صدهزار موش گِرد آیند، زَهره ندارند که در گربه بنگرند زیرا که هیبتِ گربه نگذارد که ایشان جمع باشند. و گربه جمع است در نَفسِ خویش. و اگر جمع بودندی همهی موشان، هم کاری کردندی. چند موش اگر فدای شدندی، آخر گربه یکی را گرفتی، مشغول شدی، آن یکی دگر چشمش را بکندی و آن دگر سرش درافتادی. البتّه بکُشتندیش. الّا اگر نکُشتندیش، باری، گریزان شدی.
الّا همین است که خوفشان نگذارد که جمع شوند موشان. و گربه جمع است.
دفتر دوم: صدهزار زَهره ندارند که در گربه بنگرند
#مقالات_شمس، شمسالدین محمد تبریزی، ویرایش جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، چاپ بیستویکم، ۱۳۹۹، ص ۲۲۰.
Post #147
370