«او با رفتن و رها شدنش، ما را آزاد کرده بود. از زندگی هر روزی آزاد شده بودیم، هر یک به گونهای. چشممان انگار با شهودی غریب باز شده بود، هستی و زندگی دیگر آن نبود که با تجربههای شخصی آن را محک میزدیم، اکنون زندگی ما جزئی بود طبیعی از هستی تمام کسانی که با ما میزیستند.»
بخشی از رمان باغ گمشده نوشتهٔ جواد مجابی
او امروز با دنیایی از کلمهها و داستانها به خاک سپرده میشود.
یاد و داستانهایش با ما خواهد ماند.
@pajandski
Post #635
128
- ❤ 7