بعد از تأمّلِ این معنی مصلحت آن دیدم که در نشیمنِ عُزلت نشینم و دامن از صحبت فراهم چینم و دفتر از گفتههای پریشان بشویم و مِن بعد پریشان نگویم.
زبان بریده به کُنجی نشسته صُمٌّ بُکْم
به از کسی که زبانش نباشد اندر حکم
دیباچه
دامنی از گل: گزیدۀ #گلستان_سعدی، تصحیح غلامحسین یوسفی، نشر سخن، چاپ نهم: ١٣٨٠، ص. ٢٩
Post #148
324