▪️درسهای کارگردانیِ تئاتر (١)
▪️برگرفته از خاطرات هرولد کلرمن
محصول تئاتری هیچگاه تقسیم شده و بخشبخش و به ترتیب پیش نمیرود، در یک زمان تقریباً چندین کار با هم انجام میگیرد. کارگردان، نویسنده و تهیه کننده (سه یار همیشگی، در تئاتر آمریکا) ممکن است در طول بحث و گفت و گو روی نمایشنامه، شروع به انتخاب بازیگر کنند. بعد از اینکه دربارۀ ماهیت نمایش تصمیم گرفته شد (سبک و ستون فقرات آن)، کارگردان شروع به مطالعات دقیقتر که شامل طرح و برنامهریزی صحنه به صحنۀ ساخت است میکند. برای تأثیر بیشتر در این خصوص او ترتیب مذاکرات مشورتی با طراح کل محصول را میدهد.
در این روش راه کارهای متفاوتی وجود دارد. خارج و داخل برادوی جایی که زمان تمرین برای یک نمایش معمولی با یک موزیکال متفاوت است - یعنی سه هفته و نیم یا بیست و پنج روز قبل از پیشتماشا - برای نمایش معمولی، طراح باید شش هفته قبل از شروع تمرینات دست به کار شود. در صورتی که کمپانیهای خارج از کشور و بعضی از تئاترهای منطقهای خودمان، ساختن دکور، دوختن لباس به انضمام طراحی و جمعآوری بعضی از لوازم فرعی (آکساسوار) مثل مبلمان، پارچههایی که باید با آن دکور را تزیین کرد و لوازم دستی را در درون خود تئاتر انجام میدهند. همۀ این تهیه و تدارکات در تئاتر حرفهای ما به کمپانیهای خصوصی سفارش داده میشود که معمولاً کارگاهشان در فاصلهای دور از تئاتر است و در عین حال در همان کارگاهها محصولات دیگری برای مدیریتهای مختلف در حال تهیه است، که باید برای شب گشایش آماده شوند؛ برخوردی عجولانه.
در بعضی از تئاترهای اروپا برای مثال گروه برلینر طراح، تقریباً در تمامی تمرینات برای مشاهده جزئیات حرکتی و یا ریزهکاریهای بازی که به وسیلۀ کارگردان و بازیگر به دست آمده حضور مییابد. بنابراین طراح مجبور به تعیین نقشۀ اصلی - جایگذاری سکوها، قطعات دکور، لوازم مورد نیاز و غیره -، قبل از اینکه او فرصت حضور در تمرینات را داشته باشد، نمی شود. نقشۀ اصلی از نظر فنی عامل مهمی در دکور است. طرح هنرمند در تئاتر این کشورها مانند دوخت لباس سفارشی است. در کشور ما، بازیگران و کارگردانان مجبورند دکوری را که قبل از شروع اولین تمرینات، طراحی و از پیش ساخته شده را در فضای نمایش جا داده و خودشان را با آن وفق دهند. در آثارم به بازیگران (و احتمالاً در بیشتر آثار دیگر) قبل از اینکه دورخوانی دستهجمعی نمایش را آغاز کنند همیشه یک مدل به مقیاس نیم و یا یک چهارم اینچ، نشان میدهم. خود دکور به ندرت تا آخرین روزهای تمرین روی صحنه قرار میگیرد. دیدن دکور به بازیگر کمک میکند تا فضای نمایش را در ذهنش مجسم کند.
کوتاهی دورۀ تمرینات در تئاتر ما، نتایج اسفناکی داشته است. یکی از آنها استقلال نامطلوب طراحان است. آنها به کرار با اطلاعات ناکافی و ناقص از اینکه قرار است چه استفادهای بازیگر از دکور آنها کند، محدودیتهای فیزیکیشان چیست و از آنها چه کاری درخواست میشود، میزهای طراحیشان را در آغوش میگیرند. قسمت اعظم حرکات یک نمایش در طول تمرین شکل میگیرد. از آنجا که طراح قادر به این پیشبینی نیست، فوریت بازیگر در کشف خرده بازی صحنه ممکن است به وسیلۀ دکور محدود شود. دکور صحنه باید با عملیات نمایش تنظیم شود نه برخلاف آن.
انتخاب طراح، یکی از مسؤولیتهای کارگردان است. من پیش از این به یک مورد که تهیه کننده و نویسنده طراحی را قبل از انتخاب کارگردان برگزیده بودند، اشاره کردم. کارگردان منتخب با دیدن طرح کامل دکور که از قبــل زیــر ساختمان بود، ناگهان متوجه شد که آن طرح به جای کمک، مانع کار او خواهد شد.
کارگردان به طراح امر نمیکند او به عنوان راهنمای طراح، منتقد و اگر ممکن باشد، یک مشوّق است. او دربارۀ بینشاش از نمایش، با طراح گفتوگو و مشکلات فنی پیشبینی شده را معین میکند. مثلاً، او دستور ساختن یک دکور آبی رنگ را نمیدهد یا مستبدانه روی بعضی از دستگاههای مکانیکی خاص مانند صحنه چرخنده یا صحنه تاشو یا روی نوعی سایکولورامای خاص تصاویر پروژکت شوند، پافشاری نمیکند. او توصیف میکند که دکور باید چه نقشی را ایفا کند تا نیازهای محصول تئاتری را تأمین کند. او یادداشتهایی مینویسد که طراح باید ژرفسنجی کند. (این نیز کلید رابطۀ بازیگر و کارگردان است که این موضوع را به بعد موکول میکنیم)
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « دربارۀ کارگردانی »
✍️| نوشته: هرولد کلرمن
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
Post #812
268