می گفت. این پسر هم خیره خیره و با عصبانیت گوش می کرد. وقتی چراغ ها خاموش شد به جای اینکه اشک بریزه، مرتب فحش های ناجور به یزید می داد!!
ابراهیم داشت با تعجب گوش می کرد. یکدفعه زد زیر خنده. بعد هم گفت: عیبی نداره این پسر تا حالا هیئت نرفته و گریه نکرده. مطمئن باش با امام حسین (ع) که رفیق بشه تغییر می کنه. ما هم اگر این بچه ها رو مذهبی کنیم هنر کردیم. دوستی ابراهیم با این پسر به جایی رسید که همه کارهای اشتباهش را کنار گذاشت. او یکی از بچه های خوب ورزشکار شد.


قبل از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه ای در محل گروه اندرزگو برگزار شد.
من و ابراهیم و سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه در جلسه حضور داشتند. تعدادی از بچه ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند. اواسط جلسه بود، همه مشغول صحبت بودند که ناگهان از پنجره اتاق یک نارجک به داخل پرت شد!
دقیقا وسط اتاق افتاد. از ترس رنگم پرید. همینطور که کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیوار چمباتمه زدم!
برای لحظاتی نفس در سینه ام حبس شد! بقیه هم مانند من، هر یک به گوشه ای خزیدند.
لحظات به سختی می گذشت، اما صدای انفجار نیامد! خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه لای دستانم به وسط اتاق نگاه کردم. صحنه ای که دیدم باورکردنی نبود! آرام دستانم را از روی سرم برداشتم. سرم را بالا آوردم و با چشمانی که از تعجب بزرگ شده بود گفتم: آقا ابرام...!
بقیه هم یک یک از گوشه و کنار اتاق سرهایشان را بلند کردند. همه با رنگ پریده وسط اتاق را نگاه می کردند.
صحنه بسیار عجیبی بود. در حالی که همه ما در گوشه و کنار اتاق خزیده بودیم، ابراهیم روی نارنجک خوابید بود!
در همین حین مسئول آموزش وارد اتاق شد. با کلی معذرت خواهی گفت: خیلی شرمنده ام، این نارنجک آموزشی بود، اشتباه افتاد داخل اتاق!

دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل و حنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.

سرانجام در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او را ندید.

او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند.
@phys_basij
Post #252 134
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهید_ابراهیم_هادی
@phys_basij
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →