🎓بیهوشِ باهوش
استادی مرید را گفت: «زنهار به هوش مصنوعی نزدیک نشوی، که عقلت ببرد و دولوپر را تباه و فانی کند.»
و خود، شبانگاهان پنهان از مریدان، همان کار بد کردی.
روزی استاد دمی برفت و مرید بخشی از پروژه را که روزها در آن مانده بود، به هوش سپرد و ساعتی تمام کرد.
استاد بازآمد و گفت: «این تو کردی؟»
گفت: «نه یا استاد، هوش کرد.»
استاد برآشفت که: «نگفتم عقل از سرت بِبَرد؟!» و خشمگین برون شد.
مرید نیز باقی پروژه به هوش سپرد و تمام کرد.
استاد پس از تَمَدّد اعصاب، با اعصابی مُمَدّد و بویی نامألوف بازآمد و چون کار تمام دید، فریاد زد:
«الباقی را هم با هوش زدی، ای بیهوش؟!»
مرید گفت: «یا استاد، چون آن نخست، عقل از سرم بِبُرد و مایهٔ رنجش استاد شد، خویشتن را مستحق عقوبت دانستم و باقی نیز بدان سپردم تا یکسره تباه و فانی شوم.»
استاد اندکی در وی نگریست؛ سپس بهصورت اتوماتیک جامهٔ خویش دریدن گرفت؛ چنانکه نزدیکان گرد وی درآمدند تا چیزی دیده نشود.
عالمان کاین نهیِ هوش بر درس و منبر میکنند
چون به خلوت میروند، با هوش بدتر میکنند
زاکان عبیدی
🎓کالج پارت؛ در مسیر واقعیت
🔹🔹🔹
❤️🔥website 🆔instagram
🆔linkedin 🆔telegram
💬bale
Post #1553
2.73K

- ❤ 45