● میراث یوهان سباستین باخ
● به بهانه سالمرگ وی
شهرت باخ در سالهای پایان زندگی و پس از مرگ، اُفول کرد و آثار وی در مقایسه با آثار نوپدید سبک کلاسیک، کهنه تلقّی گشت. با وجود این، وی هیچگاه فراموش نشد چرا که همواره از او بهعنوان یک نوازنده، معلّم (و البته آهنگساز) و پدر فرزندانش (بخصوص کارل فیلیپ امانوئل باخ) یاد میشد.
در این دوران آثاری از وی که بیش از دیگر آثار از آنها قدردانی گردید و به آنها توجه شد، آثار برای سازهای کلاویهای بود که در این حوزه دیگر آهنگسازان همواره استادی وی را تصدیق کردهاند.
موتزارت، بتهوون و شوپن در میان مهمترین ستایندگان وی بودند. در ملاقاتی از کلیسای سنت توماس در لایپزیک، موتزارت اجرایی از یکی از موتتها (BWV 225) را شنید و از تعجب بانگ برآورد: «اینک چیزی که بتوان از آن آموخت».
زمانی که بخشی از موتت را برای مطالعه به وی دادند، «موتزارت روی نزدیکترین صندلی نشست، در حالی که بخشهای اثر در اطرافش پخش بود، [برخی از] آنها را در دو دست وی و [برخی] روی زانوانش قرار داشت. او همه چیز را فراموش کرده بود و تا زمانی که تمام اثر سباستیان باخ را بررسی نکرد، برنخاست».
بتهوون نیز از علاقهمندان باخ بوده است. وی در کودکی «کلاویهٔ خوشکوک» را آموخت و بعدها باخ را «نیا و طلایهدار هارمونی» (Urvater der Harmonie) و «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» (nicht Bach, sondern Meer)، بازی کلامی با "Bach" که به معنای «جویبار» است) خواند.
همچنین، شوپن پیش از کنسرتهایش خود را در اتاقی محبوس میکرد و آثار باخ را مینواخت. در نهایت به نظر میرسد بسیاری از آهنگسازان پیشگفته و دیگرانی چون رابرت شومان و فلیکس مندلسون پس از شنیدن آثار باخ به سبکی کنترپوآنیتر در تصنیف موسیقی روی آوردند. احیای شهرت باخ نزد بخش وسیعتری از افراد، تا حدودی به دلیل زندگینامهای بود که یوهان نیکلاس فورکل در سال ۱۸۰۲ نگاشت.
بتهوون نیز این کتاب را خوانده بود. گوته به نسبت دیگران دیر با آثار باخ آشنا گردید. این آشنایی از طریق مجموعهای از آثار برای کلاویه و آثار آوازی اجراشده در شهر باد برکا در تورینگن به سال ۱۸۱۴ و ۱۸۱۵، روی داد. در سال ۱۸۲۷ وی در نامهای تجربهٔ شنیدن موسیقی باخ را «هارمونی جاودانی در گفتگو با خود» توصیف کرده است.
اما بیشترین تلاشها برای زنده نمودن شهرت فراموششدهٔ باخ توسط فلیکس مندلسون انجام گرفته است. وی در سال ۱۸۲۹، پاسیون به روایت متای قدیس را در برلین اجرا نمود. هگل که در میان شنوندگان این اجرا حضور داشته است، بعدها باخ را چنین توصیف میکند؛ «باشکوه، یک پروتستان واقعی، قوی و میتوان گفت نابغهای فرزانه که تنها تازگیها قدردانی از ارزش واقعی او را بازآموختهایم»
ترویج آثار باخ توسط مندلسون و رشد مجدد قَدر و قیمت این آهنگساز در سالهای بعدی ادامه یافت. انجمن باخ (Bach Gesellschaft) در سال ۱۸۵۰ با هدف معرفی و ترویج آثار وی بنیان نهاده شد. این انجمن در طول نیمقرنِ پس از تأسیس، مجموعهای جامع از آثار آهنگساز را منتشر نمود.
📚 کـتاب «زنـدگی بـاخ»
▪️نویسنده: ویلیامز پی
▪️انتشارات دانشگاه کمبریج، (۲۰۰۴)
👤| #Bach
🎶| #About_Music
🌀| @Perspective_7
Post #1370
220