پل ورهوفن:
• درباره فیلم دختران نمایش (۱۹۹۵)
« یادم میآید، درباره شرکت در مراسم تمشک طلایی برای دختران نمایش، نشسته بودم و با خودم فکر میکردم «هیچکس انتظارش را ندارد و احتمالاً انجامش ناخوشایند خواهد بود، اما چرا که نه، برویم ببینیم چه میشود! » اولش هیچکس نمیدانست من آنجا هستم. آنها هم مدام صحنههایی از فیلم را پخش میکردند و همه میخندیدند. اما وقتی شروع به دادن جوایز کردند، در کمال تعجب، من بلند شدم تا آنها را بگیرم ! (...) آن شب مجبور شدم هفت بار به آنجا بروم. آنهم برای جوایز بدترین کارگردان، بدترین فیلم، بدترین موسیقی، بدترین بازیگری و همینطور ادامه پیدا کرد... کاملاً فوقالعاده بود زیرا تا پایان شب مردم جیغ میزدند و میخندیدند و دست میزدند. این یک تجربه واقعاً عالی برای من بود. (...) در این مورد، فکر میکنم شرکت در مراسم تمشک طلایی و «گرفتن گونه دیگر جایزه» کاملاً کار درستی بوده، زیرا برای من مثل یک تخلیه روانی بود و احساس میکردم این پایان کل مارپیچ منفی است، انگار که همه چیز پاک شده باشد. و یادپ است به محض اینکه از آن اتاق بیرون آمدم، به نوعی احساس تطهیر میکردم. »
👤| #Paul_Verhoeven
🌀| @Perspective_7
Post #1348
208