TGViewer
پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی پهرست - درگاه زبان و ادب پارسی @pehrest · 15 subscribers
Post #888 15
نوشته :‌ دکتر فربود شکوهی (جلوه)
نَسک : واژه و فلسفه

پویایی سَخُن‌گَردانی : واژه در میدان نیروهای گزارشی
واژه بَرسانِ سنگی نیست که چِمَش را بَر آن بِکَندَند؛ واژه بَرسانِ کویری است که بادهایِ بی‌پایانِ ‏سَخُن‌گَردانی بر آن بِوَزَند و هر بار بر آن چِمِ نُوِی را بِکَنَند. سَخُن‌گَردانی، نیرویی است که واژه را از قَفسِ ‏چِم‌هایِ بَسته بیرون بِکَشَد و به جِهانِ فراخِ خواننده بِسپارَد.‏
واژه بَرسانِ تخمی است که در خاکِ ‌اندیشة/سِگالِة هر کَس به شیوه‌ای دیگر بِرُویَد؛ همین است که دو-تَن ‏یَک-واژه را یَک-سان نَشنَوَند. سَهمانی که امروز آرام بِنِمایَد، بِتوانَد که فَردا خَشم بِآفرینَد؛ سَرُودی که دیروز ‏راز بِبُود، بِتوانَد که امروز آیینه بِشُوَد؛ واژه‌ای که در دهانِ یَکی زَخم-و-ناسُور بِزَند، بِتُوانَد که در دهانِ دیگری ‏زخم‌بَند بِباشد. این گسترة بی‌سامانِ سَخُن‌گَردانی است، گستره‌ای که نِشانِ زِیَنده‌بُوِشِ زبان است.‏
سَخُن‌گَردانی در پیوند با پیشینه-و-فرهنگ-و-تَن-و-رُوان-و-هَراس‌ها-و-آرزوها-و-گاه‌شُمارِ کَس زاده بِشُوَد. ‏هر کَس واژه را بِپیوَندَد با آن ‌چه در اندرون خود بِدارد. از است که واژه بَرسانِ چراغی است که در دست هر ‏کَس، نُورِ دیگری بِپَدیدَد.‏
سَخُن‌گَردانی نه بی‌کَران است و نَه بَسته؛ وَنکه میانِ این دو است. آن بَرسانِ رُودی که میانِ دو-کَرانه بِلَغزَد. ‏ساختمان واژه، کَرانه‌ها را پاس بِدارد، امّا رُوانِ آدمی نَوسان‌ها را بِسازَد. واژه در شبکة کُنِشی، زِیَنده‌ترین چهرة ‏خود را بِنَمایانَد.‏
سَخُن‌گَردانی تنها بازیِ خواننده با واژه نیست؛ واژه نیز در بَر-ا-برِ خواننده خامُش نَمانَد. هر واژه، پیشینه‌ای از ‏کار‌ها، فرسایش‌ها و رسُوب‌هایِ زمانی را با خود بِکَشَد و این پیشینه، بَرسانِ نیرویِ پَنهانی، راهِ خوانش را کج ‏یا راست بِکُنَد. خواننده گُمان بِبَرَد که آزادانه در پهنة چِم، گام بِزَنَد، امّا واژه از پیش، نشانه‌هایی در خاک ‏بِنِهاده است. این کَش-ا-کَشِ میانِ آزادیِ خوانِش و سنگینیِ زمانی، همان جایی است که سَخُن‌گَردانی به ‏پویاترین ترازِ خود بِرَسَد: نَه واژه فرمان بِرانَد و نَه خواننده، وَنکه چِم در میانِ این دو زاده بِشُوَد.‏
در این میدان، هرگز چِم به ‌یَک-‌باره نَپدیدَد. چِم، رخدادِ آهسته-آهسته است؛ لایه-‌لایه و گاه واپس‌گرا. ‏خواننده به واژه نزدیک بِشُوَد، چیزی بِفَهمد، سپس با خوانشِ دو-باره یا با دگرگونیِ حال-‌و-زمانِ خود، همان ‏فهم فرو-بِریزَد و جای خود را به فهم دیگری بِدِهَد. این فرو-ریزش، شکستِ زبان نیست؛ نشانة زِیَنده‌بُوِشِ ‏آن است. زبانی که چِمَش فرو-نَریزَد، از پیش بِمُرده است. سَخُن‌گَردانی، آیینِ این فرود-و-فرازِ همیشگی ‏است.‏
واژه در سَخُن‌گَردانی، از یکانگی بِگُریزد. هر کُوشِشی برای بَندِشِ واژه، خَشِنی زبانی است که آن نه‌ تنها واژه، ‏که اندیشه را نیز بِخُشکانَد. از این است که زبانِ زِیَنده همواره با بَد-‌فهمی‌ها-و-لغزش‌ها-و-چندراهگی‌ها ‏بِآمیخته است. این لغزش‌ها کاستی نیستند؛ رَوزَنه‌ هستند. از دلِ همین بَد-فهمی‌هاست که کرانه‌‌های نُو ‏بِگُشایند و اندیشه از باز-آوَرِشِ خود بِرِهَد.‏
سَخُن‌گَردانی نشان بِدِهَد که فهم، کاری کَسِ ویژه‌ای نیست. هر خوانِش، در شبکه‌ای از خوانش‌های دیگر ‏جای بِدارد. ما واژه را تنها با چَشمِ خود نَخوانیم؛ آوایِ دیگران، آموزش‌ها، گُزارش‌های گروهی و حتی ‏خامُشی‌هایِ هازمانی در گُوشِمان آواز بِدارند. پس هر گزارش، گفت-‌و-گویِ نا-دینِشی با کَسانی است که ‏نیستند و واژه در این گفت‌-و-گو، همیشه جای-به-‌جای بِشُوَد و هرگز در یک جایگاه آرام نَگیرد.‏
در این میان، تَن را نیز از یاد نباییم تا بِبَریم. سَخُن‌گَردانی تنها کارِ هوش نیست؛ تَن نیز در آن هَنایش بِدارد. ‏هم‌آهنگی دَم، خستگی، درد، یا شادمانیِ تَن بِتُوانَد تا راهِ خوانِش را دگرگون بِکُنَد. واژه‌ای که در حالِ ‏آسودگی نرم بِنِماید، در ترسناکی تیز بِشُوَد. این باشندگیِ تَن، یادآورِ آن است که زبان هرگز چیز پنداره‌ای ‏نیست. واژه، هر چند به اندیشه بِرَوَد، ریشه در زِیِش بِدارد.‏
پویاییِ سَخُن‌گَردانی هم‌ چنین کَرانِ میانِ فهم-و-آفرینش را کم‌رنگ بِکُنَد. خواننده، تنها در-یابندة چِم ‏نیست؛ هم‌زمان آفرینندة آن نیز است. هر خوانِش، چیزی به جِهان بِاَفزاید، هر چند این افزایِش، «ناپیدا»-و-‌‏«بی‌نام» بِمانَد. از این‌ است که خوانِش نیز کُنِشِ خُوی-و-خیم است. آن‌ که بِخوانَد، پاسخگویِ جِهانی است ‏که با خوانشِ خود بِسازَد؛ جِهانی که بِتُوانَد تا وازتَر-یا-بَسته‌تر، مِهربان‌تَر-یا-خَشن‌تر بِباشد.‏
More from @pehrest
  1. Aug 14, 2026جُست-و-جُو در تاریکی نوشته: دکتر فربود شکوهی (جلوه) گوینده: بانو آسیه حیدری شاهی‌سَرایی ته…
  2. Aug 4, 2026داستانِ 1: کوزة شکسته و بادِ داد نوشته : دکتر فربود شکوهی کتاب : باد داد بخشِ دوم باد، با…
  3. Aug 4, 2026داستانِ 1: کوزة شکسته و بادِ داد نوشته : دکتر فربود شکوهی کتاب : باد داد بخش نخست در کویر،…
  4. Feb 18, 2026راستی، خرد، دانایی، تندرستی، توانایی، هوشمندی و میهن عزیزمان ایران؛ اینها کلید واژه‌های آم…
  5. Feb 6, 2026@Pehrest
  6. Feb 3, 2026https://www.instagram.com/reel/DN7qgBAEujO/?igsh=M3k4aGpoOTRpYnJ6
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →