▪️درسهای کارگردانیِ تئاتر (۲)
▪️برگرفته از خاطرات هرولد کلرمن
فکر کردن به دکور به عنوان کپی از یک قصر واقعی اشتباه است. مهم، نوع واقعیتی است که نمایش، هدف قرار میدهد و هر نمایش، واقعیت خودش را [در دکور] داراست. در نمایش «ارزش» اثر «آرتور میلر»، اتاقی که بوریس ارنسون طراحی کرده بود، به طور مشخص واقعی بود ولی ارنسون با یک اتاق خالی، پر از مبلمان که آشکارا درهم و برهم بود، اتاق را طوری ساخت که به شکل مجسمهای که از گذر زمان صحبت میکرد در آمده بود.
مفهوم گرانبهایی که اکنون به یک زندگی خانوادگی رها شده مبدل شده بود: از هم پاشیدگی طبقۀ آسودۀ متوسط گذشته. اوضاع زندگی واقعی، امروزه بیش از اندازه و به طور مشخص به طرحهای آبستره تبدیل شده است ولی آبستره یا سبکزدا، باید چیزی از جوهرۀ یک نمایش را در میان بگذارد. یک طرح دکور نباید همه چیز را بگوید. نباید کاملاً اخباری باشد. دکور باید به عنوان یک عامل کمکی در خدمت پیام نمایش باشد، نه چیزی مستقل برای خودش.
دکور صحنه، یک عکس نیست، و نه عمدتا یک دکوراسیون. تماشاگر به دکورهایی کشش دارد که زیبا یا قابل تحملاند. رابرت ادموند جونز، یکی از پیشگامان زمان خودش، نظرش دربارۀ دکور، متناسب با حال و هوا و محیط معنویای که نمایش در آن غرق میشود، بود. او میگفت «دکور صحنه، پسزمینه و یا دورنما نیست، بلکه یک محیط است.» طرح های خودش مخالف هر دو بود، ارائهای سنتی از اتاقهای نشیمن، قصرها، مناظر بیرونی و غیره که بطور عادی در اواخر قرن نوزدهم استفاده و بیشتر پر از جزئیات واقعگرایانه بود. امر مهم در طراحی نوین صحنه، استفادۀ درست از فضاست. اولین کوشش طراحان امروز، برآوردن خواستههای متفاوت در بازی و حرکت است. بعضی از طراحان، از دکور بعنوان ماشینی برای بازیگر نام بردهاند. پس نباید بخاطر بازی و حرکت، از فضا و زمان و مکان و عوامل زینتی، چشمپوشی کرد.
گهگاهی گفته شده جدا از صرفۀ اقتصادی ممکن است، حذف دکور به نفع تئاتر باشد. اما تئاتر همیشه دکور داشته است. تماشاگر همیشه چیزی میبیند و آنچه میبیند ناگزیر بیانگر نوعی عقیده است که باید عملکردی پر معنی از خود نشان دهد. چنان که ارنسون یکبار محتاطانه اظهار داشت: یک صحنۀ خالی برای طراحی خیلی سختتر از هر چیز دیگر است.»
شماری از راه کارهای برشت اکنون امری عادی شده است. او هرگز خودش را اسیر سُـنتِ پرده نکرد و رد و منابع نوری صحنه را نیز پنهان نساخت. استفادهاش از مبلمان اندک بود. او فقط از نور سفید استفاده میکرد. پس زمینۀ دکور نمایشهایش معمولاً کم و بیش خنثی بودند و یا درگیر نبودند. او امید داشت تماشاگرانش آگاه باشند در یک تئاترند، که در نتیجه بهانهای برای تقلید از طبیعتگرایی وجود نداشته باشد. بالاتر از همه، او آرزو داشت تماشاگرانش را وادار سازد نمایش را در آسودگیِ عینی ببینند به جای آنکه به وسیلۀ آنچه که او میپنداشت طمطراق کاذب صحنهای است، گیج شوند. هدف اصلی او، صراحتاً، هدایت توجه تماشاگر به آنچه بازیگر میگفت یا نشان میداد، بود.
در عین حال، دکورهایش در واقع دکور تیو اوتو) در ارزشیابی نهایی، جذاب و هم غنی بودند. یک منتقد پاریسی مشاهده کرده بود که چندصد سایۀ قهوهای در دکور تئاتر «ننه دلاور» وجود داشت. دیوار پسزمینه، در سرتاسر «گالیله»، از جمله قسمتهای بیرونی با ورقههای نازک برنزی پوشیده شده بود که آرامش رنسانسِ ایتالیا را به خاطر میآورد. وسیلۀ امرار معاش «ننه دلاور» یعنی گاریِ او، بادقت فراوان به صورت وسیلهای کهنه و فرسوده درآمده بود که نمایشگر آوارگی دراز مدت او در سرتاسر اروپا و نماد زندگی اش بود.
البته باید گفت که مطلقاً هیچ اشکالی به صحنۀ «قاب عکسی» قدیم که صحنه، روی سکویی بلند و به وسیلۀ قاب کمانی از تماشاگر جدا شده و در داخل آن دکور را قرار میدهند، وارد نیست. این اماکن تئاتری از احتیاجات جامعهای که نمایشها به حد درجۀ نیازشان نوشته میشدند، توسعه می یافت. نمایشنامه و معماریِ تئاتر، تقریباً همیشه از رحم واحدی تولید نسل کردهاند.
صحنۀ «قاب کمانی»، سالهاست که در خدمت تئاتر بوده و به همین شکل در آینده نیز خواهد بود. برشت و هنرمندان غیر واقعگرا در میان نمایشنامهنویسان از آن بدون هیچ شرمساری هنری استفاده کردهاند. اما در مورد بعضی از محصولات تئاتری، نه تنها کمک نکرده، بلکه مانع پیشرفتشان نیز شدهاست. امروزه برای معرفی شکلهای نوین نمایشی و برای راههای تازهای که ما به وقوع آنها معتقدیم مکانهای تئاتری قدیم ابزارهای غلطی هستند.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « دربارۀ کارگردانی »
✍️| نوشته: هرولد کلرمن
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
Post #824
251