▪️نئورئالیسم و مولفههای آن (٣)
➖مولفههای سبکی:
• لوکیشنها و دکوردر فیلمهای "نئورئالیستی"، تأکید بر استفاده از " لوکیشنهای طبیعی " و واقعی است. برای دوری کردن از تصنع و نزدیک کردن روایت به واقعیت بیرونی معمولاً سعی میشود تا در نماهای داخلی هم از میزانسن بندی و چینش صحنه مرسوم در استودیوها پرهیز شود.
▪️
تصویربرداری و نورپردازیمعروف است که فیلمهای"نئورئالیستی" معمولاً قابهای ناآراسته و فی البداهه دارند. روسلینی در مصاحبهای در این باره میگوید " اگر به اشتباه نمای زیبایی بگیرم، حتماً هنگام تدوین آن را بیرون خواهم کشید ".معمولاً تصویربرداری به سبک فیلمهای مستند انجام میگیرد و دوربین سعی در نشان دادن واقعیت بدون دست کاری دارد. از این رو گاهی از دوربین روی دست استفاده میشود و تصویر مانند فیلمهای خبری، دانهدانه است و ظاهراً از نور طبیعی در آن استفاده میشود. در این سبک فیلم سازی، استفاده از عمق میدان به شدت رایج است و یکی از ویژگیهای سبکی برجسته این جنبش سینمایی است.
البته برخلاف تصور رایج، تمامی فیلمسازان این جنبش، پایبند این شیوه تصویربرداری و قاببندی نبودهاند و نمونه آن، قالبها قابهای چشم نواز و آراسته "ویسکونتی" در فیلم زمین میلرزد است. در واقع حتی وقتی فیلم برداری در لوکیشن واقعی صورت میگیرد، صحنهها دارای حرکات نرم دوربین، فوکوس دقیق و صحنه پردازی حساب شده در چند سطح هستند.
▪️
سایر مولفههامعروف است که در فیلمهای این جنبش سینمایی، برای ایجاد حس واقعی بودن روایت، از نابازیگران استفاده میشود. اما درواقع در اغلب موارد از شیوه "معجون" یعنی تلفیقی از "بازیگران حرفهای" و نابازیگران استفاده میشود. اما در تدوین، این فیلمها کاملاً منطبق با هنجارهای سینمای کلاسیک هالیوودی قرار دارند و همه چیز متعارف به نظر میرسد.
● در سال ۱۹۴۳ مجله «سينما» با احتیاطی بیشتر بیآنکه مستقیم با حکومت در افتد، دست به انتشار نوعی بیانیه نئورئالیسم زد:
• مرگ بر آیین و رسوم بدوی و تصنعی که بر قسمت اعظم تولیدات سینمایی ما حکم فرماست .
• مرگ بر آثار تخیلی و مضحکی که آدمی و مسائلش در آنها مورد بحث و دغدغه نیست .
• مرگ بر هر بازسازی واقعیت تاریخی یا فیلم ساخته شده از روی رمان که بر اساس یک ضرورت سیاسی به وجود نیامده باشد .
• مرگ بر آن سخنوری که میگوید همه ایتالیاییها از یک خمیر انسانی هستند و جملگی از یک احساس ناب شعلهور میشوند و همگی به یک اندازه بر مسائل زندگی آگاهی دارند.
این نفی در شیوه سخنوری فاشیستی که در نقدها و بیانیههای مجلههای سینمایی مخالفت به چشم میخورد ، در اواخر جنگ در آثار سینمایی «بلازتی»، «دسیکا» و «ویسکونتی» که با پایداری و مقاومت در برابر سانسور بوجود آمده بود، ظاهر شد. «آلساندرو بلازتی» از فیلم «چهار قدم در ابرها 1943» - موضوعی عادی اما واقعی و مربوط به دوره معاصر را به کار گرفت که خلاصۀ آن بدین صورت بود:
« تاجر کوچکی به سفر میرود و در اتوبوسی که بین روستاها رفت و آمد دارد با دختری خوشسیمایی روبرو میشود که از او میخواهد برای زمانی کوتاه نقش همسر را برایش بازی کند تا بتواند از چنگ پدرش بگریزد. این مسافر وحشتزده برخلاف میل باطنیاش با تقاضای او موافقت میکند و با این عمل خود را در موقعیت دشواری قرار میدهد که البته از آن رهایی مییابد اما تنها به این سبب که مجددا به خانه و زندگی یکنواخت و کسلکننده باز گردد. »
در این داستان، عناصر سنتی کمدیهای بومی به کار گرفته شده است . مثلا: «سفر با اتوبوس و همراه با آوازهای دسته جمعی و صرف مشروب فراوان الكلی که به تمامی به شکلی فولکلوریک عرضه میشود. آنچه در این میان جلب توجه میکرد، تنها جنبش و تحرک و خودبخودی کار کارگردانی نبود، بلکه به طور کلی این واقعیت که در مردی از طبقه متوسط که کاملا فاقد گیرایی است به قهرمان داستان در مرکز وقایع قرار میگیرد و زندگی روزمره یکنواخت و غم انگیز او (صبح ها از خواب برخاستن در خانۀ محقر اجارهای) به کمال ترسیم میشود.
🔗- [ادامه دارد..]🔗- (پایان بخش سوم)
📚 « نئورئالیسم چیست »
✍️ نویسنده: کامران شیردل
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 |
@Perspective_7