نگاهی به دیدگاههای محمد حبیبی و نقد جعفر ابراهیمی بر آن:
هر دو متن حبیبی و ابراهیمی، تلاشهایی ستودنیاند برای یک هدف مشترک... اما از دو جهت مخالف، به یک نقطهی مشترک میرسند: نداشتنِ نظریهای برای گذار از تحلیل - چه گفتمانی، چه طبقاتی - به سازمان و پراتیک. حبیبی گفتمانی پیشنهاد میکند که ... به نظر میرسد تلاشی است برای پوپولیسمی عام...؛ ابراهیمی طبقه را بهدرستی از انحلال نجات میدهد... اما با مفهومی از طبقه که خود قادر به پوششدادن پیچیدگی نیروی کار امروز ایران نیست روبهرو میشود و در بسط آن ناتوان میماند.
__________
👈متن کامل
Post #2903
2.58K
