TGViewer
Papelinevesht Papelinevesht @papelinevesht · 15 subscribers
Post #8 45
#part3

اسمه

قفل در را باز کردم و بیرون رفتم
النی زیبایم
در آن لباس آبی روشن
مثل پری میدرخشید

دیگر نمیتوانست بگوید که
آه چرا در عروسی پدر مادرم نیستم(:😅

به سمتم دوید

النی:وای ماماننن این همه قشنگی چی میگه؟😭🎀

سفت و محکم بغلش کردم

اسمه:بابات کو؟
النی:بیرونه،بقیم بیرونن،بیا بریم،بیاااا

دستم را کشید و دست دیگرم که آزاد بود را
به لباسم گرفتم تا نیوفتم

اسمه:دِ دختر یواش تر لباس میمونه زیر پام میوفتم
النی:بیا برییییم

وقتی بیرون از در رفتیم تازه فهمیدم
اینهمه عجله‌اش برای چی بود

لبخندی بر لبم نقش بست و لحظه به لحظه
عمیق تر میشد
کی وقت کرده بودند
اصلا چجوری نشنیده بودم؟

راوی

منظره روبرویش دیگه توان حرف زدن بهش را نداد
محل عروسی را عوض کرده بودند
جلوی خانه مجردیش بود
دلیل داشت
نگران بود
چیزی فهمیده بودم
شریف در پی‌اش بود
  • ❤ 3
More from @papelinevesht
  1. Oct 2, 2026نظرتون؟🪿
  2. Oct 2, 2026#part7 راوی حال هیچکدام خوب نبود هر دو در اتاق عمل زیر دست بهترین جراح ها عمل میشدند.. الن…
  3. Oct 2, 2026بریم پارت بنویسیم🦦
  4. Oct 1, 2026شبِ شوما بخیر 😁🌙 فردا پر از پارتای خین و خین ریزیه🩸
  5. Oct 1, 2026#part6 راوی تازه نگاهشان به اسمه و عادل میوفتاد هر دو غرق خون؛ در آغوش یکدیگر افتاده بودند…
  6. Oct 1, 2026بشینید پارت اصلی تو راهه🫠
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →