TGViewer
پارسی‌جوی پارسی‌جوی @parsijoy · 201 subscribers
Post #146 519
شخصی تُرک‌پسری مست را خفته دید. شلوارش بگشاد، چندان که کیر بر در کونش می‌مالید نعوظش نمی‌شد. ناگاه بادی از خفته جدا شد. غلام‌باره با کیر خود گفت:

اینک نسیمی می‌وزد کز دوست می‌آرد خبر
برخیز کاستقبال او واجب بود کردن به سر



#رساله‌ی_دلگشا، عبید زاکانی، از کلیات عبید زاکانی، به‌کوشش محمدجعفر محجوب، انتشارات گلشایی، ۱۳۵۲.
More from @parsijoy
  1. Jun 5, 2026«لزوم انس با ادب فارسی در ترجمه»، صالح حسینی، مجلهٔ نشر دانش، خرداد و تیر ۱۳۶۹
  2. Jun 27, 2025مجالِ سخن تا نبینی ز پیش به بیهوده گفتن مبر قدرِ خویش باب اوّل: در سیرتِ پادشاهان دامنی از…
  3. Jun 27, 2025درویشی مستجاب‌الدّعوة در بغداد پدید آمد. حجّاجِ یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت: دعای خیر…
  4. Jun 27, 2025نترسد آن که برافتادگان نبخشاید که گر ز پای درآید، کسش نگیرد دست؟ باب اوّل: در سیرتِ پادشاه…
  5. Jun 27, 2025بر رعیّتِ ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی. باب اوّل: در سیرتِ پادشاهان دامنی از گل:…
  6. Jun 27, 2025خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر زان پیشتر که بانگ برآید فلان نماند باب اوّل: در سیرتِ پاد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →