TGViewer
تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی تأملات علمی‌تخیلی و فانتزی @persiansff · 1.94K subscribers
Post #159 1.63K
ادامه از بالا ⬆️
و اما ادبیاتِ علمی‌تخیلی و خیام: تا جایی که دیده‌ام از نویسنده‌های نسلِ جدید فقط ان کی جمیسین (N K Jemisin) در یکی دو مصاحبه‌اش گفته خیام را دوست دارد و شاعرِ محبوبش می‌داند. اما تا اواخرِ عصرِ طلاییِ علمی‌تخیلی و کمی هم بعد از آن، خیام در بین نویسنده‌های قدیمی شناخته‌شده‌تر و پرطرفدارتر بود. مثلاً استن لی و بِن بوُوا و جک وَنس و رابرت ای هاوارد خیام را (از) ادیب(های) محبوب و الهامبخش‌شان می‌دانستند. اینها سوای بیست سی اشاره‌ی دیگری است که تا الان در آثارِ قدیمی‌ها خوانده‌ام؛ یعنی خیلی نویسنده‌های دیگر هم دوستش داشته‌اند یا او را خوب می‌شناخته‌اند و پای او را به داستان‌هایشان باز کرده‌اند. (متأسفانه سوادِ من به علمی‌تخیلیِ کشورهای آنگلوساکسون قد می‌دهد و از علمی‌تخیلی‌نویس‌های زبان‌های دیگر آن‌قدرها نخوانده‌ام که به دردی بخورد.)

در این بین، یادی هم کنم از رمانِ درخشانِ احتمالات: قمر (Probability: Moon) نوشته‌ی نانسی کرس (Nancy Kress) که در آن شعرهایی از سعدی و حافظ و ناصرخسرو و مولوی آمده اما خبری از خیام نیست. (اگر یادتان باشد در مورد این کتاب، مختصری اینجا حرف زده بودم.)

‌1) اولین باری که دیدم یک علمی‌تخیلی‌نویس اسمِ خیام را آورده (نه اینکه مترجمش به ضرب و زور چپانده باشد)، در داستانِ بلندِ “A Momentary Taste of Being” نوشته‌ی جیمز تیپ‌تری (James Tiptree, Jr) بود که یکی از بهترین داستان‌های این نویسنده‌ی نازنین و تکرارنشدنی است. نامِ داستان تکه‌ای از یک رباعیِ خیامی-فیتزجرالدی است:
A Moment’s Halt… a momentary Taste / Of Being from the Well amid the Waste… / And Lo! the phantom Caravan has reach’d / The Nothing it set out from… Oh, make haste!
که گویا معادلِ این رباعی می‌شود:
این قافله‌ی عُمْر عجب می‌گذرد / دریاب دَمی که با طَرَب می‌گذرد / ساقی، غمِ فردای حریفان چه خوری؟ / پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد. (این خیامانه‌ی درخشان احتمالاً مالِ خودِ خیام نیست، بلکه یکی از پیروهای گمنامش سروده.) ترجمه‌ی فیتزجرالد از این رباعی در ابتدای داستانِ بلند می‌آید. اسمِ داستان از دو سطرِ ترجمه برداشته شده و همان‌طور هم که می‌بینید دست‌کم از نظر ساختاری با معادلِ فارسی‌اش فرقِ زیادی دارد. بااین‌حساب، شاید بد نباشد اسمش، یعنی “A Momentary Taste of Being”، به چیزی ترجمه شود مثل «دمی از عمر».

«دمی از عمر» داستانِ فضاناوی است که زمین فرستاده تا سیاره‌ای سکونت‌پذیر برای جمعیتِ مازادِ خود پیدا کند و بعد آن فضاناو پیغام بفرستد تا مهاجران راهی بشوند. از یکی از گروه‌های اکتشافی فقط یک عضو به فضاناو برمی‌گردد و ادعا می‌کند سیاره‌ای یافته‌اند که از زمین هم برای سکونتِ انسان مناسب‌تر است. اما حرف‌هایش تناقض‌هایی دارد و شکِ بعضی از خدمه را برمی‌انگیزد.

2 تا 5) استفن کینگ (Stephen King) داستان‌کوتاهی دارد به نامِ “The Moving Finger”. داستانِ قشنگی است از ژانرِ وحشت درباره‌ی مردی که یک روز می‌بیند از کاسه‌ی روشوییِ دستشویی‌شان یک انگشتِ آدمیزاد بیرون زده. خودِ موضوعِ قصه خیامی نیست، اما اسمِ داستان از تصویرِ «حرکتِ انگشت» در این رباعیِ خیامی-فیتزجرالدی اقتباس شده:
The Moving Finger writes; and, having writ, / Moves on: nor all thy Piety nor Wit / Shall lure it back to cancel half a Line, / Nor all thy Tears wash out a Word of it.
قبل از آنکه بگویم اصلِ رباعی چه بوده، این را بگویم که اصطلاحِ “Moving Finger” در انگلیسی تعبیرِ ادبیِ مشهوری به حساب می‌آید که به همین رباعی تلمیح دارد. هنوز هم رایج است. استعاره‌ای است از قضا و قدر و بیشتر از آن استعاره‌ای از تغییرناپذیری. تصویرش در انگلیسی هراس‌انگیزتر و وهمناک‌تر از معادلِ فارسی‌اش از آب و گِل درآمده. ولی شاید اگر معادلِ فارسی‌اش ازیادرفته و قدیمی نمی‌بود، به‌اندازه‌ی ترجمه‌ی انگلیسی‌اش شاعرانه از کار درمی‌آمد:
از رفته‌قلم هیچ دگرگون نشود / وز خوردنِ غم به‌جز جگر خون نشود / هان تا جگرِ خویش به غم خون نکنی / هر ذره هرآنچه هست افزون نشود. (بعضی منابع نوشته‌اند شاعرِ واقعی‌اش بابا افضل کاشانی است.)
«رفته‌قلم» یا «قلمِ رفته» اشاره دارد به تقدیری که نصیبه‌ی آدمی شده و هیچ تغییری نمی‌توان در آن داد. این عبارت یا صورتِ فعلی‌اش «رفتنِ قلم» گویا در فارسی سابقه دارد و کسانِ دیگری هم به همین معنا استفاده‌اش کرده‌اند، مثلاً ناصرخسرو گفته: اگر کار بوده‌ست و رفته قلم / چرا خورد باید به‌بیهوده غم. [نکته: البته احتمالش هم هست که رباعیِ فیتزجرالد ترجمه‌ی این خیامانه یا متأثر از آن باشد: زین پیش نشانِ بودنی‌ها بوده‌ست / پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده‌ست // اندر تقدیر آنچه بایست بداد / غم‌خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده‌ست. اما آن یکی به نظرم محتمل‌تر است.]

ادامه‌ی مطلب ⬇️
@PersianSFF
‌
  • ❤ 28
  • 👍 5
More from @persiansff
  1. Aug 16, 2026چند سؤال و نکته در این چند ماه، دو سه نفر از دوستان سؤال‌هایی پرسیدند که شاید بد نباشد جوا…
  2. Aug 16, 2026علمی‌تخیلی و تعریف آن چند روز پیش، دوستانِ کانالِ قلمرو ع.ت.ف یک قسمتِ پادکست‌شان را منتشر…
  3. Jul 11, 2026بعدی فرزین جان سوری مقاله‌ای نوشته به اسمِ «در جست‌وجوی موج بعدی علمی‌تخیلی: به نظر شما سا…
  4. Jul 9, 2026آداش: خیال‌پردازیِ فانتزی روی یک کلمه تاریخِ سرّی (secret history) زیرژانری از علمی‌تخیلی…
  5. Jul 6, 2026ادامه از بالا ⬆️ تا جایی که یادم می‌آید در رمان‌های The Man in the Maze و Across a Billion…
  6. Jul 6, 2026رابرت سیلوربرگِ بیچاره مدتی پیش، دوستی پرسید چرا کسی رابرت سیلوربرگ ترجمه نمی‌کند. وقتی به…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →