♨️ چگونه کارزار ایران علیه پایگاههای آمریکا به شکلگیری شبکه دفاعی نوین در خلیج فارس دامن میزند؟
🔻 گزارش تحلیلی المانیتور از تهران، به پیامدهای تصاعد حملات موشکی و پهپادی ایران علیه تأسیسات نظامی آمریکا در اردن و کویت میپردازد. گزارش استدلال میکند اصرار تهران بر «مشروعیت هدفگیری پایگاههای آمریکا بدون نقض حاکمیت کشورهای میزبان» کارآمدی خود را در منطقه از دست داده است؛ امری که به یک «حلقه بازخورد خطرناک» تبدیل شده و کشورهای عربی را ناخواسته به سوی ترتیبات دفاع جمعی منطقهای سوق میدهد. نویسنده ابعاد این اصطکاک و بنبست راهبردی را در سه محور تبیین میکند:
🔻 ۱. فرسایش تفکیک میان «پایگاههای آمریکا» و «حاکمیت میزبان»:
پاسخ تند عباس عراقچی به ایمن الصفدی و تأکید بر اینکه خاک و حریم هوایی اعراب در حمله اولیه به ایران به کار گرفته شده، نشاندهنده خط قرمز تهران است. با این حال، اصابت پرتابهها به خاک کویت و اردن مواضع دیپلماتیک پایتختهای عربی را سختتر کرده است. از نگاه پادشاهیهای خلیج فارس، نقض حریم هوایی، فعال شدن پدافندها، تعطیلی هوانوردی غیرنظامی و تهدید زیرساختها، تفکیک مدنظر تهران میان پایگاه آمریکایی و حاکمیت ملی را بیمعنا ساخته است.
🔻 ۲. شتابگیری نهادسازی در «پیمان مکه»:
این اصطکاک مستقیماً به کاتالیزوری برای تحکیم «پیمان دفاع مشترک مکه» میان ریاض، آنکارا و اسلامآباد تبدیل شده است. نشست اخیر کمیته راهبردی و دفاعی این پیمان نشان میدهد این سازوکار به سرعت در حال عبور از سطح نمادین و رسیدن به هماهنگیهای نهادی است تا در صورت تداوم سرریز حملات، چتری بازدارنده برای اعضا فراهم کند.
🔻 ۳. تناقض استراتژیک در محاسبات تهران و قانون بازده نزولی:
گزارش بر تناقضی بنیادین در دکترین ایران انگشت میگذارد: تهران سالها خواستار خروج قدرتهای فرامنطقهای و شکلگیری امنیت بومی (نظیر طرح صلح هرمز ۲۰۱۹) بود، اما استمرار ضربات به پایگاهها، پایتختهای محتاط عربی را به بازیگران فعال یک ائتلاف دفاعی جمعی بدل میسازد. تهران با قانون بازده نزولی روبروست؛ جایی که هر حمله برای تحمیل هزینه به واشینگتن، انگیزه همسایگان را برای تبدیل سازوکارهای کاغذی به یک ساختار عملیاتی علیه ایران دوچندان میکند.
https://www.al-monitor.com/originals/2026/09/how-irans-campaign-against-us-bases-forging-new-gulf-defense-network
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Post #5942
224