▪️پیکر تراشی در تمدن سومر
▪️هنر و معماری (خاور نزدیک کهن)
میدانیم که در میان نقاشیهای درون غارها، تصویر انسان تقریباً هیچگاه دیده نمیشود؛ او هنوز به عرصه خود آگاهی گام ننهاده است. گر چه تصویر انسان عملا در نقاشیهای پناهگاهی شرق اسپانیا ظاهر میشود. این نمایش جنبهای صرفاً طرح گونه دارد و نوعی خط تصویر نگاری به شمار میرود. بدین ترتیب تدارکی برای آفرینش سردیس زیبای زن از وارکا دیده نمیشود. اصل و نسب این سردیس ناشناخته است و چون در نخستین دوره پیدایش خط ساخته شده سردیس کاملی نیست بلکه چهرهای از مرمر است که برای نصب در زمینهای چوبی و احتمالاً گذاشتن گیسوانی زرتار بر آن آفریده شده است.
کاسههای گود کرههای چشم و دو چشم این سردیس از صدف یا سنگ رنگی شده بود. موضوع یا جنسیت آن (الهه. كاتب زن ملکه؟) شناخته نیست ولی بیاطلاعی ما از آن و از تاریخچه این سردیس با وجود شکستگیهای ناشی از گذشت زمان و حوادثی که بر آن گذشته چیزی از ستایشی که باید از ظرافت نمایش حالت و بیان چهره مزبور به عمل آوریم نمیکاهد.
قالب گیری صاف و نرم گونهها احساس برانگیز بودن دهان تردیدی که در تشخیص ملاحت و دلتنگی به بیننده دست میدهد او را نه فقط در نظر ما به شخصی فریبنده و اسرار آمیز تبدیل میکند بلکه حکایت از چنان پیشرفت و مهارتی در کار هنرمند دارد که از حد انتظار ما برای آن زمان فراتر میرود. در سردیس متعلق به «وارکا» بیننده بیدرنگ متوجه بزرگی بیتناسب چشمها میشود. این ویژگی گروه بزرگی از پیکرههایی است که از «تل اسمر» به دست آمده اند. [تصویر زیر]
علت این سنت را که نه تنها سومری نیست بلکه در سراسر هنر باستانی ظاهر میشود فقط میتوان حدس زد. احتمالا مدتها پیش از آنکه ارسطو بگوید آنچه آدمی را از جانوران متمایز میگرداند عقل اوست و حس بینایی «منطقی»ترین حس است، انسانها متوجه قدرت گیرایی فریبایی و خواب آوری مصنوعی چشم در جهت هدفهای شریف یا پلید شده بودند. مردم در جهان باستان همچون امروزه از «چشم بد» یا پلید میترسیدند. در اعتقادات مردم و بخشی از فرهنگ عامه آمده است که اگر میخواهید به نیات و شخصیت کسی پی ببرید «یکراست در چشمانش بنگرید» و شاید استفاده از عينك تيره (كه وقتى بزرگترش کنید به طرز شگفت آوری سومری میشود!) وسیله ای برای دفاع از خود و نشانی از پوشیدگی رمزآمیز و جالب باشد.
در نظر هنرمند جهان باستان چشمها که «پنجرههای روح» پنداشته میشدند تداعیهای بیشماری داشتهاند. چشمان بزرگ با نگاه خیره ثابت همه چیز را میبینند و تصویر چهره از روبرو با دو چشم که دیدن انسانی را از دیدن حیوانی صرف متمایز میگرداند، نشانه هشیاری و بینایی مطلق و علم خدایان به همه امور و تضمین عدالت است. در قراردادی شدن چهره انسان، بینایی به خصلتی انسانی به معنی اخص واژه - در معنی جسمانی و معنی پردامنهتر عقلی معنوی و خداگرایانهاش - تبدیل میشود. بینایی خداگونه به عنوان شالوده قانون و عدل آشکارا در روایات قانونگذاران بزرگ دنیای کهن مانند حمورابی، بابلی، موسی، لوکورگوس اسپارتی، و سولون آتنی دیده میشود.
گرچه این امکان وجود دارد که هيچ يك از اندیشههای ما به ذهن هنرمند آفریننده پیکرههای «تل اسمر» راه نیافته باشد، وجود مختصری ارتباط بینایی با نیروهای فوق طبیعی را از اینجا میتوان دریافت که چشمهای دو پیکره بزرگ که از روی نشانههای نقش بسته بر پایههایشان به عنوان خدا شناخته شدهاند نیز نسبت به سرهایشان از همه بزرگترند. از بقیه پیکرهها، كوچك اندامها معرف پرستندگان؛ بزرگ اندامها معرف کاهنان؛ و كوچكترها معرف انسانهای کوچک اندامند. اینان هم که دستهایشان را به حالت دعا بر سینههایشان برهم فشردهاند، با چشمان درشت خویش چنین مینمایند که در حضور خدایان خود حالتی از ترس آمیخته به احترام به ایشان دست داده است.
هدف از این پیکرههای نذری این بود که به نمایندگی از طرف اهداکنندگانشان برای همیشه به درگاه خدایان سپاس بگزارند، و بدین ترتیب، نگاههای خیره و گشاده چشم ایشان را میتوان نمادی از بیداری و هوشیاریِ ابدی ایشان در صورت تمایل به انجام و اجرای وظایفشان تلقی کرد.
▫️ پیکرههای کوچک اندامی از معبد اَبو، تل اسمر حدود ۲۷۰۰-۲۵۰۰ ق.م، از جنس مرمر، بلندترین پیکره حدود ۷۵ سانتیمتر. واقع در موزۀ عراق، بغداد، مؤسسۀ شرقی دانشگاه شیکاگو
📚| کتاب « هنر در گذر زمان »
✍️| نویسنده: هلن گاردنر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
Post #806
279