▪️تکوین زیباشناسی (۳) [پایان]
▪️نویسنده: محمدرضا ابوالقاسمی
وقتى كانت حکم زیباشناختی محض را از هرگونه مفهوم متعین شناختی و علاقه محدود فردی منزّه میکند و بازی آزاد متخیله و فاهمه را رکن هرگونه بهجت زیباشناختی در نظر میگیرد، در واقع زمینه فکری تبدیل امر هنری به امر تفسیری را فراهم میآورد. به بیان دیگر، و با تکیه بر تعابیر خودِ کانت، میتوان چنین گفت که نه علمی از امر هنری، بلکه فقط تفسیر آن وجود دارد علمِ امر هنری به همان دلیلی امکانناپذیر است که کانت برای امکانناپذیری علم امر زیبا مطرح میکند.
به این معنا که برخلاف علم، نمیتوان «با دلیل» (durch Beweisgrande) ثابت کرد چیزی هنر است، بلکه فقط از طریق تفسیر میتوان شأن هنری را به چیزی بخشید. کانت میگوید: «همانگونه که گاهی اتفاق میافتد، وقتی کسی در زمینهای باتلاقی جست وجو میکند و تکه چوبی تراشیده مییابد نمیگوید این چوب حاصل طبیعت است، بلکه میگوید محصول هنر است. علتی که آن را به وجود آورده غایتی را در نظر داشته که چوب مذکور صورت خود را مدیون آن غایت است.»
به این ترتیب کانت در همان قرن هجدهم تشخیص فرم هنری و غایت ممکن آن را به مخاطب وا میگذارد، چندان که گویی تفسیر مخاطب مشخص میکند آفرینندۀ اثر چه غایتی را از خلق آن در نظر داشته است. به بیان دیگر، فرم فینفسه و فارغ از تفسیر به چیزی دلالت نمیکند یا، بنا بر گفته مشهور كانت، «غایتمندی بیغایت» است.
خلاصه آن که موازی با مسیر تکوین هنر از امر تصویری به امر تجسمی - و - به امر تفسیری، نقش مخاطب در تفویض معنا به ابژه هنری از طریق تفسیر آن پررنگتر میشود. اگر زمانی مهارت صانع و ظرافت مصنوع معیار هنر بود، در دوران معاصر توانایی مخاطب در یافتن تفسیرهای مرجح و موسع مشخص میکند چه چیزی هنر است یا غایت اثر هنری چیست.
وقتی هر چیزی میتواند هنر باشد مشروط بر این که در چارچوب تفسیری معنایی/غایتی پیدا کند، هنر به منزلهٔ پدیدۀ مولودِ خلاقیت و اصالت یکتای هنرمند به پایان میرسد. این پایان البته خیلی پیشتر فرارسیده بود؛ زمانی که هنرمندان آوانگارد امر هنری را از امر زیباشناختی تفکیک کردند و علاوه بر خلاقیت و اصالت، زیبایی را نیز از دایره هنر بیرون گذاشتند.
با این همه، میتوان پیشبینی کرد که به اقتضای بسط دیالکتیکی، هنر از دل امر تفسیریِ چیزی ظهور خواهد کرد که در نهایت همین محوریت تفسیر را نیز نفی میکند. چه بسا نفی امر تفسیری با بازگشت قدرتمندانهتر امر تصویری و تجسمی به قلمرو هنر مقارن باشد. بازگشتی که شاید بتوان همین حالا پرتوهایش را در افق این قلمرو مشاهده کرد.
📚| کتاب «زیباشناسی»
✍️| نوشته: الیان اسکوبا
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
Post #785
253