🔵 تاملی بر کارنامه مالی و بودجه صندوق تعاون و رفاه سازمان نظام پزشکی
🔹 از آرمان «حمایت صنفی» تا واقعیت «مالیگری بوروکراتیک»✍ دکتر کیوان حسینیمتخصص جراحی عمومی و فلوشیپ انفورماتیک بالینی
به نام خداوند جان و خردهمکاران فرهیخته، پیشکسوتان ارجمند و اعضای گرانقدر جامعه پزشکی ایران؛
▫️ نهادهای صنفی، تبلور خرد جمعی و پناهگاه مدنیِ یک پیکره حرفهایاند. در سنت دیرپای طبابت—که بر بنیاد اخلاق، ایثار و التیام رنج انسانها استوار است—تأسیس نهادی با عنوان
«صندوق تعاون و رفاه»، پاسخی به نیازی مبرم و تاریخی بود: کاستن از دغدغههای معیشتیِ طبیبان، صیانت از کرامت حرفهای در برابر تلاطمهای اقتصادی، و ایجاد تکیهگاهی امن تا طبیب جز دغدغه بالین بیمار، اندوه دیگری بر دوش نکشد.
▫️ اما هنگامی که اسناد مالی، ترازنامههای قطعی و پیشنویسهای بودجهای یک نهاد حمایتی ورق میخورند، عیار وفاداری آن به این آرمانهای بلند، نه در خطابه و شعار، که در آئینه شفافِ «اعداد و ارقام» نمایان میشود. ارزیابی منصفانه، دقیق و مستند عملکرد قطعی سال ۱۴۰۴ و لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ این صندوق، از شکافی عمیق میان
«فلسفه وجودی نهاد» و «منطق حاکم بر مدیریت منابع» پرده برمیدارد؛ شکافی که نادیده انگاشتن آن، فرسایش سرمایه نمادین و اعتماد جمعی را در پی خواهد داشت.
.
1⃣ بخش نخست
معمای سودآوری؛ آیا باروری مالی رخ داده است؟
.
▫️ مدیریت محترم صندوق با استناد به رقم ۵۷.۴ میلیارد تومانی سود خالص سال ۱۴۰۴، کارنامه خویش را توأم با توفیق و سودآوری قلمداد میکند. با این حال، پرسش بنیادین در دانش اقتصاد این نیست که «سود چقدر است؟»، بلکه این است که «این سود از کدام چشمه جوشیده و بهای تحقق آن بر دوش چه کسی نهاده شده است؟»
🔹
تحلیل ساختار درآمدی صندوق در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد:
عایدات ناشی از تسهیلات، کارمزدها و جرائم دیرکرد اعضا: ۴۱.۴ میلیارد تومان (قریب به ۴۹ درصد کل درآمدها)
سود ناشی از سپردهگذاری وجوه نزد شبکه بانکی: ۱۶.۰ میلیارد تومان (قریب به ۱۹ درصد کل درآمدها)
مجموع سهم درآمدهای پولی، بهرهای و منفعل: ۶۸.۴ درصد از کل درآمدها
▫️ به بیان روشن، نزدیک به هفتاد درصد از عایدات صندوق، نه حاصل نوآوری در خدمات رفاهی، نه ثمره چانهزنیهای بزرگ اقتصادی برای ارزانسازی سبد معیشت پزشکان، و نه زاییده سرمایهگذاریهای مولد، بلکه برآمده از دو مجرای به شدت انفعالی است: «بهره بانکی» و «ستاندن کارمزد و جریمه تأخیر از اعضا».
🔹
تراز مأموریتی؛ هنگامی که پرده اعداد کنار میرود▫️ چنانچه این درآمدهای صرفاً مالی و بهرهای را از ترازنامه جدا سازیم تا عملکرد صندوق در «مأموریتهای اصیل رفاهی» سنجیده شود، به نتیجهای شگفتانگیز میرسیم:
مجموع درآمدهای حاصل از خدمات بیمهای، سیاحتی، رفاهی و اجاره:۲۶.۹ میلیارد تومان
مجموع هزینههای اداری، عمومی، پرسنلی و مالیاتی: ۲۷ میلیارد تومان
تراز مأموریتی خالص: بیش از ۱۱۱ میلیون تومان زیان عملیاتی قطعی
▫️ این ترازنامه با بیانی بیرحمانه اما مستند گواهی میدهد که
صندوق در ایفای رسالت اساسی خویش نه تنها ارزش افزودهای نیافریده، بلکه سازمانی زیانده است که هزینههای دیوانسالاری روزمره خود را از محل اخذ بهره و جریمه از جامعه تحت پوشش خود—بهویژه پزشکان جوان و آسیبپذیر—تراز میکند. نامیدن چنین مکانیسمی با عنوان «سودآوری اقتصادی»، قلب معانی و تسامحی غیرقابل دفاع در ادبیات مالی است.
.
2⃣ بخش دوم
بحران نمایندگی و پارادوکس پاداشها
.
▫️ در علم حکمرانی شرکتی، پرداخت پاداش و تسهیم منافع تنها زمانی مشروعیت دارد که کارگزاران توانسته باشند بهرهوری سازمان را ارتقا بخشند و خدمتی ممتازتر، ارزانتر و دسترسپذیرتر برای جامعه ذینفعان فراهم آورند.
اما در بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵، هندسه تخصیص پاداشها ساز دیگری مینوازد:
سهم مدیرعامل از درآمدهای صندوق: ۴.۱۵ میلیارد تومان (رشد کمسابقه ۱۴۴ درصدی نسبت به سال قبل)
حقالزحمه و پاداش هیأتمدیره:۲ میلیارد تومان
مجموع پرداختیهای خاص به این دو رکن: بیش از ۶.۱۵ میلیارد تومان
▫️ این ارقام هنگفت در شرایطی پیشنهاد شدهاند که جامعه شریف پزشکی کشور زیر بار تورم سرسامآور، مالیاتهای سنگین و تعرفههای نامتناسب دستوپنجه نرم میکند. چگونه میتوان در نهادی که کارکرد رفاهی آن دچار ناترازی و زیان ساختاری است، چنین جهشهایی را در ردیف پاداشهای مدیریتی توجیه نمود؟
🔹
گره ناگشوده «تبصره ۱۹»؛ تعارض میان متن و جدول▫️ پیچیدگی مسئله آنگاه دوچندان میشود که متن مصوب تبصرهها را در برابر ارقام جدول بودجه مینهیم. در تبصره ۱۹ لایحه بودجه ۱۴۰۵، سهم مدیران نه به صورت عددی مقطوع، بلکه به شکل درصدی از کل درآمدهای عملیاتی تقنین شده است:
سهم مدیرعامل: ۵ درصد از درآمدهای عملیاتی
سهم هیأتمدیره: ۳.۵ درصد از درآمدهای عملیاتی